ما از دیشب پروژه‌ی از پستونک گرفتن رو شروع کردیم، ولی به جبر زمانه!😅
فاطمه در عرض چند روز همه‌ی پستونک هاش رو گم کرد
دیشب هم آخریش رو
دیگه گفتم حالا که موقعیتش جور شده از پستونک بگیرمش🥲
تا الان نگرفتم چون داداشش هم پستونک میخوره، ولی به نظرم الان دیگه آمادگی‌ش رو داره
دیشب موقع خواب درخواست پستونک کرد، خودشم میدونست گم شده، هی میومد به من می‌گفت پاشو پستونک بده😅
منم گفتم گم شده و نیست، قبول نمی‌کرد، توی رختخواب یه مقدار بی‌قراری کرد، آخرش مثلا پاشدیم دنبال پستونک بگردیم، کل خونه رو چند دور رفتیم و اومدیم، بعدش گفت بغلش کنم، دوباره چند دور هم همونجور که بغلم بود دور خونه گشتیم🫠
براش کلی شعر خوندم، قصه گفتم، قصه‌ی پستونک کوچولویی که وقتی فاطمه به دنیا اومد پدر و مادرش اون رو فرستادن تا موقعی که فاطمه بزرگ میشه پیشش باشه، حالا دیگه فاطمه بزرگ شده و پستونک میخواد برگرده خونه شون😄
گفتم تو دیگه بزرگ شدی خانم شدی، پستونک مال نینی هاست، داداش کوچولو باید پستونک بخوره
آوردمش توی رختخواب از زبون عروسکش هم باهاش حرف زدم، ولی با همه‌ی اینا بازم قبول نمیکرد، خیلی سخت بود براش، کلی گریه کرد و بعدشم با من قهر کرد و رفت اون طرف خوابید🥲
خیلی شبیه از شیر گرفتن بود به نظرم...
صبح که بیدار شد حس میکردم انگار چند درجه بزرگتر شده🙂
انشاالله بقیه‌شم خوب پیش بره. اینم تجربه‌ی ما بود🌼

#تجربه
#پستونک
#ترک_پستونک

تصویر
۷ پاسخ

خواهرم پسرشو از پستونک گرفت اتقدر اون شب جیغ زد که طبقه‌ی بالا گفتن چیشده 🫤 تا از پستونک گرفتش پوره شد

بنطرم اجازه بده هروقت بهبودی کامل پیدا کرد اینکارو بکن

سلام عزیزم بنظرم الان که پاش سوخته و درد داره اینکارو نکن
خود سوختگی پا باعث بیقراری هست چون یا از دندونه یا از حساسیت

ان‌شاءالله که همینطور باشه❤️
من از الان استرس از شیر و پستونک گرفتنو دارم
راستی عزیزم پسرت چندماهشه الان؟

پسر من حس میکنم بخام این کارو کنم انقد جیغ میزنع ک پاشم برم بخرم. نگاش کن .
اینم خیلی وابستس و اینکه اصلن حرف حالیش نمیشه

تصویر

من دقیقا روز ۲۲ ماهگیش از خواب بیدارشد پستونکشو بعد صبحانه خواست سرشو قیچی کردم دادم بهش گفتم جوجو برده بده نی نی ها تو دیگه بزرگ شدی گفت باچه و خودش برد انداخت دم پنجره که جوجو ببره دوروز میپرسید کجاس یادآوری میکردم جوجو برده باز میگفت باچه و تمام دیگه نخواست🙈 اصلا فکرنمیکردم انقد راحت قبول کنه چون خیلی وابسته بود بخصوص برا خواب

کاش منم اول از شیر گرفته بودمش بعد از پستونک🫠

سوال های مرتبط

مامان 🩷آنیساومسیحا🩵 مامان 🩷آنیساومسیحا🩵 ۳ سالگی
⭕تجربه از پستونک گرفتن آنیسا⭕
.
از روزی که شیشه و شیر رو قطع کردم انیسا بیشتر وابسته پستونکش شد اکثراا تو دهنش بود
یک هفته بود ک هی پستونک رو با دندوناشو میکشید و هوای داخلش خالی میشد هی پستونک میخریدم همین کارو میکرد
تا ی شب قبل اینک بخوابه اخرین پستونکش هم همین بلارو اورد سرش و بهش گفتم دیگ نیست باید همینو بخوری
همونجوری میخورد پستونک رو🤦🏻‍♂️
عصره روز بعد سر پستونک رو یکم قیچی کردم گذاشتم رو میز ناهارخوری یکی دوبار سراغشو گرف گفتم اونجاست برو بردار
دوبار خورد دید پاره‌س پرتش کرد
گفتم خراب شده دیگه برو بنداز سطل اشغال
رف انداخت و اومد کلی تشویقش کردم و خودشم برای خودش دست میزد
موقع خوابش که رسید یکم بهانه‌شو گرفت گفتم خودت انداختیش بیرون که برو بردار چونک میدونست کجا انداخته دیگ نرف سمتش
دیگ بدون پستونک خابید
اما من همون شب رفتم ی پستونک خریدم گذاشتم کنار اگر نصفه شب اذیت شد بدم بهش اما خداروشکر خابید تا صبح
روز بعدم یکم بهانه‌شو گرف گفتم برو بردار از جایی ک انداختی😂دیگ میرف دنبال بازیش
تا اینک دیگ کم کم فراموش کرد و موقع خواب هم بهانه‌شو نمیگیره
از وقتی ک شیشه و شیر رو گرفتم یک هفته گذشت پستونک رو گرفتم...
.
.
برای هیچکدوم اذیت نکرد خداروشکر
سوالی بود درخدمتم🌹