لعنت ب همچین مادرشوهرا
من جای تو بودم بچه رومیگرفتم ازش پرتش میکردم بیرون
پرتش میکردی بیرون دیوونه رو
من جات بودم با لحن جدی تری میگفتم و یچه رو میگرفتم
غلط کرده بچه رو نده 😠
خوب کردیاااا ولی من بودم نمیتونستم خودمو نگه دارم
من یک بار از خواب بیدار شدم با صدای جیغ بچم دیدم مامانم و مادرشوهرم بالا سر بچه این گریه و جیغ میزنه منم خیلی کمبود خواب داشتم بچم تو دستگاه زردی داشت یک بار گفتم بده ندادن بچمیکم دیگه جیع زد از دستشون کشیدم بلند شدم آروم کردن بچم یک تشر هم زدم بهشون فکر کنم دلم طاقت نیاورد بچمگریه کنه بعد ناراحت شدم گه اونجوری گفتم گناه داشتن ولی دل منم طاقت نیاورد
وااااای من جات بودم اون رومو نشونش میدادم ک شلوارشو خیس کنه من سر بچه هام با کسی شوخی ندارم
باز واسه تو خوب مثلاً میخواسته کمک کنه ولی من ک زاییدم ده روز مامانم آمد ازمون مراقبت کنه این ده روزم این مادرشوهره با من خورد و خوابید مامان بیچارم پخت جم کرد با هر مهمونی ک میومد میوه و شیرینی میخوردروزی مثلاً پنج بار 😂
من بودم ذره ای اجازه نمیدادم بچم اینقد اذیت بشه و گریه کنه همون موقع ازش میگرفتم
حسود عنتر 😂
وای یعنی چی 😵💫بچه باید شیر بخوره خب نفخ داشته باشه دارو میدیش دیگ کولیک و نفخ تا چند ماه هست حالا من مامانم همش میگه تو بهش شیر کم میدی باید مدام شیر بخوره بچه
مگر میشه مادری بد بچشو بخواد
هیچ مادر و خواهری بد برادرشون نمیخواد
بخاطر همین هیچوقت فکر نمیکنم مادر شوهر وخواهر شوهر بد باشن
بعضیا دگه مشکل روانی و... دارن اونا حسابشون جداست
واقعا لعنت بهش
ببین پیامتو خوندم نفسم بند امد قلبم به درد امد این دیگه کی بود
افرین واقعا سیاست ب خرج دادی
😂😂😂😂😂 افرین بهت کار خوبی کردی
اخ خواهر مادرشوهرمن تا یک ما خونه ما بود .یعنی دلم مبخواست یه شب کنار شوهرم بخوابم .میومد پیش ما میخوابیر .بماند که چه دخالت هایی میکرد .اخر دیدم نمیره خونس رفتم تو اتاق خواب بلند بلند به شوهرموغرغر کردم که میخوام تنها باشم .دیدم فرداشبش دیگه نیومد .تازه من افسردگی بعد زایمانم داشتم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.