۶ پاسخ

دقیقا منم همینجور بودم
از سه ماهگی دیگ نداشتم
انقد هی کم و کمتر شد تا کلا تموم شد
چندین تا بسته شیرافزا هم خوردم
گفتن ماهی بخور خوردم
گفتن ابگوشت
گفتن شیر
عرقیات
دارو عطاری
برنج محلی
فلان
بهمان
همهههه چی امتحان کردم
نشد ک نشد
دیگ چیکارش کنم
شیرخشک هم اگ بد بود درست نمیکردن برا نوزاد ها
فک کنم اگ یچیز خوبی توی این دنیا و مملکت باشه ،همین شیرخشکه ‌.
متناسب با سیستم بدن بچه ها و نیاز بدنشون ساخته شده و هیچ ایرادی هم نداره
منم هرکی بم گف گفتم نداشتم ک بدم
اگ داشتم میدادم ..
بعدم شیر مادر این روزا ک ماها همه چی شیمیایی میخوریم ک شیر خوبی نیس
مقوی هم نیست برا بچه .آبه ..
بچه من تا وقتی شیر خودمو میخورد سیر نمیشد ، درکنارش شیر خشک هم میخورد باز

خدا خیر کنه خواهر ولی تو خواب فک کن شیر دادن خوبه تعبیرش
ولی بیخیال حرف مردم باش هرچقدر بگی فلان و بهمان بازم حرف خودشو میزننن

انشالله که خیره عزیزم

هعیییی حرف منه
بخدا شیرم اونقدر نیست بچمو سیر کنه
بعد مادرشوهر خیرندیده ام میگه مهر مادری نداری مادر نیستی دلت برا بچه نمیسوزه و...

عزیزم ناراحت شدم انشالله خیره

اطرافیان همیشه همینن
اون ور چاه میشینن میگن لنگش کن
هیچوقت هیچ کودوممون نداشتیم از اون مدل اطرافیانی ک دخالتی توی زندگی مون نداشته باشن
برعکس خودمون ک کار ب زندگی هیچکس نداریم و میگیم هرکی هرجور خودش صلاح میدونه

سوال های مرتبط

مامان دیاکو مامان دیاکو ۹ ماهگی
یاد یه خاطره افتادم بگم هرکدومتون یه لعنت بفرسته برا مادر شوهرم 😐😂😂انقد که اذیتم میکنه 😂
وقتی زایمان کرده بودم و مادرشوهرم مثلا اومده بود ازمون مراقبت کنه و کارهای خونمو بکنه اما بجز فضولی و اذیت من هیچ کاری نمیکرد تازه باید شام و نهار هم براش درست میکردم 😕
خلاصه روزی که از بیمارستان مرخص شدیم شبش بچم خیلی گریه میکرد مادرشوهرم پسرمو ازم گرفت گفت بده خودم آرومش کنم 😕هرچی میگفتم بچمو بده من ،نمیداد میگفت تو بلد نیستی 😕رفتم بیرون تا برگشتم دیدم جای دیاکورو کنار خودش انداخته 😕یه شیشه شیر پراز آب نبات هم درس کرده هی میکنه دهن بچه بچمم نمیخورد و جیغ میزد 😕گفتم بده من شیرش بدم ساکتش کنم گفت ن شیرت نفخ داره واسه همین بچه گربه میکنه 😕بچمم یه ریز جیغ میزد هرکاری کردم بچمو نداد 😕منم رفتم اتاق دیگه و زار زار گریه کردم 🥺اما گفتم بزار بهش یه درس بدم برگشتم اتاق رفتم روتختم دخترمو بغل کردم پشتمو کردم بهش فک کنه خوابیدم ،پسرمم همچنان جیغ میزد این هرکاری کرد اما بچه ساکت نشد که نشد 🥺 منم جوری که متوجه نشه آروم اشک میریختم 🥺 تا آخرش بچرو بغل کرد و راه رفت بچم آروم شد همین که مینشست دیاکو باز جیغ میزد 😂تا نصف شب همینجوری گذشت آخرش دیدم نشسته و هی خواب میره خم میشه بیفته باز بیدار میشد 😂ترسیدم بچم از بغلش بیفته گفتم بچمو بده زودی داد رفت کپه ی مرگشو گذاشت 😂 😂 و این شد که دیگه دخالت نکرد تو نگهداری بچم 😂😂😂