۹ پاسخ

دعا براش بردار به نظرم قرآن بزار بالا سرش

واسش قرآن بزار گوش بده . خودت واسش آیت الکرسی و ۴قل هرشب بخون موقع خواب.

چرا نمیبریش یه دکتر خوب؟؟ آخه اونجا ک هستی زیاد دکترای خوبی نداره . ببرش یه درمان اساسی کنه اینجوری گناه داره آخه .

به نظرم بچه انقدر زیر سرم و امپول بوده ترسیده
بچه منم یه دورع اینجوری شده بود از بس ازش رگ گرفته بودن تقصیری نداره طفلک

میگی خوذش جمع میکزد شاید دلش درد میکرده یا پیج میخورده شایدم از ساعت خوابش که گذشته بوده کلافه بوده عزیزم

بگردم الهى انشالله اين رورا زودتر بگذره بزرگتر بشه خيلي راحت ميشه اين شرايطش

ماهورم دو روز نمیزاره بخوابیم از ساعت دو شب بیدارمیشه تا شش صبح دیوانه شدم

انشالله ک چیزی نیس

بگو مامانی خواهری بیاد پیشت

سوال های مرتبط

مامان خرگوشی مامان خرگوشی ۲ سالگی
ادامه تایپ قبلی.....

نگم که چقدر تو اون دوران بارداریش چقدر بقیه زرج داد می‌رفت دکتر اگه دکتر دوتا دارو می‌نوشت اون چندتا هم بدون نسخه دکتر می‌گرفت. می‌گفتیم عزیزم نخور اینقدر زیادی هر چیزی حدی داره واسه خودت بچه مشکل درست میشه می‌گفت باشه ولی می‌دیدم داره کار خودش می‌کنه ما هم دیگه چیزی نمیگفتیم اصلا غذا سفره نمیخورد مامانم هرچی درست میکرد می‌آورد اصلا نمیخورد مامانم گریه میکرد می‌گفت بخور خاله جان هم خودت ضعیف شده هم بچه اونجوری وزن نمیگیره انگار نه انگار تا اینکه بچه نارس دنیا اومد و نارسایی داشت و سدیم بدنش تشکیل نمیشد شب تا صبح مامانم کنار گهوارش نشسته بود اون خواب بود تا مامانم صداش میزد پاشو بچه شیر بده بلند میشد و جیغ و داد میکرد و بچه باشدت از زمین بلند میکرد همه مون میترسیدیم که این چرا اینجوری می‌کنه دیگه مامانم زود زود صداش نمی‌زد خودش شیر خشک درست میکرد به بچه میداد اون همون جوری خواب بود. ما روستایی هستیم گوسفند داریم مامانم رفته بود بیرون به اونا برسه این همینجوری که خواب بوده بچه بیدار شده گریه کرده گریه کرده و از شدت گرسنگی قندش افتاده بود وقتی که بچه از هوش رفته بود بلند شده بود جیغ و داد که بچم تشنج کرده مامانم اینا سریع رسوندن بیمارستان سرم زدن بهش اینا یه دو روز بیمارستان بود بعد هم مرخص کردنش اینا با مامانم زندگی میکردن تا اینکه خونه خودشون تکمیل شد مامانم رفت وسایلاشون چید از زیر قرآن ردشون کرد رفتن توی خونه خودشون.......