۱۲ پاسخ

چه شوهری
وا
ینی چی بچه رو سمت خودش بکشه فقط.

بیخیال دختر بچه است اون هرچقدرم بابا وابسته باشن هاا اصلا ذهن بچه مادر فراموش نمیشه من پسرم یعنی عشقش بابایی این روزا هم که دیر وقت میاد یعنی میگه چشامو نمیبندک تابرسه خونه من حساس نیستم اخه چرا اینکارو کنم زندگیمم تلخ بشه الان دخترم وابسته منه بغلش باباش نمیمومه خب همسرم بگه وابسته توعه اتفاقا همسرم میگه به تو میگه مامان به داداشش میگه صدرا به من چرا علی میگه 🫣🤣جنگ نمیکنیم بابا

شوهرمن رانندست یه ماه خونه نیست شاید ده روز خونه باشه
ینی بچه هام کلا بامنن تنهای تنها
ولی وای ب روزی ک شوهرم بیاد دیگ کسی ب اسم مامان نمیشناسن مگ اینکه پی پی کرده باشن یا کشنه باشن یاخوابشون بیاد
درغیر این صورت کل تایم با باباشونن
حتی بخوایم بریم جایی سوار اسنپ ک میشیم دوتاش باهم جلو با باباباشون میشینن
منم ک حق ندارم حتی ب شوهرم نزدیک بشم طوری داد و جیغ میزنن انگار ک گوشتشونو جداکردم
دوتا هوو دارم تو خونه😂😂😂😂

پسرم منم ی مدت همش بابا میکرد ولی الان بهتره بازم لجبازی میکنه میگه بابا همین ک میره پیش باباش من راحت میشم میدونم ناراحت میشی اما نباش چون بعد چند وقت دوباره برمیگرده سمت تو

دختر منم همینجوره همش بابا میگه انگار از گفتن ماما تنبلی میکنه

توهم همون کار باباش انجام بده مرتب بهش بگو مامان بگو وقتی میدونی تکرار روش تاکید داره حتی تکرار کن بگو مامان دوستت دارم.دختر منم گه گاهی شبیه این رفتارا داره مقطعیه. بیشتر باهاش بازی کن زیاد بوسش کن بغلش کن

بچه ست چیزی حالیس نیست الان منظورم اینه اونطوری که ما فکر می‌کنیم بچه درکی نداره ازین موضوع
پسر منم همینه یه مدتیه فقط چسبیده به باباش
موقع خواب پیش من اصلا نمیاد
فکر میکنم یه دوره از رشده
میگذره نگران نباش

عشقم بچه اس اون اول اخر با توعه نگاش نکن اینکاراشو بخدا دختر منم نصف شب فقط بابا بابا

منم همین وضع دارم ولی خوشحالم چون همش میره پیش باباش من راحتم باورت میشه شبا گریه میکنه تو خواب میخوام بغلش کنم گریه میکنه میگه بابا بعد باباش بغلش میکنه ساکت میشه چشمش میخوره به من باز گریه‌گریههه انگار جن دیده🤣
البته حق داری چون دختر منم خیلی لوسه مثلا سه چهار موردش اینا
دخترم از بچگی شبانه روز بغل میکرد و دخترم ضعیف شده بود تا ۱۴ ماهگی راه نمی‌رفت زمین میزاشتیمش گریه میکرد باورت میشه به دلم مونده یه بار بچم ببرم بیرون اصلااا بیرون راه نمیره همین ک از آسانسور میرم بیرون گریه ک بغل بغل اصلا تو خیابون پاشو نمیزاره
یا یه مورد دیگ اینکه دخترم واکسن زد رفتم خونه بابام با هممون بازی میکرد شوهرم از سرکار برگشت در باز کرد دخترم پاشو تکون نداد تا شوهرم بغلش کنه رفت بغلش گریهههههه اصلا یه وضعیت بدی من به شوهرم گفتم شب نمیخوابه من میمونم تو برو خونه بخدا خداحافظی کرد در ک بست دخترم شروع کرد بازی با ما😑😑

بیخیال عزیزم😆بچه ست دیگه
دختر من ده روزی یکبارم نمیگه مامان🤣کلا بابا ورد زبونشه
همشون عین همن

صبح ها از خواب بیدار میشه و فقط دنبال باباش میگرده اصلا منو نمیبینه هر لحظه باباشو میخواد و با اکراه میاد پیشم
خیلی غصم شده😭😭😭

زل زد تو چشمام و بلند گفت بابا
خیلی پکر شدم
نمیدونم چرا حس میکنم شوهرم میخواد منو تو ذهن بچه کمرنگ کنه

سوال های مرتبط