سلام امشب خونه داداشم بودم دختر داداشم با دخترم که ۲سال نیمشه بازی میکرد دخترم ریزه میزه بعد یهو دیدم دستشو میکشه میدوه گفتم عمه جون میخورین زمین با اسباب بازی بازی کنین بحرفم کرد بعد نیم ساعت حوصلش سررفت دوباره همون کار تکرار کرد دستشو میکشید دنبال خودش یهو دیدم دخترم جیغ زد آرنج دستش گرفته بود میگفت اینجام درد میکنع یکم ماساژ دادم بالا پایین کردم دیدم درد نداره اصلا فقط میگفت ببند برام اوفی شده دیکه بستم اومدم خونه به شوهرم موندم چی بگم انداختم تقصیر دختر بزرگم که ۴سالشه دخترمم سرشب خودش میگفت ابجی اوف کرده الا داره گریه میکنه درد میکنه فائزه اوف کرده حالا اینو ولش یکاری میکنم میگم الا دستش بالا پایین میدم درد نداره ماساژ میدم درد نداره یهو خودش خودش پهلو به پهلو میکنه گریه میکنه دستم درد میکنه باید کجا ببرم نشون بدم از بند در رفته یا دستش کشیده شده میشه بگین چکار کنم ؟؟؟؟؟تا فردا خوب بشه حوصله شوهرم ندارم خیلی حساسه

۴ پاسخ

دختربزرگمم پارسال افتاد رو‌اجیش الان که یکسال گذشته هروقت دستش میکشم دردش میگیره تا یه روز نمیتونه تکونش بده همش دستش میگیره بعد خودشم خوب میشه شاید دختر شمام فشار اومده بهش

احتمالن کش اومده

دستشا خیلی آروم با روغن ماساژ بده بعدم از بالا تا پایین ببند دستشا

باید به یکی که سرش میشه بدی ببنده اگه در رفته بندازه جاش

سوال های مرتبط

مامان hamta مامان hamta ۲ سالگی
مثل همیشه دلم گرفته ولی امشب تپش قلب دارم از پشت شونم تا کل دستام درد میکنه. دخترم پیش عمش بود اوردش خونه دختر جاریمم باهاش بود همتا گریه کرد که دختر عموشم بیاد اومدن بالا بازی کردن عموش اومد دخترشو ببره انقد دخترم به عموش چسپیده بود که با خودش بپردتش ولی اصلا نه تعارفی نزد نه هیچی دخترم چنان گریه و جیغ میکشید نزدیک بود غش کنه ولی عموش نبردش بخدا من ضعف کردم سرش و زد به در جیغ میکشید عموش رفت تا نیم ساعت همتا جیغ میزد دستشو فشار میداد دندوناشو به هم میکشید کل بدنمو و از عصبانیت گاز گرفت که الان جای دندونش رو بدنم مونده موهامو کشید دستاش پر بود از موهام انگار فشار عصبی بهش وارد شد تا حالا اینجوری ندیدمش انقد جیغ زد گوشع لبش پارش کل لباسم خونی شد .دارم با گریه مینویسم امشب احساس کردم دخترم دیوونه شد احساس کردم جنون گرفت .پا به پاش گریه کردم.از بردارشوهرم و دخترش متنفر شدم چرا انقد دخترم زجه زد حداقل یه دور با ماشینش میگردوندش تا لحظه خوابش هی میگفت بریم عمو .حالم ازشون به هم میخوره .اینجاش منو سوزوند با گریه ویس فرستادم واس شوهرم قضیه رو گفتم حتی جای دندون گرفتن دخترم و رو بدنم فرستادم .حتی فیلم از جیغ زدنای دخترم فرستاد فقط نوشت چقد این دختر بد عادت شده .خیلی سوختم امشب..و