۱۰ پاسخ

شوهرمم نمیگه کلا نبریم میگه این بچه از روزی به دنیا اومده همش زیر اشعه این دستگاه ها بوده بزاریم یکم بگذره یکم بزرگتر شه بعد میبریم انجامش میدیم

به نظرم بعد از یکسال و نیم دوباره یه دکتر ببر خوب بگو هی صبح ها میگه سر درد بزار خود دکتر به شوهرت بگه

تو رو قران بیخیال نباشین
اصلا به شوهرت چکار داری خودت ببرش

مرد جماعت چی میفهمه،بچه مریض میشه میگه بچع ی سالم رو چرا دکتری میکنی 😐😑
بردار ببر

ببر بچه رو بخدا گناه داره حالا مشکل بابا چیه که نمیبره اگه خودش درد داشت چشم میبست روی درداش اونا بچه زبون نداره انشاالله که چیزیش نیست اما حداقل خیالت راحت میشه نوبت بگیر ببرش

اگه یاز نبود اصل دکتر براش اسکن سه بعدی نمینوشت حتماپیگیری کن

عزیزم چند وقته پسرت اینجوریه ؟
تایپک تون رو میدیدم که یکبار انگاری سر پسرتون خورده به دیوار

موقع سی تی اسکن قبلی رو ازش گرفتیم من نرفتم فقط خودش برد نشون دکتر داد میگفت گفته این کیست یه چیز الکیه اصلا نگرانش نباشین ولی برای اطمینان ببرین یه سی تی اسکن سه بعدی هم ازش بگیرین میگه اگه مشکلی بود دکترش میگفت حتما هرچی زودتر ببرین براش انجام بدین

یعنی چی خودت پاشو برو مگه این چیز راحتی هست همسرت چقدر بی خیاله بعد دیر بری انجام بدی چه فایده داره

چه بیخیاله همسرتون وقتی دکتر گفته انجام بدین بچه هم مشکل،و درد داره اخه چجور نمیبرین حتما ببر خدای نکرده مشکلی براش پیش نیاد

سوال های مرتبط

مامان دیانا🩷 مامان دیانا🩷 ۲ سالگی
دیانا خیلی جیغ میکشه بعضی وقتا خیلی شدید میشه جوری ک اصلا قابل کنترل نیست منو میزنه موهامو میکشه بعد میاد بغلم میکنه بوسم میکنه وقتای ک جیغ میکشه بغلش میکنم میخام آرومش کنم اما بدتر میشه منم جیغ میکشم سرش خودم ناراحت میشم همه ام میگن بخاطر اینکه من عصبیم اینجوری شده اما بخدا من از قصد عصبی نمیشم رفتم قرص خریدم خوردم ک ارومشم عصبی نشم اما هیچ کس نیست منو درک کنه امروز رفتیم بیرون با خانواده شوهرم بهش میگم بچه رو نگه دار من برم یکم دور بزنم رفتم اومدم بهش میگم دیانا اذیت نکرد برگشته تو جم میگه اصلا یادتونبود اصلا بازی می‌کرد کسی نبود سرش داد بزنه 💔💔💔💔یجور میگه انگار من مادر بدیم مگ من مرض دارم بچه رو بزنم یا داد بزنم سرش خیلی حالم بده از طرفی افسرده شدم وزنم رفته بالا یه دیقه میخندم یدیقه بد سر یه چیز کوچیک گریه میکنم
واقعا من مادر بدیم بنظرتون هیچکس نیست چرا منو درک کنه چرا همه فشار میارن بهم واقعا جاریم برگشته میگه من ۳ تا اوردم تو از پس یکیش بر نمیای خیر سرش زنه یه زره درک نمیکنن ادمو تا الان ک دینا دوساله یبار درحد چند ساعت نشده بچمو باباش نگه داره دوماه دندون درد دارم یه روز بخاطر من از کارش نمیزنه ک من برم دندونمو درست کنم بعد ادعای پدریش میشه حرف زیاده آدم نمیدونه از کدومش بگه
مامان ویهان مامان ویهان ۲ سالگی
خانما پسرم از صبح که بلند میشه تا خود شب هی یسره داره نق میزنه،غر میزنه گریه میکنه بخدا دیگه کم اوردم ازدستش بدجور عصبی ام..میترسم یکاری دست خودم یا خودش بدم..روانیم کرده..حتی برا گلهای قالیم میتونه ساعتها اشک بریزه بهونه بگیره..لباس میپوشم با مکافات گریه من اینو نمیخواستم این بده..اشتباه پوشیدی..تو دستشوییه میگه بلوزمو دربیار دستشویی کنم..براش ماست یا حالا هرچی میارم میده دستم گریه دوباره از اول بیار سه چهار بار باید برم بیام مسیر..بعد که میذارم جلوش میگه نه اینجا نه اونجا باید میذاشتی😭😭😭😭😭لباسش یجورمصیبته غذاش یجور خوابش یه جور..بیرون میریم یه جور..هی همش گریه گریه..خسته ام از دستش..روزی هزاربار به هزاران طریق زجرم میده میگیرن دارم منم نمیکشم دیگه..هی میگه پی پی دارم بره دستشویی بعد قد یه نخود میکنه میگه ندارم چهاربار امروز تو نیم ساعت اینکارو کرده باهم بعد که اومدیم دراز کشیدیم بخوابیم میگه بریم جیش دارم..هی جیغ میکشه داد میزنه سرم
اخه این چه شانس کوفتی ای بود من داشتم😭😭😭