۱۸ پاسخ

من از بچه دار شدنم پشیمون نیستم....اما خسته ام....خسته از تمام چیز هایی ک گفتی....دلم تفریح میخواد خرید میخواد ..دلم میخواد با شوهرم مثل قبلنا باشیم‌...دلم میخواد بشینم فیلم ببینم....دلم میخواد خونم برای یک ساعتم ک شده تمیز بمونه و .....
واقن خستم

ولی منی که پر انرژی اقدام در دومی🥲👌🏻

منم‌همینطور مامان مهراد منم همینطور

سلام عزیزم خداروشکر کن که فرزند سالم داری که تموم اینکارایی که میگی رو انجام میده اگه خدایی نکرده زبونم لال یه مشکل کوچیک داشت تمام این کارها رو داشتی درد و رنج بچه هم میدیدی بازم شکر که بچه سالم خدا بهت داده سختیش چند ماه دیگه هست
الهی خدا برات نگهش داره

منی که تو غربت هستم و شاغل هم هستم

منم‌عزیزم همینم البته من مامان سه تابچم دیگه خودت تصور کن

منم همینطورررررر منم🥹

میفهممت
خیلییییی میفهممت
منم خیلیییی خسته‌ام😣

من ک دست تنهام جرخوردم دیگه همش گریه میکنم

منم بخدا شهر غریب یکی 5سالشه یکی 11ماهس.خیلی خستم خیلی دلتنگم اصن حالم خوب نیست اصن

دقیقا حال الان منم همینه
در کنار بچه ۱۵ ماهه یه پسر ۲ونیم ساله هم دارم 🫠🫠🫠

عزیزم شرایط هممون همینه ولی یه خندش به تمام چیزامون میارزه به خدا

منی که از خانوادمم دورم تنها دارم دیونه میشم دیگه

با تمام وجودم درکت میکنم

منم دقیقاااا همین حس هارو دارم و خسته ام

منم همینم ناشکری نمیکنم ولی واقعا اگ برگردم عقب اصلاااا تواین سن بچه نمیارم میذارم قشنگ تفریح میکنم بعدا من خیلی عجله کردم والان پشیمونم

وایییییی همه اینا رو سه برابر کن من دیگه گاهی اوقات حس میکنم از شدت استرس دارم بی هوش 😮‍💨

حق داری سخته واقعا
خدا حفظ کنه کوچولوهامون رو

سوال های مرتبط

مامان ارسلان مامان ارسلان ۱۵ ماهگی
#دل نوشته
میدونید من فکر میکنم اینکه بعضی ها از بچه داری خسته میشن..یا فرصت بازی با بچه پیدا نمیکنن...یا دائم سر بچه داد میزنن یا برعکس کسانی که از بچه داری لذت تمام میبرن ، برمیگرده به مدل زندگی ، نه آروم بودن بچه
شما الان دو تا بچه شیطون رو تصور کنین که مثلا هر دو ساعت ۹ صبح از خواب بیدار میشن
مادر بچه اول خودش تا ساعت ۹ کنار بچه خوابیده و حالا با هم بیدار میشن و تا بیاد صبحانه آماده کنه و هر دو بخورن و پوشک عوض کنه یک ساعت گذشته و حالا باید بره سراغ ناهار آماده کردن با بچه شیطونش و کلی چالش..این وسط خونه هم نامرتبه و بچه سر وسایل مختلف میره و مادر اعصابش خرد میشه و ممکنه داد بزنه یا بکن نکن کنه. ظهر میشه بدون اینکه وقت مفیدی با بچه گذرونده باشه.
حالا مادر بجه دوم رو تصور کنین که ۷ صبح از خواب بیدار میشه و در نبود بچه صبحانه مفصلی میخوره و کمی دور و اطراف خونه راه میره و ناهارشو بار میذاره و ساعت تازه شده ۹ صبح و کم کم بچه بیدار میشه
مادری با انرژی، خونه مرتب و ناهار بار گذاشته شده، کاملا آماده برای بازی و آموزش و وقت مفید گذاشتن با بچه...
و از بچه داری لذت میبره ..😍
هر دو مادر هم بچه شیطون دارن
پس الکی دنبال بهانه نباشید که فلانی حتما بچه اش آرومه که مدام دارن باهم بازی میکنن و شعر میخونن....نه
.همه ی لذت زندگی برمیگرده به مدل زندگی ما
به برنامه ریزی ما
من هر چیزی که مینویسم رو تجربه کردم و نتیجه های متفاوت رو بررسی کردم
هیچوقت شعار نمیدم...
مامان مهراب ۲۳ماهه مامان مهراب ۲۳ماهه هفته نهم بارداری
خب چند تا راهکار میگیم ولی قبلش تو دو یا سه سالگي بچه رو یا بفرستیم مهد یا اینکه بگیم بچه ای بیاد خونتون یا شما برید خونشون که کمتر وابسته ی شما باشه تو بازی کردن.
حالا برای اینکه بچه ها تنها بازی کنن:
پارچه های مختلف دکمه ها و چسب و قیچی و حالا کنار این ها وسایل بازیافت مثل انواع بطری ها و ظرف های پلاستیکی و...
چجوری بچه ها را آماده کنیم تنها بازی کنن؟
مثلا بچه ای که تا حالا تنها بازی نکرده بگیم برو یک ساعت بشین و خودت برای خودت بازی کن یا بسه دیگه چقدر به من میچسبی
این باعث بدتر شدن میشه و نتیجه عکس داره و بیشتر وابسته شما میشه
مثلا کتاب میارید جلو خودتون که دارید کتاب میخونید ولی حواستون به بچتونه بگید من کتاب خودم رو میخونم توام با کتاب خودت بازی کن و همچنین بازی باشه که بتونه تنهایی انجام و نیاز به ما نداشته باشه یا مثلا دارید غذا درست میکنید یه وسیله بازی یه ظرفی چیزی بزارید جلوش اول خودتون یکم باهاش بازی کنید مثلا صدا درست کنید انواع ظرف ها و انواع صداها درست بشه و وقتی خوشش اومد دوست داره ازتون بگیره و اون انجام بده
از یک دقیقه شروع کنید بگید این یک دقیقه من غذا درست میکنم یا مطالعه میکنم و تو بازی کن پ کم کم این زمان رو بیشتر کنیم و بچه ها یاد می‌گیرند این زمان رو مادر یا پدر برای خودش میخواد وقت بزاره و اون هم یاد میگیره خودش رو سرگرم کنه.
اگر خیلی برای بچه بازی بخرید و فرصت ساخت و ساز و کاردستی و...رو برای بچه فراهم نکنید ممکنه سخت‌تر تنهایی بازی کنند
مامان مهراب ۲۳ماهه مامان مهراب ۲۳ماهه هفته نهم بارداری
سلام من اومدم(ادامه مطالب قبلی)
چطور با بچه ها بازی کنیم که به همه خوش بگذره؟
از زبان میوه صحبت میکنیم براش》تکنیک جان بخشیدن به اشیا
و از سمت اشیا صحبت کنیم برای اینکه بازی رو جذاب کنیم
مثلا بچه دلش بستنی میخواد ولی الان وقت بستنی نیست و گشنش هم هست و نمیشه با بچه با منطق و استدلال صحبت کنیم پس میتونیم صدامون رو تغییر بدیم و از سمت بستنی باهاش صحبت کنیم بگیم وای بیرون خیلی گرمه من اینجا رو بیشتر دوست دارم دوست دارم تو فریزر باشم من رو بیرون نیارید(ازینجور حرفا)که حواسش پرت بشه بعد از سمت غذا باهاش حرف بزنیم
و نکته ی بعد فضا سازی کنیم براش
چطور فضا سازی کنیم؟
حموم رو تبدیل کنیم به کنار دریا و براش قصه بسازیم
چطوری بازی رو بامزه کنیم ؟
صدا رو تغییر بدیم شکلک در بیاریم و لباس های بانمک بپوشیم یه لگن مثلا رو سرمون بزاریم
صدامون رو ضعیف و کلفت بکنیم مثل بچه کوچولوها حرف بزنیم یا مثل ربات باهاش حرف بزنیم
و مثلا بگیم من ملکه غذا ها هستم و اومدم اجی مجی بکنم یا ملکه گردو ها هستم یه کفگیر هم بگیریم دستمون😂 با این ورد میخونیم و..
حالا چطور بازی رو با زندگی روزمره ادغام کنیم؟
یعنی این بازی مختص زمان خاص نیست حمام،دستشویی،غذا خوردن و..
توی همه ی این فرآیندها بازی رو هم داشته باشیم