۱۷ پاسخ

من فقط شوهرم و مامانم و خواهرم کمکم کردن

دستشویی رفتن زیاد😂😂
بقیه برام مهم نبپدن از اول
و بهم ریختن هورمونا

خونواده شوهرم و خونواده خودم

شوهرمو خانوادش

هیچ کدوم نداشتم ولی ای کاش داشتم همذو ولی مامانم بووود😭

استرس برای بچه و سلامتیش و فکر زایمان زودرس خیلی اذیتم میکنه

تنهایی خودم.شوهرم محل کارش دوره و فقط ده روز در ماه خونه هست.الان هفته۳۹هستم شوهرم خونه نیست

اینکه استراحت بودم و همش باید منتظر میموندم شوهرم بیاد کارارو بکنه،یا مامانم بیاد،یا میرفتم خونه ی مامانم.
بااینکه کمکحال بودن ولی از اینکه منتظر یکی دیگه باشم برای کارام و خونه زندگی خیلی اذیت شدم.

بعدش تهوع زیاد خیلی اذیتم کرد.

خونواده شوهرم بااینکه دیدن شوهرم نیس همش خونه مامانمم یه تعارف نکردن بیاینجا یا حالموبپرسن بعدزایمان رفتارم باهاشون ۱۰۰درجه عوض میشه برن ب درک

شاغلم
شهر غریب
خانواده شوهرم هستن یه بار نیومدن سر بزنن که هیچچچچ باهام دعوا هم کردن
استراحت مطلق بودم
از اول بارداریم پدرشوهرم باهام حرف نزد هنوز علتشو نمیدونم
بستری بودم بعد چند روز خواهر شوهرم زنگ زد گفت مامان بهم کفته بستری یادم رفته زنگ بزنم

اخلاق بدخودم 😐
شب ب شب به رفتارام بااطرافیانم فکر میکنم میخام چل بشم
خداوکیلی مامانم وشوهرم مثل پروانه دورم میچرخن و من اخلاقم بدشده وزبونم نیش دار🙄🥲

ازدواج راه دور کردم ،خانوادم دور بودن ازم ،بی محلی خانواده شوهر با اینکه تو یه ساختمان زندگی میکنیم ،تا آخرین لحظه خودم از خدا کمک میخوام تا محتاج این جور افرادی که خودشون رو میزنن به اون راه نشم
فقط از خدا هفته های اخر کمک میخوام
برای من خیلی سخت بود😔

با خدا باش پادشاهی کن .بیخیال خواهر من سر بچه اولم تجربه کردم همش از جیب برو هستن بعدا به خودت میای میبینی چقدر در حق بچت ظلم کردی

درک نکردن شوهر

من خودم عذاب وجدان اینکه توجه و رسیدگیم به بچه اولم خیلی کمتر شده دیگه مثل قبل نمیتونستم بهش برسم باهاش بازی کنم و ...

دانشگاه 😑😑

ویار
شاغل بودن مامانم
دست تنهایی واااااقعا دیونم کرد

سوال های مرتبط