بچه ها دلشون بازی میخواد چون میدونن مهمون براش وقت میگذاره و بازی میکنه باهاشون اینطوری اصرار میکنن
منم بچگی اینطوری بودم بعضی مواقع مثل ابروبارون گریه میکردم دنبال هرکی که بیومد خونه امون ..کارش نداشته باش بزرگتربشه ازسرش میپره
دختر منم پیش خودش همه رو دعوت می کنه و نگه میداره بهش گفتم وقتی بخایم کسی و دعوت کنیم خودم دعوت می کنم همه ک هر روز نمیتوانند بیان خونه ما همونطور ک ما نمیتونیم هر روز بریم خونه مردم
منم بچگی دخترم اینجوری بود بعد میخواست کسی رو نگه داره مثل مادر خودم جلوی مادرم به بچم میگفتم نمیشه کسی خونه کسی دیگه بخوابه یا وقتی بخواد بره باید بره چون کار داره .ماهم کار داریم مگه نه؟ بعد میگفت چه کاری میگفتم میخوایم بریم پارک یا میخوایم بریم فلان چیز رو از مغازه برات بخرم ... اول از آشناهای درجه یک خودت شروع کن بعد آشنای شوهرت تا عادت کنه و هرکسی .با خانوادها قبلش صحبت کن تا ناراحت نشن بگو بد عادته میخوام عادتشو ترک بدم اینجوری اوناهم همکاری میکنن باهات .
بعدشم به قولت بار اول و دوم حتما عمل کن اگرم شرایط نبود بعدی ها اون لحظه به قولت(پارک رفتن) عمل کنی بعد که مهمونا رفتن بگو فردا حتما میخرم برات یا میبرمت .بعد فردا ببر
بهش محل ندید دختر من خیلی به دختر عمه شو عمه اش وابسته است
چندبار اینجوری لج آورد یه بار دلشون سوخت موندن. ولی باز داشت تکرار میکرد
دیگه محلش ندادیم دیگه عادت کرده
اونام هروقت موقعیت داشتن خودشون میان
بزار بگیشو کنه بیخیال زیاد فکر بچه رو با حرفات مشغول نکن
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.