سوال های مرتبط

مامان کارن مامان کارن ۱۵ ماهگی
تجربه واکسن دوماهگی... شب قبل از واکسن تجربه ی مامانا رو تو گهواره میخوندم ترسیده بودم ،از استرس معده درد عصبی شدم ☹️ نگران بی قراری موقع واکسن و تب بعد از واکسیناسیون بودم... اما خدارو شکر موقع واکسن خیلی گریه نکرد و بعد از اونم اونقدر که فکر میکردم‌ وحشتناک نبود...
اما کارایی که کردم و تجربه ام... روز قبل از واکسن بردمش حموم شبم زود خوابش کردم قنداق کردم که راحت بخوابه و روز واکسن کم خوابی نداشته باشه. روز واکسن قبل از رفتن بهش شیر دادم ،پوشکشو عوض کردم و مرتبش کردم،تو مسیر استامینوفن خریدم ،قبل رفتن شیر دوشیدم و شیشه رو همراهم گذاشتم ، بعد از واکسن با بغل و شیر سریع آروم شد،وقتی اومدم خونه مامانم رو پا تکونش میداد و منم کمپرس سرد میذاشتم‌رو پاش ،خوابید و بعد از ۲ ساعت بیدار شد و گریه هاش شروع شد... پاشو که تکون میداد درد اذیتش میکرد ،با بغل و تکون رو پا اروم تر میشد،فقط ۴ ساعت بی‌قراری کرد بعدش دیگع راحت خوابید،تو اون ۴ ساعت شیر هم نمی‌خورد دیگه الان اوکی شده.کمپرس سرد هم مرتب استفاده کردم. ایشالله تا فردا خوب خوب شه☹️❤️
مامان آریا 👶🏻🩵 مامان آریا 👶🏻🩵 ۱۵ ماهگی
تجربه من از واکسن دو ماهگی آریا 👶💉

صبح شنبه آریا رو بردم برای واکسن دو ماهگیش. شب قبلش حسابی حمومش کردم 🛁 چون می‌دونستم تا ۳ روز بعدش نباید حموم بره.
راستش چون نمی‌دونستم واکسن خوراکی رو دارن یا نه، قبلش بهش استامینوفن ندادم.

دو تا تزریقی بود 💉💉، دو تا هم خوراکی، که متأسفانه یکی از خوراکی‌هاش موجود نبود 🚫🍬

موقع واکسن زدن من اصلاً دلم طاقت نداشت برم تو 💔😢 مادرشوهرم رفت و پاهاشو نگه داشت.
تا زدند، جیغ زد 😭 ولی خب سریع تموم شد. اومدیم خونه، بهش استامینوفن دادم (بر اساس وزنش، دو برابر) و خوابید 😴🍼

برای درد پاهاش، هر دو ساعت کمپرس سرد گذاشتم ❄️ و استامینوفن رو هم هر ۴ ساعت دادم.
اولش خیلی اذیت نشد، ولی چند ساعت بعد دماش رفت بالا 🌡️ که با پاشویه آرومش کردم.
یه بادی نخی تنش کردم که گرماش بالا نره 👕

شبش اما خیلی بی‌قرار بود 😫 همش تو خواب زور می‌زد، می‌پیچید و گریه می‌کرد 😢
فهمیدم دلیلش قطره خوراکی فلج اطفاله که دل‌درد میاره 🤦‍♀️💊

روز دوم فقط کمپرس گرم گذاشتم ♨️ و هر ۶ ساعت یه‌بار قطره استامینوفن دادم.
ولی درد پاش بیشتر شده بود، تا می‌ذاشتمش زمین جیغ می‌زد 😭
همش بغلش می‌کردم، راه می‌رفتم دور خونه که آروم شه 🤱💞

امروز که روز سومه، خدا رو شکر یه کم بهتره 🙏🥹
هنوز یه کوچولو بی‌قراره ولی اون گریه‌ها و تب رو نداره دیگه 💗

مامانا اگه تازه قراره ببرین کوچولوتونو برای واکسن دو ماهگی، فقط خواستم بگم:
تا می‌تونین آروم باشین، چون بچه‌هاتون همه حس‌تونو می‌فهمن 💕
و اینکه بدونین، می‌گذره... سخت ولی قابل تحمل 😌🌈