۱۲ پاسخ

خدالعنت کنه باعث بانی گیرونی و بدبختی مردم🥺🥺🥺🥺🥺

لواشکم از دستش پرت کردم زمین🥲

عزیزم به منم بده شماره یا شماره کارت یا آدرس بده براش لباس بفرستم هر چی خودت میدونی

شماره ش به منم بده لطفا

ای وای کاش بچه ی خودش باشه و دزدی نباشه

درخاست قبول کن عزیزم

کجای تهرانی

بابا من میبینم طرف پولداره ولی بچه رو با لباس. کوتاه میاره بیرون که من پالتو تنمه یخ میزنم اینقد که سردع

ی ادرس بدع لباس بفرسیم

نمیدونم چرا این وقت شب من باید این پیامو می‌دیدم واقعا حالم گرفته شد 😥😥😥

عزیزم ادرسی چیزی ازش گرفتی بشه بهش وسای رسوند؟

عزیزم اگه امکانش هست یه شماره کارت ازش بگیر برای من بفرست در حد توانم براش پول بفرستم

سوال های مرتبط

مامان یارا مامان یارا ۲ سالگی
پسر من تقریبا فقط م قع خپاب شیشه میخورد وسطا هم درخ است میکرد ولی سرشو گرم میکردم.
مشکل اینجا بود ک شیشه ک خالی میشد از دهنش درنمیاوردو و میک میزد.

روز چهارم ترک شیشه : یه سرشیشه داشت که بخاطر شیرموز سوراخشو گشادش کرده بودم. اونو انداختم گفتم زیر مبل مونده بپد میدم پاره شد.

دادم بهش اپل قبول نکرد خیلی جذاب و مظلپمانه میگفت یکی دیگه بده. گفتم کدوم یکی دیگه؟ میگفتم همون که قبل میخوردمش هاااااا همون که میخوردم. دلم براش رفت مقاومت کردم گفتم همینه.
نصفه خمرد شیرشو و پسم داد. فردا و پس فردا هم همینکارو کردم دیگه دوس نداشت تو شیشه بخوره. تو لیوانم نمیخورد.
مامانمم منو دعوا میکرد ک بچه بدنش ب شیر نیاز داره و این با این کارات از شیر زده شده ولی مقاومت میکردم.
بعد 4 ب و 5 روز هنوز یادش نرقته. الان ساعت 2 نصف شب بیدار شد و خیلی مظلپمانه و ملتمسانه درخپسات شیر تو شیشه کرد. باباش گفت تو اون سوراخ گشاده ندیا همه زندگی رو ب گند میکشه شیر ازش میریزه. بچه رو روانی میکنه با این حالتی ک بیدار شده از خواب.

سرشیشه قدیمی رو انداختم و شیر دادم اول نمیگرفت چون فکر میکرد همون سوراخ گشاده ست از دست باباش گرفت و خورد جانانه میک میزد.

ترک شیشه ناموفق. یک خطا از سمت مادر. از طرف همه دارم ب شکنجه بچه م متهم میشم.

الان بالاسرش بودمو نوازشش میکردم و پتو روش کشیدم... منی که تاب دل شکستن بچه 2 ساله مو ندارم. چطور جوون 20 ساله تو کیسه سیاه دیدی و دووم آوردی؟
باید خون گریه کرد
🥲🥲🥲
مامان فلورا مامان فلورا ۲ سالگی
سلام از خونه
ما مرخص شدیم
انقدر خسته ام که نمیتونم اتفاقایی که تو بیمارستان واسم افتاد رو تعریف کنم.
اما بدونین چقدر میتونه سخت باشه یه بچه ی بیش فعال رو ۲۴ ساعت(۵ ساعت خواب بود) رو یه تخت نگه داشتن.
یه موردی که لازمه بگم
در مورد سلامتی بچه هاتون با هیچ کسی رودروایسی نداشته باشین، از کسی خجالت نکشین.
علاوه بر اینکه سعی کنین مودب باشین و لباس خوب بپوشین برای بیمارستان؛ تا پرسنل بهتون احترام بزارن
گاهی لازمه اون روی خودتون رو هم نشون بدین بهشون که قشنگ دونه دونه بسیج بشن براتون.
چند ساعت اول به شدت مودب و محترم بودم، دیدم یا جواب نمیگیرم یا کم جواب میگیرم، بعدش دست فلورا رو گرفتم، بردم نشوندمش رو پیشخوان پرستارا، گفتم اگه توجهی به بچه م نمیکنین، همین الان رگشو باز کن ببرم خونه، گفت من پرستارش نیستم، به من مربوط نیست. پرستار خودش باید بیاد، گفتم از پرستار خودش نتیجه میگرفتم، الان اینجا نبودم، ۱۲ ساعته خودم دارم سرم بچه رو پر و خالی میکنم و چسبای آنژیوکتش رو عوض کردم. اوکی
میرم پیش کسی که کار همه ی پرستارا بهش مربوط باشه، بچه ی من گشنه ست، نه اجازه میدین غذا بخوره، نه پزشکی که باید PO کنه بچه م رو میاد بالا سرش.
دو قدم به سمت در نرفته بودم که اینترنشون اومد و گفت الان حلش میکنم و در کمتر از ۵ دقیقه اجازه دادن به فلورا ابمیوه بدم
انقد مامانای مظلوم اونجا بودن که بچه ی مریض احوالشون افتاده بود دست دانشجوها، هی سوراخ سوراخش میکردن.
من از بدو ورود اجازه ندادم دانشجو کاراش رو انجام بده.
نمیخوام علم رو تن بچه ی من پیشرفت کنه 😏
اگر بچه تون مشکل عفونی نداره، حتما از پرسنل بخوایین اتاق جدا از بیماران عفونی بهتون بدن
و حتما اتاقتون تمیز باشه
کاش شهرمون بیمارستان خصوصی واسه بچه ها داشت 🥲🥲🥲
مامان شکلات🍫 و 🫒 مامان شکلات🍫 و 🫒 هفته یازدهم بارداری
نمیدونم یه مادر چطور به خودش جرئت میده که بچشو. اونم دختر. بدون لباس مناسب، ببره خانه بازی!!👧😤
امشب برای دومین بار بچمو بردم خانه بازی گفتم بذلر بازی کنه، یه مامانی بچشو گذلشته بود اونجا خودش رفته بود بیرون، بچه سه سالش بود.
یه بادی تن بچه سه ساله ک از پوشک گرفته شده بود کرده بود. بدووووون هیییییچی ینی آلت تناسلی دخترش کاملا مشخص بود انقدر اعصابم بهم ریخته بود ک حد نداره، ینی حتی نکرده بود یه شورتی جوراب شلواری‌ای چیزی پای اون بچه کنه. بچه ام تپل بود ماشالا، فک کنین!😡😤☠️
انقدر عصبی بودم ک حد نداشت، علاوه بر تمام خطرات جنسی ک ممکنه گریبان‌گیر اون بچه بشه چه همه آلودگی مستقیما با بدن بچه در تماس بود از طرفی تمامی وسایل کثیف و حال بهم زن میشدن🤢🤕

حالا این وسط یه زنه حمله کرده بود بچه من، فک کرده بود از این بچه هاییه ک مامانشون اومده گذاشته رفته، اومد دست بچمو گرفت ک بذار بچم بازی کنه و تو اجازه نداری بهش بگی برو کنار ک یعو گفتم خودم حواسم به بچم هست شما برین کنار👿🤬


سعی کردم به بچم خوش‌بگذره ولی بازم....😮‍💨
مامان محیا مامان محیا ۲ سالگی
برای من امروز یه چالشی که همیشه فکرش رو میکردم راحت گذشت

من رو دشتشویی حموم وسواس دارم .خونه مادرشوهرم یکم کوچیکه و قدمیه دستشوییشون ...
من خودم سعی خودم رو تو این شش سال کردم که نرم دستشویی اونجا .
دخترم که به دتیا اومد همش دغدغه م این بود که وقتی دارم از پوشک میگیرم اونجا چطور ببرمش دستشویی...
(همیشه خودم دخترم رو پوشک میکردم میبردم دستشویی .هیچ وقت شوهرم نبرده .فقط الان که دارم از پوشک میگیرم ‌یکی دوبار بردش دستشویی )
امشب که بعد گرفتن پوشک اولین بار بود بردمش خونه اونا ..به همسزم فقط لحظه اخر گفتم باید اونجا با من همکاری کنی تو بردن دستشویی ...منظورم این بود بچه رو بگیره لباس تنش کنه تا من دستامو بشوره مراقب باشم به جایی نخوردم .
بچه رو که خواستم ببرم .گفت بیا .دیدم خودش رفت تو دستشویی گفت بوه بهم ..من اصلا نرفتن تو ...
شاید برای شما چیز کوچکی باشه ...
اما برای من که دغدغه ذهنیم بود اینقدر مزه داد .اینقدر حس خوب گرفتم...
دیگه راحتم بریم اونجا میدونه خودش باید ببره...😃😃😃