۶ پاسخ

منم هنوز از دخترم نگرفتم خیلی وابستس

وای خداروشکر من ندادم بهش الان راحتم...
مامان نفس خوبی؟ زندگیت چطوره همسرت ترک کرده؟

من دوروزه دارم تدریجی کم میکنم

ما یه روز بیرون بودیم پستونک انداخت رفت زیر ماشین له شد گفتم رفت دیگه نداریم البته یه ماهی هم سوراخ بود و روزا نمی‌دادم بعد یه هفته شبا بی قرار میشد ولی راحتتتتت شدم بعدم کلا از شیشه گرفتمش و خلاصصصصص ببین شبا تا صبح یه کله می‌خوابه فقط بعضی شبا پا میشه با قمقمه آب میخوره و خودش دوباره می‌خوابه همین

من اول پستونک گرفتم ازش بعد شیر راحت شدم بخدا

دختر منم تو ترکه، انقد لجباز شده، گریع میکنه همش پستونک میخواد
شب تاشب یکم میزارم دهنش خواب ک رف از دهنش بیرون میارم

سوال های مرتبط

مامان دونه انار مامان دونه انار ۱۱ ماهگی
ما از دیشب پروژه‌ی از پستونک گرفتن رو شروع کردیم، ولی به جبر زمانه!😅
فاطمه در عرض چند روز همه‌ی پستونک هاش رو گم کرد
دیشب هم آخریش رو
دیگه گفتم حالا که موقعیتش جور شده از پستونک بگیرمش🥲
تا الان نگرفتم چون داداشش هم پستونک میخوره، ولی به نظرم الان دیگه آمادگی‌ش رو داره
دیشب موقع خواب درخواست پستونک کرد، خودشم میدونست گم شده، هی میومد به من می‌گفت پاشو پستونک بده😅
منم گفتم گم شده و نیست، قبول نمی‌کرد، توی رختخواب یه مقدار بی‌قراری کرد، آخرش مثلا پاشدیم دنبال پستونک بگردیم، کل خونه رو چند دور رفتیم و اومدیم، بعدش گفت بغلش کنم، دوباره چند دور هم همونجور که بغلم بود دور خونه گشتیم🫠
براش کلی شعر خوندم، قصه گفتم، قصه‌ی پستونک کوچولویی که وقتی فاطمه به دنیا اومد پدر و مادرش اون رو فرستادن تا موقعی که فاطمه بزرگ میشه پیشش باشه، حالا دیگه فاطمه بزرگ شده و پستونک میخواد برگرده خونه شون😄
گفتم تو دیگه بزرگ شدی خانم شدی، پستونک مال نینی هاست، داداش کوچولو باید پستونک بخوره
آوردمش توی رختخواب از زبون عروسکش هم باهاش حرف زدم، ولی با همه‌ی اینا بازم قبول نمیکرد، خیلی سخت بود براش، کلی گریه کرد و بعدشم با من قهر کرد و رفت اون طرف خوابید🥲
خیلی شبیه از شیر گرفتن بود به نظرم...
صبح که بیدار شد حس میکردم انگار چند درجه بزرگتر شده🙂
انشاالله بقیه‌شم خوب پیش بره. اینم تجربه‌ی ما بود🌼

#تجربه
#پستونک
#ترک_پستونک