۱۱ پاسخ

من زیاد تو خواب اروغشو نمیگرفتم خداروشکر رفلاکسی نشد

منم بچهام شیر بشیر هستن ..فقط میتونم بگم در حلق حلما جانم ظلم شد.طفلی زود بود پدر مادرشو با یکی دیگه تقسیم کنه.یواشکی قهر می‌کنه.یواشکی گریه می‌کنه .بمیرم براش.😔

به سلامتی کی زایمان کردی؟ دخترت اذیت نمیکنه؟

ن ربطی ب اروغ نداره
عذاب وجدان نداشته باش

الهی بگردم.
بی تاثیر نیست اما خب خیلی هم ربطی به بادگلو نداره مهدیه.
بیشتر مربوط به تغذیه دوران بارداریه فکر میکنم.
تو تغذیه‌ت توی بارداری حاج علی(😁) با بارداری نرگس تفاوتی داشت؟

منم دائم آروغ می‌گرفتم ولی دخترم به حدی رفلاکسش شدید شد ک خس خس میکرد

بله آروغ گیری مرحله مهمی هست و سطح شیب دار خوابوندن نوزاد مهم تر
تایم دهی به شیردهی خصوصا نوزاد شیر خشکی واقعا مهمه آدم رعایت کنه این سه تا رو واقعا رفلاکس کنترل میشه
بچه اول همیشه آدم تجربه کمی داره و خیلی بلا ها سرش میاد نگران نباش انشالله نی نی دوم با تجربه و عالی عمل می‌کنی

آروغ گرفتن خیلی مهمه
ولی نمیدونم چقدر ربط داره به اینایی که گفتید
پسر منم یکم رفلاکس داشت با اینکه آروغشو میگرفتم و خیلی حساس بودم
شیر هم اصلا ربطی به چاقی و لاغری نداره و به نظرم بیشتر به ژنتیک و یکم به تغذیه مربوطه
شیر من اصلا وزن‌دهی خوبی نداره و مامانمم همینطور بود

منم بعد هربار شیر دادن دخترمو نیم ساعت تو بغلم میگردوندم که آروغ بزنه بعضی وقتام ۴۰ دیقه چون اصلا نشسته تو بغلم نمیموند باید راه میرفتم تا ۵ ماهگی هروز بعد هر شیر خوردن کارم همین بود قشنگ از جون افتادم تک و تنها شهر غریب بدون کمکی ولی باز دخترمو میزاشتم زمین بالا میاورد اصلا ربطی به سهل انگاری شما نداره

عزیزم من مدام آروغ بچمو گرفتم تو خواب ک بهش شیر میدادم بچه خواب رو مینداختم رو شونه‌م ۲۰ دیقه مینشستم خواب خودمو میگرفتم ک بچم آروغ بزنه مداااام داشت بالا می‌میورد رفلاکس شدید داشت و تا ی سالگی ادامه داشت از وقتی شیرخشک ar خورد خوب شد پس خودتو سرزنش نکن

بنظرم با گلو خیلی تاثیر داره تو رفلاکس و وزن گیری بچع
همه بهم میگفتن
بخصوص بچه رفلاکسی ک میگفتن بیشتر نگه ش دار ک بادگلو هرچی داره بزنه خوبه

سوال های مرتبط

مامان ماهان مامان ماهان ۱ سالگی
مامان دلبرک مامان دلبرک ۲ سالگی
چون این روزا دارم زیاد تاپیک میبینم که مامانا سوال میکنن چطور بچه رو از شیر بگیریم یا شما چطور گرفتین گفتم تجربه خودمو براتون بزارم
اول اینو بگم که من فقط حدود ۲۵ روز شیر خودمو دادم و بعدش شیرخشک دادم پس تجربه‌ای که میزارم درباره شیشه و شیرخشک
دوم اینکه من دور و برم خیلی بچه بوده و همیشه حواسم به بچه‌ها و چالشایی که مامانا داشتن بوده و برای خودم الگو برداری کرده بودم که حواسم باشه
مثلا دیدم که بچه رو از شیر گرفتن ولی بچه مثلا ۵-۶ سالشه هنوز داره از شیشه آب میخوره یا شیر شب از شیشه می‌خوره😑
سر همینا من بشدت حواسم بود که دخترمو اصلا به شیشه یا پستونک وابسته نکنم
برای همین هرموقع تا شیر میدادم فوری شیشه رو از دم دستش برمی‌داشتم، یا هیچوقت آب و اینا توی شیشه بهش ندادم و از لیوان و نی استفاده کردم

۱۵ ماهگی چون دخترم دیگه ۱۶ تا دندون داشت و طبق چکاب یکسالگیش سطح آهن و کلسیمش بالا بود و غذا خوردنشم خوب بود تصمیم گرفتم هم از پستونک بگیرمش هم شیر
تجربه پستونک رو بعدا تو تاپیک جدا میزارم
ولی شیر رو چجوری قطع کردم...

تاپیک دیگه میزارم
مامان Ana مامان Ana ۱ سالگی
من دخترمو چند روزه از شیر گرفتم چون شبا بیش از حد شیر میخورد تا صبح ده بار بیدار می‌شد هر دفعه ام یک ساعت بیشتر شیر میخورد انقد که دیگه تپش قلب می‌گرفتم حالم بد میشد روزا هم مدام چسبیده به من بود خلاصه یه شب انقد اذیتم کرد که دیگه تصمیمو گرفتم و از شیر گرفتمش ولی خوب خیلی عذاب وجدان داشتم و دارم... بعد دیروز مادرشوهرم سر صبح اومد خونه ما ،ما داشتیم صبحونه می‌خوردیم یهویی شروع کرد به حرف زدن که چرا بچه رو از شیر گرفتی شیر سوزش کردی هنوز سنش کمه باید تا دوسالگی می‌دادی مادری نکردی براش بعد دخترم اومد که بیاد رو پاهای من بشینه رو به دخترم میگفت نرو بغل مامانت ، مامانت به تو شیر نداده برات مادری نکرده... منم فقط اخمامو کشیدم تو هم خودمو خیلی کنترل کردم که بهش بی احترامی نکنم ولی الان خیلی پشیمونم که جوابشو ندادم از دیروز هم مدام حرفاش میاد تو ذهنم و گریم میگیره جدای از عذاب وجدان ازین حرص میخورم که اصن به اون چه ربطی داره واقعا کاش جوابشو میدادم که الان انقد خودخوری نمی‌کردم 💔💔