۹ پاسخ

بچه بزرگم صدا میکرد و بچه کوچیکم میخوابید تو اتاق دیگه

تو حاملگی دومم
بچه اولم میپرید رو شکمم و چیزی نمیشد


من ب همه میگم
بعد بچه دوم هنه چیز بچه داری ، اسون تر شد

برا من
بچه داری جهنم بود

تا ۱ سالگی نورا داغوووون بودم
خودم زندگیم اعصابم
حساس بودم و وسواسی
سر خواب و خوراک و لباس و موهاش و
زمین نخوره
دست نزنه
کثیف نشه
گریه نکنه
....

خدا خواست و دومی رو حامله شدم
تقریبا تولد ۱ سالگی نورا فهمیدم ک باردارم

بعد از دنیا اومدن بچه دوم
بچه داری اسون شد برام
خیلی اتومات
استرسم برا بچه ها کمتر شد
همه چیز منطقی تر شد
وسواس و حساسیتم کمتر شد


هر کس ک از بچه داری ناراضی و تو اذیته
بهش میگم دومی رو بیار

بچه دوم اسون تره بابا ..چبه الان خودمون وقف یدونه کردیم .حرف حرف ایناست ..لوس شدن پرو شدن ..ادم باید چن تا بیاره تا اینجوری نشن

خیلی سخته

فاصله‌ بنداز بینشون این مشکلاتی که میگی پیش نمیاد

اره واقعا منم همیشه میگم

دقیقا منم تو بکی موندم همیشه فک میکنم بقیه چجوری چنتا دارن،،تو اینستا یه کلیپ دیدم یه خانومه ۷تا بچه داشت بعد این بچه ها ایقد مودب و مسئولیت پذیر بودن، یدونه تخته هوشمند رو دیوار داشتن یه جدول بود برا همشون کاراشونو ک میکردن جلوش تیک میزدن مثلا صبحونه یکی بشقاب میاورد یکی لیوان یکی شیر یکی یچی دیگه ، مرتب کزدن تختشون اتاقشون ، همه چی رو برنامه و منظم ،هی حسرت خوردم من با یکی هنوز نمیدونم چه کنم نظم خودمم بهم ریخته چ برسه ب این بچه نظم یاد بدم

وقتایی ک کسری الکی ب چیزی پیله میکنه وگریه دخترمم شروع میکنه ب گریه دوس دارم فقط از خونه بزنم بیرون ک نشنوم صدا گریشونو🥴

بچه من اگه دهنش باز بشه دیگه بسته نمیشه😢😢

اره واقعا. منم دارم دیوونه میشم با همین یکی

سوال های مرتبط