۲۰ پاسخ

۱۵ سالگی ازدواج کردم تو خونه خودم دیپلمم رو گرفتم و بعدش اقدام به بارداری کردم الانم ۱۸ سالمه تا نینی هم به دنیا بیاد هنوز ۱۸ سالمه زمان ازدواج هم به این فک کردم که این مرد واقعا میتونه بهترین و کاملترین مرد برام باشه و تا الان هم که همین بوده دوست داشتم به دور از همه فقط یه رفیق و یه همدم داشته باشم و شاید اگر خودم حوصله داشتم درسم هم بعد حتما ادامه بدم

چرا همه بچه بودن ازدواج کردن😐 عجب!

من ۲۴ سالم بود که نامزد کردم
۳سال نامزدو بعدش،عروسی،
خیلی جالبه برام یه سریا تو سن ۱۴ .۱۵سالگی چه عجله ای داشتینا😂😂
فقط اونکه گفت چون رابطه میخواستم ازدواج کردم عالییی بود🤣🤣😂😅

من کلا به ازدواج فکر نمیکردم و تو سن بالا ازدواج کردم ۳۴ سالگی ازدواج کردم
تو خاله بازی هام همیشه خونم مرتب بود و بدون شوهر و بچه تنها مینشستم کیف میکردم😅
ولی ابجیام همیشه با شوهر و بچه بودن 😂😂😂😂😂

۲۴ نامزد،
۲۵ عقد
۲۸ هم رفتیم خونه خودمون مستقل شدیم 😁
الانم ۳۱ سالمه و تااازه میخوام اقدام به بارداری کنم 🤣🤣
هیچی همکلاس بودیم و عشق و عاشقی و این مسائل 😁
چون وقتی ازدواج‌کردیم هردو دانشجو بودیم و کل این زندگی رو باهم ساختیم
و خداروشکر راضی هستم ❤️

۱۳ سالگی ازدواج کردم ۱۵ هم عروسی گرفتیم ۱۶ هم باردار شدم الان ۱۹ سالمه ، بنظرم زود ازدواج کردن خوب نیست خودم هیچی نمی‌دونستم

۱۳ سالگی ازدواج کردم ۱۷ باردار شدم دنیا بیاد میشم ۱۸ ولی ازدواج تو سن کم اذیت میشی خودت

من 17 سالگی ازدواج کردم الانم 18 سالمه 🥲هیچیم از ازدواج نمیفهمیدم فک میکردم خیلی اسونه ولی نه یجاهایش سخت میشه واسه ادم

من ۱۹ سالگی، ترم دو دانشگاه
چونکه رابطه میخواستم ولی مذهبی بودم🤣🤣 چاره ای جز ازدواج نمیموند😂

من ۱۷ ازدواج کردم و ۱۸ حامله شدم🤣
هیچی دیگه دیدم اطرافیان دارن ۱۳ ۱۴ ازدواج میکنن اینطوری پیش بره میترشم منم ی تکونی خوردم 🙄🤣

من ۲۹ سالگی ازدواج کردم البته ۲ سال هم دوست بودیم ولی من خیلی مستقل و موفق بودم قبل ازدواج خونه زندگی داشتم مسافرت مهمونی البته همش با خودش بودم دیگه سرکارمو میرفتم پرستار بودم تو بهترین بیمارستانای خصوصی تهران کار میکردم کلی آدم حسابی اطرافم بود که وقتی مشکلی میبود کاری یا شخصی با یه تلفن حل میکردن ولی من عاشق همسرم بودم و هدفمون هم از دوستی ازدواج کردن بود و بهم رسیدن و خداروشکر هم بهم رسیدیم و ازدواج کردیم درسته از زندگی مستقلم جدا شدم و خیلی چیزا رو از دست دادم سرکارمم نرفتم خانوم خونه ی همسرم شدم و مامان بچش دارم میشم و با همدیگه خوشحالیم ولی دوست دارم بچم به دنیا اومد و یکم اوکی شدم به همون مستقل بودنه برگردم درسته همسرم ماهیانه بجز پولی که به کارتم میزنه بازم خورد خورد هی پول به کارتم میزنه میگه همراهت باشه ولی اینکه خودت مستقل باشی اصلا یه مزه ی دیگه میده کلا من دختر هم بودم هدفم موفقیت و مستقل بودن بود خداروشکر بهش رسیدم و موفق هم بودم هر چی موفقتر باشی اعتبارت هم پیش خانواده ی همسر یا خانواده ی خودت بالاتره و همش بهت احترام میزارن

۲۲ سالم بود به بچه که اصلا فکر نمی‌کردم همش دنبال چیزای رمانتیک و زندگی عاشقانه بودم

من ۱۸ نامزد شدم
۱۹ ازدواج کردم اانشالله ۲ روز دیگ میشم ۲۰ مادر شدم😂


من کلن همه چی یهویی میشد عقد و عروسی و بچه دار شدن اینقد یهویی شد ک نفهمیدم چی ب چی میشد 😂 اصلا همو نمیشناختیم یهو پیداش شد امد خاستگاری منم قبول کردم🤣 بعضی وقتا با خودم فک میکنم چم شد یهو
ولی خوب خداروشکر راضیم از زندگیم🥹

من 17 ازدواج کردم
فقط ب این فکر میکردم برم با عشقم تنها زندگی کنم
و کسیم بهمون کار نداشته باشه و راحت باشیم
کلن فکر میکردم ازدواج خیلی خوبه
هرکار دلم بخواد انجام میدم اینا
و هرجام بخوام منو میبره

اصن جوری ک فکر میکردم نشد🥲

۱۸ سالگی عقد کردیم
درسته تو سن کم ازدواج کردم ولی همه فکر و ذکرم این بود که چه رشته ای قبول شم
دانشگاه برم
شاغل بشم
اصلا به خونه زندگی خودمو بچه آوردن فکر نمیکردم

19 سالگي ازدواج كردم و بعضي وقتا پشيمون ميشم از ازدواج 😐

۱۵ سالگی
۱۴ سالگی هم نامزد کردیم😁

من بعد پنج سال دوستی تو سن ۲۶ سالگی با دوست پسرم ازدواج کردم
دو ساله و نیم الان ازدواج کردیم و از زندگیمون راضیم

من ۱۶ سالگی 😐😂هیچ هدفی نداشتم از ازدواج دوست پسرم امد منم قبول کردم

چ فکر جالبی داشتی 🤣🤣🤣

سوال های مرتبط

مامان آکای 🩵🫅🏻 مامان آکای 🩵🫅🏻 هفته سی‌وسوم بارداری