۹ پاسخ

ی چیز بگم عزیزم؟
وقتی دختر خاهرشوهر من دو سالش تموم شد پسر من تازه دنیا اومده بود و نوزاد بود
ما رفتیم چند روز خونه باغ پدرشوهرم خانرشوهرمم اومد اونم تازه بچشو از شیر گرفته بود ولی بچه من نوزاد بود و باید هر دو ساعت شیر میخورد اونموقع مادرشوهرم و خاهرشوهرم کلی حرف میزدن ک چرا جلو بچه ک از شیر گرفته شده شیر میدی
خونه باغ مادرشوهر اتاق نداره ی سوئیته فقط من انقد اونموقع روانم بهم ریخته بود ک الان نوزاد بردارم کجا ببرم شیر بدم دل سیاه زمستون برم تو حیاط شیر بدم ؟
خیلی اعصابم بهم میریزه وقتی بهش فکر میکنم
ب هر حال اون بچه هم هنوز شیر میخوره حتی اگ ی سال و نیم باشه بازم کوچیکه و احتیاج ب شیر داره
شما باید سر بچتو گرم مبکردی گلی و از اون محیط دورش میکردی

خب عزیزم وقتی دیدی قصد داره شیر بده تو میرفتی توی اتاقی جایی سرگرمش میگردی شما که تذکر دادی بهش یعنی قبل از کار اوشون باخبر بودی بچه رو ب میداشتی میبردی جایی

بهتر بود همون لحظه که اون شیر میخورد اولا سر دخترتو گرم میکردی دوما با دخترت آروم حرف میزدی که تو بزرگ شدی خانم شدی و دیگه شیر نمیخوری ولی اون کوچولوه و هنوز بزرگ نشده و...

منم پسرم ازشیر گرفته بودم تو مجلسی حواسم نبود بچه کوچیک شیر میخورد پسرم اومد گفت به منم بده نی نی داره میخوره

ای جان منم وقتی یکی جلوی بچم شیر میخوره اینقد با حسرت نگاش میکنه اعصابم داغون میشه دلم میخواد طرف و خفه کنم نه فقط واسع اینکه داره به بچش شیر میده اون طفلی هم گناه داره ولی فقط واسه بیشوری مادره

چند وقته از شیر گرفتیش؟

پسر من دیده شیر میخورن ولی اصلا بی تابی نکرد البته بچه با بچه فرق می‌کنه و طرز گرفتن شیر

الهی بمیرم برای دخترت خدا بگم خواهرشوهرت چیکار کنه چقد ظالم آخه طفل معصوم چ گناهی کرده 😢😔

واقعا که چه بی ملاحظه دلش برا تو نمیسوحت برا بچه داداشش میسوخت کاش خودت بچه تو میبردی تو اتاقی آشپزخونه ای جایی

سوال های مرتبط