۷ پاسخ

بگو شما بیشتر محبت کنید به شما عادت کنه

بگو چون اول مامانم باهاش بوده بهش عادت کرده شما میمودی بیمارستان ب شما عادت میکرد این کوچیکه از هر کی محبت ببینه میره سمتش .از حسودی میگن .توام بیشتر ب مادرت وابسته کن بیشتر حسودی کنه پاره بشه 😂

خوش به حالت تو ارتباط نیستی

سلام دوستان خوبید
من چون تازه کارم انقدی نمیتونم صرف تبلیغات کنم
ممنون میشم حمایتم کنید چون ب نفع خودتون هم هست
دیگه لازم نیست لوازم ارایشی بهداشتی تونو گرون بخرید
حتما یه سری به کانالم بزنید تا با دیدن قیمت ها شوکه بشید ما سودمون کمه تا مشتری جمع کنیم😍
روبیکا
shop_vivi
اینستام هنوز تکمیل نشده
shop_vivi1

به نظرمن توچون ازشون بدی دیدی واذیت شدی حالاخیلی حساس شدی واین حرف اصلا رومخ بودن نداره
ببین حسادت کرده میگه منم میخام نوه ام روببینم،چرااون مادربزرگ زیادببینتش ولی من نوه ام رونبینم؟
حالاتوام خوشت نمیادنمیری،من جای توبودم یه جوری ردش میکردم وناراحت نمیشدم چون اون داره احساسش روباتیکه میگه
حالا بچه توسبزه شده به خانواده تو رفته،به اونانرفته،دیگه اشکالی نداره هرکسی یه جوره،درجوابش میگفتی سبزه هااتفاقانمکی ترن ومیخندیدی
به شوهرت گلگی کن ولی دعوانکن،اون بیجاره چه گناهی داره ک خانوادش اینجورین

اهمیت نده خودتو بزن ب کوچه علی چپ
گوه خوری اینا تمومی نداره
مادر شوهر من از پیری در قبرش بازه
امده میگه به دختر ۱۶ ساله من تو فقط مادر مامانت دوس داری شنیدم گفتی
دخترمم درید بهش گفت من کلا سالی یه بار شماها رو میبینم هیچ احساسی به مادر بزرگا ندارم چه تو چه مادر مامانم😶😶🥴🥴🥴
زنیکه روانی

بگو هر جا به دخترم اهمیت بدن و محبت کنن و راحت باشه میبرمش 😊

سوال های مرتبط

مامان آلما مامان آلما ۱ سالگی
مامانای مهربون سلاممم❤️

پیشنهاد میکنم کتاب:
«کودک، خانواده، انسان» | ادل فابر و الین مازلیش
(در بعضی ترجمه‌ها: «چگونه با کودکان صحبت کنیم تا گوش بدهند، و چگونه گوش بدهیم تا با ما صحبت کنند») رو حتما بخونین.

قبل از اینکه آلما به دنیا بیاد، فکر می‌کردم ارتباط با بچه‌ها فقط به شیر دادن و پوشک کردن خلاصه می‌شه. ولی کم‌کم فهمیدم بچه‌ها از همون ماه‌های اول هم با ما حرف می‌زنن فقط زبونش فرق داره.
این کتاب دقیقاً از همون ارتباط می‌گه. اینکه چطور با بچه‌مون حرف بزنیم، چطور به حرفاش گوش بدیم، و چطور به احساساتش احترام بذاریم.

چیزهایی که از این کتاب یاد گرفتم:
*به‌جای "نکن!" بگم چی میتونه بکنه
*اول احساسشو ببینم، بعد راه‌حل بدم
*لازم نیست همیشه راه‌حل بدم، گاهی فقط باید کنارش باشم
*بچه‌ها بیشتر از تنبیه، با درک شدن یاد می‌گیرن


لحن کتاب چطوره؟
کاملاً صمیمی و خودمونی هستش. پر از گفت‌وگوهای واقعی بین والد و فرزند، مثال‌هایی که حس می‌کنی از دل زندگی خودته.

مناسب برای کیه؟
به نظرم برای همه‌مون،حتی اگه بچه‌مون هنوز خیلی کوچیکه.چون پایه‌ی رابطه، از همین حالا شکل می‌گیره.
از اپ طاقچه میتونین تهیه اش کنین.

اگه شماهم کتاب خوبی رو میشناسین معرفی کنین لطفا.❤️
مامان آرمین مامان آرمین ۱۵ ماهگی
خانوما اینجا خیلی دیدم که اکثرا برای فرنی بادام ها رو تست نمی‌کنند و از خطر آمیگدالین و سیانور بادام تلخ چیری نمیدونن از خطر سم بوتولیسم و عسل خبر ندارند مدام ب بچها قند و روغن مایع و بيسکوئيت مادر و بستنی و مدام مواد کارخونه ای میدن مدام با قاشق پلاستیکی و قاشق پلاستیکی غذا میدن یه گوشی هممون داریم حالا با هر مارکی یه بار سرچ کنید ببینید به بچه چی بدیم و چی ندیم نمیشه همش بگیم قدیم اینجوری بوده قدیم اونجور بود نمیشه که ب سیستم دفاعی بچه ظلم کرد هر بار هم که میگی اینجوری نکنید انگار دشمن خونی هستیم و جبه می‌گیرند ما که بد کسب رو نمی‌نمیخاییم اصلا من خودم یه بار عدسی رو با ماست میدادم به بچم همینجا گفتند بده نده ب بچه منم با احترام قبول کردم چه اشکالی داره اینجا برای همینه که اطلاعاتمون رو بالا ببریم قرار نیست همه همه چیز رو بدونند که سعی کنید ارتباط بچه با مواد شیمیایی رو به حداقل برسونید لوسیونها و ضد آفتابها همه دروغی بیش نیستند مگر اینکه توی افتاب شددددید بخاییم قرار بگیریم بچه ها خیلی لطیف هستند
مامان ال ای مامان ال ای ۱۰ ماهگی
مامانا مادرشوهرم همش سعی داره بچمو ازم دور کنه و وابسته خودش کنه من میگیرم بغلم میاد با زور بچمو میگیره محکم میکشه بیرون دخترم گریه میکنه منو میخواد خودشو میندازه بغلم محکم میگرتش که نیاد بغلم پامیشه هواسشو پرت میکنه که منو یادش بره 😭همش تا میبینه بغلمه با لحت تند میگه بیار بزارش زمین بیار بده به من البته بگم من شهرم اون روستا تمام سعمو میکنم کم برم ولی نمیشه خودش پا میشه میاد اون رفتارا رو میکنه تو دوران نامزدی و قبل بچه منو اهمیت نمیداد بهم رو نمیداد همه جا با عروس بزرگش میرفت چرااا چون اون بچه داست من نداشتم
حالا هی مقلا میاد خونمون دلیلش هم فقط بچمه میگه اون یکی نوه ام وابستمه اینم باید وابسته من باشه همش میگه اون یکی نوه ام مامانشو نمیفهمید این چرا تو رو دوس داره
من با زجررر به دستش اوردم با درد سنگ صفرای شدید تو دوران بارداری هفت ماه استفراغ
فشار پایین بی حالی تنگی نفس جفت پایین از هفت ماهگی با دهانه یه سانت نگهش داشتم به لطف مادرم حتی یه سر هم بهم نزد حالا چراااا اومده با روح و روانم بازی میکنه چرا میخواد دخترمو ازم دور کنه چرا نمیزاره دخترم بیاد بغلم
همش میگه مریضش نکنی غذا میدی شیر میدی 😭😭😭😭خسته شدم به خدا نمیتونم هی غر بزنم به شوهرم بنده خدا هی میگه مامان بسته بسته بسته
بعدا هم میگن عروس بد هس 😭افسردم کرده مریضم کرده