۱۱ پاسخ

فک۰ نکنم ب کس خاصی مربوط باشه چون من حتی تو گهواره هم پیام میدم یه ساعت بعدش همه چی برعکس میشه

اخه اینجا ک کسی کسیو نمیشناسه چ چشم بزنه

برا بچه منم همینطوره ، اصلا میترسم یکی بچه مو ببینه

منم هرموقع چیزی از بچم گفتم همین شده😐

مادر بزرگم میگه همیشه از ۲ نفر تعریف نکن
شوهرت و‌بچت

براش چندروز،اسپندبانمک+یکم ازمو خودت یابچت بندازروزغال

صدقه بزار ی تخم مرغم دور سرش بگردون بنداز بیرون

عزیزم رفتی اینجور جا راستسو نگووو بگو هیچچچ وایننیسه تااا صب بیدارههه . بعضی واقعا ن که بخوان از قصد چش بزنن کلاا چششون شوره .

بایدوقتی اسپنددودکنی تویه برگه اسم طرف وسط بنویس دورتادورش هم اسامی خبیثه مثل ابوبکر.عمر.فرعون.نمرود.یزید.ابن ملجم .معاویه.بنویسی وبعدش دودش کنی کنارنی نی

منم هر وقت تعریف کردم صد درجه برعکس شده 😑😑😑واقعا چراااا
برگشتن به من گفتن حموم سر و صدا نمیکنه ؟ گفتم نهه اتفاقا حموم رو دوست داره اصلا صداش درنمیاد
دقیقا الان دو باره که دارم میبرم حموم ، از همون موقعی که وارد میشه تا موقعی که بره بیرون انقدر گریه می‌کنه تا من میترسم و سریع میدمش بیرون🥲😕

هیچ‌جا ازش تعریف نکن
یبار یکی پرسید شکم بچت کار مبکنه؟
گفتم اره روزی جند بار
۳هفته کلا دفع بچم بهم ریخت ،
الان همون ادم دیروز ب من گفت خوب شیر میخوره؟
گفتم نه
با لج و ب زور
برن گمشن

وای عزیزم بچه ان دیگه کن تا الا بیدارم دلدرد داره دخترم

سوال های مرتبط

مامان maman Nelin🌈💖 مامان maman Nelin🌈💖 ۱۱ ماهگی
مامانا ذهنم خیلی درگیره
امشب برای شام رفتیم خونه ی مادرشوهرم. قرار بود شب اونجا بخوابیم. چون معمولا بچمو که میبرم جایی بعدش میارم بد خواب میشه. بردمش اونجا همش خواب بود بچه. ساعت ۸ بهش شیر داده بودم خوابید ۱۱ قرار شد بهش شیر بدم اگه خوابید و بیدار نشد شب همونجا بخوابیم. اگه بیدار شد بیاریمش خونه ی خودمون. من ۱۱ بهش تو خواب شیر دادم. همیشه همینکارو میکنم. پدر شوهرم شروع کرد گفت تو خواب بهش شیر نده و فلان گفتم اگه بیدار شه خودش دیگه نمیخوابه قلقش دستمه. گفت نکن اینکارو بچه بد خواب میشه خلاصه توضیح دادم که اگه بیدارش نکنم خودش بیدار شه خوابش کلا میپره تو خواب بهش شیر بدم میخوابه دوباره. مادر شوهرمم از اون طرف جو میداد که آره بچه ی منو اذیت میکنن و فلان‌ خواهر شوهرم چند بار بهش اشاره داد که بسه دیگه چیزی نگو این باز میگفت بچه ی منو اذیت میکنن؟ هی میگفت. منم دیدم ساکت نمیشه برگشتم گفتم آره ما بچه رو شکنجه میکنیم تنبیه بدنیش میکنیم. خلاصه که شیر دادم و بچه خوابید بازم بیدار نشد. به شوهرم گفتم بمونیم شب مادر شوهرم گفت حالا میخواین امتحان کنین برین خونه ببینین شاید خوابید اگه نخوابید بیارینش منم دیدم اینجوری گفت به شوهرم گفتم بریم خونه.
به نظرتون من جوابشو دادم کار بدی کردم؟ نمیدونم چرا عذاب وجدان گرفتم.
خدایی آدمای بدی نیستن اما امشب واقعا عصبیم کرده بودن