۷ پاسخ

ولی عذاشو خداراشکر متوجه میشم که بهتر میخوره تا چند روز پیش ک شیر میخورد خوب غذا نمی‌خورد اما از همون روز ارشیر گرفتم غذاشرخوب شد

بعد چند روز خوابش خوب شد من سه روز ک شدید در سینه داشتم امروز بهتر شدم ولی امشب شب پنجم .هست این چند شب بچم خیلی بیدار میشه اذیت می‌کنه وای چ کنم

عزیزم سینه‌هات خیلی دردناک نشد من یه نصفه روز که ندم دردناک و گلوله گلوله میشه هیچ‌جوریم پوشیده نمیشه

دقیقا به خصوص خوابشون خیلی خوب میشه .
دختر من تا صبح بیدار میدار میشد شیر می‌خورد الان میخوابه دیگ بیدار نمیشه مگ برای خواب

ممنون عزیزم

عزیزم،پناه چندکیلو؟من میترسم وزنش کم بشه خدایی نکرده مریض بشه جرات ندارم از شیر بگیرم...

خداروشکر اره منم هم خودم هم بچم بیشتر از قبل استراحت میکنیم و خداروشکر غذاشم خوب شده

سوال های مرتبط

مامان 🎀آنیساونبـات🍼 مامان 🎀آنیساونبـات🍼 ۲ سالگی
❌❌تجربه از شیر (خشک) گرفتن❌❌
سلام مامانا
درباره از شیر گرفتن انیسا (شیر خشک)
چون چند نفر پرسیدن چجوری گرفتی تایپیک میزارم تا بمونه شاید بدرد بعضیا بخوره..
.

دختر من فقط شیر میخورد...در روز شاید ۵ ۶ بار شیشه میخورد و غذا نمیخورد...
یکی دوبار سعی کردم بگیرم ازش اما همکاری لازم رو نداشت منم گفتم بعد ۲ سالگی میگیرم
تا چند وقت پیش ک یکم بی میل شده بود نسب به شیرخشک و شیشه
میخورد اما کم
دو هفته پیش تقریبا،مریض شد درحدی ک ۲ روز لب به هیچی نزد
هیچی
فقط اب میخورد ۲ روز کلا ۲ بار شیر خورد اونم ۳۰ تا
بعد اون مریضی اصلا دیگ میلی ب شیشه نداشت
همون ۲ بار در روز
دیدم اینجوریه یشب ک شیر درس کردم ت بخابه نخورد خابید تا صبح
منم دیگ روز بعد ندادم و شیشه رو قاییم کردم
انیسا روز اول براش فرقی نداشت و خوب غذا میخورد
روز دوم یکی دوبار گف جی جی ک حواسشو پرت کردم یادش رف اما روز دوم غذا کمتر خورد
و شبا هم پا نشد برای شیر و میخابید
امروز روز ۴م ک از شیر و کلا از شیشه گرفتنش
یکم غذا خوردنش بهتر شده
سعی کنین یک هفته اول ببرینش بیرون بازی کنین باهاش و... تا حواسش پرت بشه
شما میتونین تدریجی هم بگیرین من یهو قط کردم
مامان پناه🔆 مامان پناه🔆 ۲ سالگی
سلام عزیزای دلم
امروز ۹ روز میشه ک من پناه جانو از شیر گرفتم
چون خودم خیلی واسه این موضوع تحقیق کردم میخام واسه کسایی ک واقعا نیاز دارن تجربه ای رو بدونن بگم:)

من متوجه شده بودم ک پناه اصلا دیگه بخاطر گشنگی شیر نمیخوره چون وابسته شده بود همش باید سینم دهنش میبود
مثلا نشسته بودیم ت جمع یهو میگفت مامان اتاق یعنی بریم شیر بخورم خلاصه من باید هر چی پناه میگفت همون کارو میکردم
سر سفرع ت خواب مثلا خواب بود بیدار میشد تا شیر نمی‌خورد دیگ نمیخورد خلاصه خیلی اذیت شدم خیلی گاعی اینقدر مک میزد داغون میشدم از شدت ضعف
پناه یکسال و ده ماه کامل شیر خورد
من روز اول هر موقع میومد یهو میگفت ممه میگفتم عع مامان مثلا بیا بریم پیش عروسکات بریم خوراکی بخوریم بریم غذا کلی سعی کردم سرگرم شه اما تا میدید من نشستم میگفت مامان ممه من اومدم یکم صبر زرد با اب حل کردم زدم ب سینم ( یکبار این کارو چندین ماه پیش کرده بودم اما همون موقع پناه ویروس گرقت من فکر کردم بخاطر این بود حتی اومدم گهواره گفتم استفادع نکنین اما بعد فهمیدم بخاطر اون نبود)بعد گفت شیر میخام هی گفتم دودو شده مامان اذیتم خب نمی‌پذیرفت بعدش یهو یکم مزه کرد بدش اومد دیگ نیومد سمتش چند باری هوس کرد اومد تا مک زد بدش اومد نخورد من ت شیشه شیر پاستوریزع ماجان یا شیر های دیگ میریزم بار اول با فاصله خیلی کم دادم اصلا حتی دستش نگرفت ک بخوره بعدش شب خیلی هوس کرده بود دادم ی شیشه شیر پر خورد بعدش دیگ شیر میخاست و سینمو فقط ناز میکرد با بیسکوییت های خوب سرگرمش میکردم غذا میخورد سیر میشد میخابید حتی وقتی خیلی خسته میشه همون موقع شیشه شیرو بهش میدم میخابع فقط باید کنارش باشم میخابه خابش همش سبک نیست دیگه