۴ پاسخ

از کاره عزیزم

ازکاره خیلی نمیخادبه وسواس به خرج بدی همین که حالاتمیزبشه کافیه منم اوایل این طوری بودم ولی کم کم دارم عادت میکنم چون خودم ازبین میرم

شاید بگی چ ربطی داره ولی از کسی رنجش یا کدورتی داره که حل نشده؟ یا یه غم بزرگ و ناراحت کننده ای؟
اگه اره اکن مشکل رو حل کنی دردی ک گفتی بمرور از بین میره
دوست داشتی کتاب شفای درون رو بخون

منم همینجوریممم همه بدنم البته
بس ک همش درحال کارکردنم نه اینکه وسواس داشته باشم ها نههه
پسر دوسال و نه ماهمم بازیمیخواد میچسبه بهم هی ببرمش دستشویی لباس عوض کنم پسر سه ماهمو بغل کنم راه ببرم بخوابونم پوشک کنم و غذا و جمع جور خونه هر ده روز هم جاروبرقی میکشم و هر هفت روز میبرمشون حموم ولی خیلی شلوغم وقت شونه زدن به موهامم ندارن شبا الانم دراز کشیدم توی تاریکی بهوای اینکه پسر بزرگم بخوابه به هر بهونه ای میخواد نخوابه الان تازه خداروشکر خوابش برد

سوال های مرتبط