دخترم اخیرا خییلی زیاد به پستونک وابسته شده بود،یعنی تو خونه مدتم دهنش بود وقتی هم قایم میکردم کلافه میشد دنبالش میگشت و هی درخواست پستونک داشت(به پستونک میگه پیس😩🥺) هی میومد پیشم و میگفت پیس و تا پستونکشو نمیگرفت بیخیال نمیشد تا اینکه هفته ی پیش پستونکش پاره شد رفتیم براش پستونک جدید کپی مدل قبلی خریدیم فقط طرحش فرق داشت که خانوم خانوما قبولش نکرد میذاشت دهنش اوق میزد،نمیدونم چرا آخه مارک و سایزش دقیقا مثل پستونک همیشگیش بود و ترجیح میداد همون پستونک پاره خودشو بخوره تا اینکه پستونکش پارگیش انقدر زیاد شد که به مو بند بود ولی باز ولش نمیکرد و پستونک جدیدو نگاهشم نمیکرد😂دوباره رفتیم یه پستونک مثل همین طرح خودش گرفتیم یعنی با پستونک خودش مو نمیزد که خانوم اینم قبول نکرد و همونو که به مو بند بود میخورد😂دیروز صبح بالاخره پاره شد و آورد داد که درستش کنم بهش توضیح دادم که نمیشه یا باید پستونک جدیدتو بگیری یا دیگه پستونک نداری حالا پستونک جدیدتو میخوای؟خواستم بذارم دهنش که گفت نه!و در کمال ناباوری بدون پستونک خوابید و از دیروز تا الان دیگه بدون پستونک میخوابه اصلا فکر نمیکردم انقدر راحت ترک کنه چون شدیدا وابسته بود! خداروشکر این مرحله رو پشت سر گذاشتم! میمونه از شیر گرفتن و ترک پوشک که به امیدخدا تو زمان مناسبش🌼شما چجوری از پستونک گرفتین یا میخواین بگیرین؟

۳ پاسخ

پسر من ب شدت هزار ب پستونک وابسته بود و من انقدر
استرس داشتم ک چجور از پستونک بگیرم ..چون دندوناش جلو اومده بود خیلی ناراحت بودم و تصمیم گرفتم ک ترکش بدم
۱۱ شهریور با قیچی تیکه کوچولو از پستونک رو چیدم و تا ده دقیقه گریه و ناراحت و عصبی بود .بعد یک شبانه روز بیشتر چیدم و تا 3 رور مدام میزاشت دهنش و در آخر بعد 5 روز از ته چیدم و نمیتونست بزاره دهنش کلافه میشد ولی سختیش تا یک هفته بود .بعد هم براش توضیح دادم ک دیگه خراب شده برو بندازش سطل زباله و پسرم هم انداختش و برا خودش هم دست زد
هر چند گاهی در طی روز موقع خواب چند بار میگه ممه اما گریه نمیکنه و واقعا برا خودم غول ساخته بودم ک چجور ترکش بدم خداروشکر آسون بود

پسر منم واسه خواب وابسته پستونکه خدا کنه راحت ترک کنه

*مدام دهنش بود

سوال های مرتبط

مامان دونه انار مامان دونه انار ۱۳ ماهگی
ما از دیشب پروژه‌ی از پستونک گرفتن رو شروع کردیم، ولی به جبر زمانه!😅
فاطمه در عرض چند روز همه‌ی پستونک هاش رو گم کرد
دیشب هم آخریش رو
دیگه گفتم حالا که موقعیتش جور شده از پستونک بگیرمش🥲
تا الان نگرفتم چون داداشش هم پستونک میخوره، ولی به نظرم الان دیگه آمادگی‌ش رو داره
دیشب موقع خواب درخواست پستونک کرد، خودشم میدونست گم شده، هی میومد به من می‌گفت پاشو پستونک بده😅
منم گفتم گم شده و نیست، قبول نمی‌کرد، توی رختخواب یه مقدار بی‌قراری کرد، آخرش مثلا پاشدیم دنبال پستونک بگردیم، کل خونه رو چند دور رفتیم و اومدیم، بعدش گفت بغلش کنم، دوباره چند دور هم همونجور که بغلم بود دور خونه گشتیم🫠
براش کلی شعر خوندم، قصه گفتم، قصه‌ی پستونک کوچولویی که وقتی فاطمه به دنیا اومد پدر و مادرش اون رو فرستادن تا موقعی که فاطمه بزرگ میشه پیشش باشه، حالا دیگه فاطمه بزرگ شده و پستونک میخواد برگرده خونه شون😄
گفتم تو دیگه بزرگ شدی خانم شدی، پستونک مال نینی هاست، داداش کوچولو باید پستونک بخوره
آوردمش توی رختخواب از زبون عروسکش هم باهاش حرف زدم، ولی با همه‌ی اینا بازم قبول نمیکرد، خیلی سخت بود براش، کلی گریه کرد و بعدشم با من قهر کرد و رفت اون طرف خوابید🥲
خیلی شبیه از شیر گرفتن بود به نظرم...
صبح که بیدار شد حس میکردم انگار چند درجه بزرگتر شده🙂
انشاالله بقیه‌شم خوب پیش بره. اینم تجربه‌ی ما بود🌼

#تجربه
#پستونک
#ترک_پستونک
مامان 🩷آنیساومسیحا🩵 مامان 🩷آنیساومسیحا🩵 ۳ سالگی
⭕تجربه از پستونک گرفتن آنیسا⭕
.
از روزی که شیشه و شیر رو قطع کردم انیسا بیشتر وابسته پستونکش شد اکثراا تو دهنش بود
یک هفته بود ک هی پستونک رو با دندوناشو میکشید و هوای داخلش خالی میشد هی پستونک میخریدم همین کارو میکرد
تا ی شب قبل اینک بخوابه اخرین پستونکش هم همین بلارو اورد سرش و بهش گفتم دیگ نیست باید همینو بخوری
همونجوری میخورد پستونک رو🤦🏻‍♂️
عصره روز بعد سر پستونک رو یکم قیچی کردم گذاشتم رو میز ناهارخوری یکی دوبار سراغشو گرف گفتم اونجاست برو بردار
دوبار خورد دید پاره‌س پرتش کرد
گفتم خراب شده دیگه برو بنداز سطل اشغال
رف انداخت و اومد کلی تشویقش کردم و خودشم برای خودش دست میزد
موقع خوابش که رسید یکم بهانه‌شو گرفت گفتم خودت انداختیش بیرون که برو بردار چونک میدونست کجا انداخته دیگ نرف سمتش
دیگ بدون پستونک خابید
اما من همون شب رفتم ی پستونک خریدم گذاشتم کنار اگر نصفه شب اذیت شد بدم بهش اما خداروشکر خابید تا صبح
روز بعدم یکم بهانه‌شو گرف گفتم برو بردار از جایی ک انداختی😂دیگ میرف دنبال بازیش
تا اینک دیگ کم کم فراموش کرد و موقع خواب هم بهانه‌شو نمیگیره
از وقتی ک شیشه و شیر رو گرفتم یک هفته گذشت پستونک رو گرفتم...
.
.
برای هیچکدوم اذیت نکرد خداروشکر
سوالی بود درخدمتم🌹
مامان نویان مامان نویان ۲ سالگی
سلام به همه مامانای گهواره 🫠🫠خدا قوت به همتون✋️
چقدر پروسه از پستونک سخته...یعنی همه مراحل سختن از پوشک گرفتن از شیر گرفتن و از شیشه و پستونک گرفتن...
پسرم پستونک خراب شده بود براش یکی دیگه گرفتیم اصلا هم نیت گرفتن از پستونک نداشتم ولی تو دلم خیلی حرص میخوردم که دارم تنبلی میکنم که از دیروز عصر پستونک کهنه پسرم جلوی چشماش انداختم سطل آشغال نو رو که دادم نخواست اصلا..تا قبل خواب اوکی بود وای پسرم که تایم خوابش ۹ الی ۱۰ شبه تا ۱۲ تو تاریکی و روشنایی اتاق هی بهانه های عجیب غریب میگرفت و داشت هلاک میشد و خوابش نمیبرد...دیشب خوابش برد تو خواب چندیت بار ناله کرد و من پستونک گذاشتم دهنش خودش پرت میکرد بیرون و خلاصه امروز هم مکافات داشتم...
پسر سر به راه من امروز شر شور شده بود هر روز ۱۲ و نیم یک میخوابید امروز ۵ و نیم خوابش برد به سختی و من خودم رو به فروپاشیم کلیم کارام مونده...
دعا کنید روانی نشم چون دیگه خودش نمیگیره پستونکشو و فقط داره کلافه میشه و من باید صبوری کنم تا عادت کنه..

کسایی که تجربه اشو دارین چقدر طول میکشه عادت کنه؟