۳ پاسخ

اون بخاطر سنشه گلم..اگه میخای اونجا بهت راحت تر بگذره سعی کن از در دوستی باهاش وارد شی...
خانواده همسرم هم بچه کوچیک ۴ ساله و ۵ ساله سه تا دختر هست.
اوایل ک میرفتم و اونام میومدن دخترا به لیا حساس شده بودن ..
بعد دیدم ک با ناراحتی چییزی پیش نمیره.چون اونام بچه هستن و درکی ندارن.
پدر شوهر و مادرشوهر هم نمیتونن نه طرف اونا نه طرف ما حرف بزنن پس سکوت میکردن.
سعی کردم از در دوستی وارد شم.
چندتا اسباب بازی کوچیک همراه کیف لیا میبردم میگفتم لیا اسباب بازیاشو اورده باهم بازی کنین.بعد چند تا خوراکی مثه ویفر یا ابنبات میزاشتم توی کیف لیا‌.میگفتم لیا براتون ازخونه خوراکی اورده..رفته رفته الان لیا رو توی بازیاشون راه میدن و خیلی دوستش دارن..و مراقبشن..منم مدام به گوش دخترا و پسرا میخوندم ک لیا کوچولوعه.لیا نازنازی میخاد..لبا بازی میخاد...

فکر کنم باید با مامانش صحبت کنید وقتی شما میرید با بچه اش حرف بزنه یا بالا نیاد یا رفتارش را عوض کنه .

خب نذار اذیتش کنه
کنار بچت باش اذیتش کرد نذار

سوال های مرتبط

مامان ماهورا خانوم مامان ماهورا خانوم ۱ سالگی
سلام مامانا
پدرشوهرم خیلی بچه ست و پچگونه رفتار میکنه
گاهی با خودم میگم از بدجنسی اینکارو میکنه
اعصابم نمیکشه ،نمیدونم آخرش چجور احترام نگه دارم
فقط هم برای بچه من اینجور نیست،مابقی نوه هاش هم همینطوره،مادرشوهرمم گاهی تحملش از دست میده دعواش میکنه،،،
وقتی خوراکی دست بچه ببینه ،میدوه دنبالش
با زور ازش میگیره میخوره
حتی برای خودش هم بدم باز میدوه دنبال دخترم،گاهی ماهورا میدوه میخوره به در و دیوار و از درد گریه میکنه
وقتی بچه رو گیر میاره میشینه پاهاش دراز میکنه بچه رو میزاره بین دو پاهاش و بزور از تو دستاش خوراکی ازش میگیره و میخوره
بچه هم جیغ میزنه،گریه میکنه ،،اصلا ب اش اهمیتی نداره
یا با دستاش محکم پا و دستا و کمرت ماساژ میده میگه آخیش
منم گاهی میگم وای دردش میاد عمو و میرم بچمو میگیرم
دلم به حال بچم میسوزه
میگم از لحاظ روحی و روانی آسیب میبینه
گاهی وقتی بچه گیر میاره با دست میزنه،حالا زدن بچه خودم ندیدم ولی بقیه نوه هاشو دیدم
واقعا نمیدونم چیکار کنم،حرص دادن بچه اونو خوشحال میکنه و میخنده
یا دستاش پر از آب میکنه میریزه تو صورت و یقه بچه
وقتی بچه فرار میکنه اون میخنده
بنظرتون دیونه نیست؟؟
اینهم بگم تو یه ساختمون هستیم نمیتونم رابطه مون کم کنم
فقط هم ترس از مادرشوهرم داره
خودمم تابحال حرفی نزدم بهش
سعی میکنم نگاهش کنم فقط
یا بچمو بردارم ببرم
نمیدونم چ رفتاری کنم