سلام از خونه
ما مرخص شدیم
انقدر خسته ام که نمیتونم اتفاقایی که تو بیمارستان واسم افتاد رو تعریف کنم.
اما بدونین چقدر میتونه سخت باشه یه بچه ی بیش فعال رو ۲۴ ساعت(۵ ساعت خواب بود) رو یه تخت نگه داشتن.
یه موردی که لازمه بگم
در مورد سلامتی بچه هاتون با هیچ کسی رودروایسی نداشته باشین، از کسی خجالت نکشین.
علاوه بر اینکه سعی کنین مودب باشین و لباس خوب بپوشین برای بیمارستان؛ تا پرسنل بهتون احترام بزارن
گاهی لازمه اون روی خودتون رو هم نشون بدین بهشون که قشنگ دونه دونه بسیج بشن براتون.
چند ساعت اول به شدت مودب و محترم بودم، دیدم یا جواب نمیگیرم یا کم جواب میگیرم، بعدش دست فلورا رو گرفتم، بردم نشوندمش رو پیشخوان پرستارا، گفتم اگه توجهی به بچه م نمیکنین، همین الان رگشو باز کن ببرم خونه، گفت من پرستارش نیستم، به من مربوط نیست. پرستار خودش باید بیاد، گفتم از پرستار خودش نتیجه میگرفتم، الان اینجا نبودم، ۱۲ ساعته خودم دارم سرم بچه رو پر و خالی میکنم و چسبای آنژیوکتش رو عوض کردم. اوکی
میرم پیش کسی که کار همه ی پرستارا بهش مربوط باشه، بچه ی من گشنه ست، نه اجازه میدین غذا بخوره، نه پزشکی که باید PO کنه بچه م رو میاد بالا سرش.
دو قدم به سمت در نرفته بودم که اینترنشون اومد و گفت الان حلش میکنم و در کمتر از ۵ دقیقه اجازه دادن به فلورا ابمیوه بدم
انقد مامانای مظلوم اونجا بودن که بچه ی مریض احوالشون افتاده بود دست دانشجوها، هی سوراخ سوراخش میکردن.
من از بدو ورود اجازه ندادم دانشجو کاراش رو انجام بده.
نمیخوام علم رو تن بچه ی من پیشرفت کنه 😏
اگر بچه تون مشکل عفونی نداره، حتما از پرسنل بخوایین اتاق جدا از بیماران عفونی بهتون بدن
و حتما اتاقتون تمیز باشه
کاش شهرمون بیمارستان خصوصی واسه بچه ها داشت 🥲🥲🥲

تصویر
۱۹ پاسخ

الهی پای هیچ مادر و بچه ایی ب بیمترستان باز نشه

الان این تاپیکارو دیدم
خداروشکر ک بخیر گذشت...خدا حفظ کنه فلورا جون رو

خداروشکر حالش بهتره❤️
پسر منم بعد عید ویروس گرفت عفونت کرده بود کلا بستری شد
2 تا از پرستارا فامیل مون بودن کارشون عالییییی
هر روز به اورهان سر میزدن کاراشو انجام میدادن خیلی راهنماییم کردن
نمیدونم شاید اونجا دیدی نسرین کریم اللهی خیلی خوبه دختر دایی شوهرمه

ای کاش که داشتین بیمارستان خصوصی
من دخترم رو خصوصی بستری کردم
خیلی عالی بود همه چی

امان از بیمارستان‌ها و پرسنلای اونجا
واه واه

خداروشکر که بخیر گذشته و حال گل دختر خوبه 🫂🩷
خدا لعنتشون کنه که جون آدما واسشون مهم نیست
اصلا خاطره ی خوبی از بیمارستان ندارم و هیچوقت دوست ندارم پام باز شه تو این خراب شده ها

فلورا ب داشتن مامانی مث شما افتخار میکنه❤️❤️❤️❤️

خدابدنده عزیزم ایشالله دختر گلت زودترخوب بشه
همه حرف هات درسته من تو۲سال۲ماه ۱۱باردخترام بستری ۱یه بار بوعلی ۱۰ بارسبلان اون یه بار به اندازه اون ۱۰ راضی نبودم چون فقط دانشجو هست پرستارا اصلابه آدم گوش نمیدن برای ۱۴یا۱۵تخت یه سرویس دارن مثل موش آزمایشگاهی بچه رو سوراخ سوراخ میکنن
ولی سبلان دانشجو نداره پرستارا خیلی باحوصله(البته یکی دوتا بی اعصاب هم داره)هراتاق دوتخت یه سرویس دارن باحموم رگیری ایناهم عالی
حالا چندتا مورد بود اشاره کردم

امیدوارم همیشه سلامت ببینمش فلورا جان🌸❤️

دقیقا،منم پارسال همین موقع پسرمو بیمارستان بستری کردم اول که اونقدپرستارای نابلد اومدن دستای پسرمو سوراخ سوراخ کردن وبلدنبودن رگ پیدا کنن بعدشم تویه اتاقی بودیم که بچهاش ویروس اسهال واستفراغ داشتن،اتاق دیگم نبود بریم اونجا،وقتی بعد۳روزمرخص شدیم پسرم ویروس گرفته بود از بیمارستان همه بیمارستانای دولتی همینجورین

بله کاملا درست میگین فلورا جان همه جا تقریبا همینه تا صدات بالا نبری کارت راه نمیندازن

دقیقا ازهمه.ن اول باید بزنی ب سلیطه بازی اونجوری جاها سنی دولتی رسیدگی صفر دلشون ک نمیسوزه خصوصی فقط خوبه باید ازاول جوری رفتار کنی و پیگیر همه چیز باشی که همه کاراتو درس و ب موقع انجام بدن بچه مگه شوخی داره که ب من مربوط نیس هست عجب آدمای بیشعوری

انشالله زود زود خوب خوب بشه وهیچ وقت بیمارستان نری

علت بستری چی بود؟؟ویروس تب و ابریزش که جدید اومده بود؟؟بچه من گرفته😭

پسر من توی عید ۲ شب بیمارستان بستری شد،ما مسافرت بودیم من میخواستم نصف شب بچم و بر دارم و برگردم خونه خودم؛بی نهایت سخت گذشت بی نهایت
انشاالله که بلا از همه بچه ها به دور باشه💚🌿

بله تا بوده همین بوده آروم باشی تو سری خوری حتی نمیزارن یه چکه آب بدی به بچت

خدا روشکر به خیر گذشته عزیزم
مامان فلورا چطور فهیدی فلورا پیش فعال من بردم دکتر گفت تا۳ سال مشخص نمیشه😔

خدارو شکر حالش بهتره❤️فلورا جان بوعلی بستری بود؟؟

خدابد نده چی شد؟
انشالله بسلامتی دیگه هیچوقت راهتون به بیمارستان نیوفته.

سوال های مرتبط

مامان نیکان مامان نیکان ۲ سالگی
پسر من عاشق ماشین های فلزی هست و اکثر ماشین هاش رو داره و به شدت روشون حساسه، امشب براش این ماشین رو خریدم و با هم رفتیم پارک، یه گوشه از پارک نشسته بود با ماشینش بازی می‌کرد، یه بچه که فکر کنم هنوز یکسالش نشده بوداما به سختی میتونست راه بره از یه مسافت دور اومد سمت پسرم، پسرم رابطه خوبی با بچه ها داره و یکم باهاش صحبت کرد، بعد از چند دقیقه مادر اون بچه اومد سمت ما و یکدفعه به پسرش گفت عه ببین نی نی توی دستش ماشین داره و خود مادره ماشین رو از دست بچم کشید بیرون و داد دست بچه اش، بچه هم ماشین رو با شدت بدی زد زمین و پسرم عصبی شد و ماشین رو برداشت، بچه زد زیر گریه و همش میخواست ماشین رو از دست بچه ام بکشه بیرون، مادره گفت خب بده یکم بچه ی منم بازی کنه و همش اصرار داشت از دست پسرم بکشه بیرون ، من فقط نظاره گر بودم که ببینم پسرم چه واکنشی داره که همونجا قاطع چندبار گفت نه، مادره هم دید پسرم نمیده بیخیال شد رفت، بچه اش تا چند دقیقه یک ریز گریه میکرد، پسر من خیلی مهربونه وقتی دید اون بچه گریه میکنه فکر کرد کار اشتباهی انجام داده برای همین گفت مامان ماشینم رو به نی نی ندادم، گفتم تو صاحب وسایل خودتی همونجوری که اجازه نداری وسایل کسی رو به زور بگیری و قبلش باید اجازه بگیری کسی هم اجازه نداره به زور ازت چیزی بگیره اگر دوست نداشتی بدی اشکالی نداره. من اولش میخواستم مداخله کنم و بگم یکم بده نی نی بازی کنه اما وقتی وقاحت و پررویی اون مادر رو دیدم واقعا عصبی شدم که به زور وسیله ی یکی رو از دستش میگیره که بده بچه اش بازی کنه، بعد جالبه میدید که بچه اش داره به وسیله بقیه آسیب میزنه و پافشاری می‌کرد! کاش حریم ها رو از بچگی به بچه هاشون یاد بدن!
مامان فلورا مامان فلورا ۳ سالگی
سلام
تاپیک نه چندان محبوب
چند روز پیش جلوی مهد کودک بودم، فلورا اصرار کرد که بریم تو، آروم و بی سر و صدا وارد شدیم، به خیال اینکه یا بچه ها خوابن یا در حال آموزش و بازی
اما با صدای داد زدن مربی سر بچه ها مواجه شدم.
به محض اینکه منو دید آروم شد و اومد برای صحبت با من
دلم لرزید برای همه ی مامانای شاغل و برای همه ی بچه هایی که با داد کشیدن و نکن و نریز روزشون رو میگذرونن.
من خودم شاغل بودم، 20 سال
کارم رو با موقعیت اجتماعی بالا و درآمد بالا ول کردم.
کارم رو به صورت مستقل ادامه دادم( یک و نیم سال تو خونه، بعدشم دفتر زدیم با دوستم)
بچه هاتون رو که میزارین مهد
نمیدونین چه طوری رفتار میکنن باهاشون
مامان یکیشون پرستار بود، یکی معلم، یکی کارمند بانک
بچه دو ساله رو تنهایی گذاشته بودن تو یکی از اتاقا، واسه خودش غذا میخورد، اگه چیزی تو گلوش پرید چی؟ 😔
داشت ته مونده ی غذاهای بقیه رو میخورد و غذای خودش مونده بود تو ظرفش
میفهمم مجبورین گاهی
میدونم نیاز به استقلال مالی و آرامش دارین
میدونم دوست دارین گاهی بچه هاتون پیشتون نباشن.
همه رو میدونم
منم مثل شمام
اما حداقل کاری که میتونین بکنین، گاهی سرزده برین مهد بچه هاتون، ببینین بچه هاتون تو چه حالی هستن.
پول اضافی به مربی هاتون بدین، بگین میخوام حواست کامل به بچه م باشه.
از بچه هاتون بپرسین مربی چه رفتاری میکنه باهاشون.
اما واقعا انصاف نیست بچه 2 ساله رو دست غریبه سپردن
دلم پیش بچه هاتونه
مامان محیا مامان محیا ۲ سالگی
برای من امروز یه چالشی که همیشه فکرش رو میکردم راحت گذشت

من رو دشتشویی حموم وسواس دارم .خونه مادرشوهرم یکم کوچیکه و قدمیه دستشوییشون ...
من خودم سعی خودم رو تو این شش سال کردم که نرم دستشویی اونجا .
دخترم که به دتیا اومد همش دغدغه م این بود که وقتی دارم از پوشک میگیرم اونجا چطور ببرمش دستشویی...
(همیشه خودم دخترم رو پوشک میکردم میبردم دستشویی .هیچ وقت شوهرم نبرده .فقط الان که دارم از پوشک میگیرم ‌یکی دوبار بردش دستشویی )
امشب که بعد گرفتن پوشک اولین بار بود بردمش خونه اونا ..به همسزم فقط لحظه اخر گفتم باید اونجا با من همکاری کنی تو بردن دستشویی ...منظورم این بود بچه رو بگیره لباس تنش کنه تا من دستامو بشوره مراقب باشم به جایی نخوردم .
بچه رو که خواستم ببرم .گفت بیا .دیدم خودش رفت تو دستشویی گفت بوه بهم ..من اصلا نرفتن تو ...
شاید برای شما چیز کوچکی باشه ...
اما برای من که دغدغه ذهنیم بود اینقدر مزه داد .اینقدر حس خوب گرفتم...
دیگه راحتم بریم اونجا میدونه خودش باید ببره...😃😃😃
مامان رز🌹 مامان رز🌹 ۲ سالگی
به همسرم اشاره کردم که با اغراق تشویق کنه.
رز سمتش میرفت و میگفت جیش کردم.
منم از فرصت استفاده کردم، عروسک محبوبش رو یه دور تو روشویی و بعد سریع گذاشتم تو ماشین لباسشویی.
چرا؟
چون بعد از تعویض پوشک گفت آلالا رو بیاریم.
اول نشوندش روی پاتی،
بعد هم به همه ی نقاط سرویس مالونده ش!
حتی گذاشتش روی سنگ توالت که اونجا جیش کنه!
و خودش هم پی پی کرد....کاملا به اختیار خودش.
حالم بد نشد؟
چراااا وحشتناک!
اما با خودم گفتم میشورم دیگه...
مثلا زرنگی کرده بودم پای عروسک رو پلاستیک پوشونده بودم که یه وقت به کف برخورد نکنه.
اما واقعا حرکت گذاشتنش روی سنگ توالت برام قفل بود...
خلاصه دخترک ما تو قدمهای بعدی آشنایی و آمادگیش،
خودش کاملا به اختیار خودش پی پی کرد.
من نمیدونم فرآیند از پوشک گرفتنش قراره چه جوری و چندروزه پیش بره...
ولی حداقل این دوره آمادگی، هم برای خودم خوب بود.
هم برای رز.
نه اصراری از سمت منه...
نه ترس و انکاری از سمت رز.
خواستم بگم آمادگی از پوشک گرفتن رو حتما بذارید تو برنامه،
همون اول قرار نیست پوشک حذف بشه...
اجازه بدید همه چیز تو یه بستر آروم انجام بشه.
من میتونستم به رز بگم حق بردن عروسکش رو نداره،
میتونستم اه و پیف کنم که چرا عروسک رو کثیف کرد؟
اما همون عروسک، که یه زمانی با کمکش شیر شب رو قطع کردیم،
جای خوابش رو جدا کردیم،
براش منبع آرامشه.
و این شد که عمل دفعش رو به میل خودش انجام داد.
راستش من نمیگم...
اما امادگی ترک پوشک اینه، نه اینکه بچه نخواد پوشک پاش کنید.
مامان noyan مامان noyan ۲ سالگی
مهد کودک که میریم یه فضای خانه بازی داره که من اونجا هستم و اکثر بچه ها رو می بینم
یه پسر بچه هست که پیش دبستانی ِ

نه فرم لباسش مثل بقیه س نه رفتارش
از صحبت ها متوجه شدم که بچه طلاق هست و پدرش هم به شدت خشونت داره
امروز مادرش اومده بود به دیدنش
نگم این بچه شلوغ و حرف گوش نکن چقدر تو آغوش مادرش آروم گرفته بود و به همه میگفت ببینید مامانم اومده 🥹🥹

اینا رو گفتم
وقتی کسی میاد اینجا از زندگیش میگه از شوهرش میگه درد و دلی میکنه خواهشا براش نسخه طلاق نپیچید نیاد بگید من جای تو بودم ادبش میکردم میرفتم خونه بابام ولش میکردم مردک رو؟
قبل گفتن هر جمله ای اول نگاه کن ببین بچه داره
متوجه باشید هر تنش و ناراحتی و دوری بچه تو این سن از پدر و مادر خیلی بار روانی برای بچه داره
خواهشا کسی رو هوایی نکنید
اینو گفتم چون خیلی تو تاپیک ها دیدم ، خودمون هم می دونیم هر کدوم ما یه ایرادی داریم
گاهی بخاطر بچه هامون باید تو زندگی کوتاه بیایم  چون مسئول روان بچه هامون هستیم
مامان دختری مامان دختری هفته دهم بارداری
#اشتراک تجربه
سلام به همه ی مامانهای گل🌹
امیدوارم حالتون خوب باشه و این روزها رو با تلاش بیشتر برای شاد بودن سپری کنین تا کوچولوهامون کمتر مورد اضطراب و تنش قرار بگیرند 🌈🌈🌈
یکی از راه های آموزش اشکال به بچه ها، اسباب بازی های اون شکله و یا استفاده از ابزارهای مونته سوری💖
دختری حدود یک ساله که ابزار مونته سوری رو داره و با شکلهاش آشناست.💓
اخیرا به صورت اتفاقی با یک انیمیشن ماجراجویی آشنا شدم که میتونه برای آموزش اشکال مفید باشه 🥰
فقط تنها نکته ای که به ذهنم میرسه اینه که رنگ بندیهای این انیمیشن خیلی تیره و ساده است ( البته همونم برای بچه ها میتونه مفید باشه، چون آهنگ تند و رنگ جیغ توش نداره)😉😉😉

اسکرین اطلاعاتش رو براتون می ذارم که راحت بتونین پیداش کنین. من از فیلیمو برای دختری میذارم. 🥰
کلا سه قسمتش رو توی سه روز دید. 🫠
با گوشی می بینه و گزینه ی eye comfort shield رو فعال کردم که آسیب بصری گوشی رو کم کنه🧠🧠🧠


اسم برنامه: جزیره ی اشکال 💖💖💖
مامان امیرعلی مامان امیرعلی ۱ سالگی
ترک پوشک ♡
پارت_سوم

قبل از پروسه ترک پوشک حربم خصوصی رو به بچه ها یاد بدین اما لطفا لطفا افراط نداشته باشید . مراجعی داشتم که می گفت پسرم حلضر نبست بیرون خونه یا خونه ی فامیل یا اشنا بره دستشویی و میگه زشته چون خودم بهش گفتم شلوارت رو هیچ جا نباید بیرون بیاری یا خصوصیت رو ببینن🥺
با این حرفا روان این فرشته کوچولوها رو دچار اسیب نکنید لطفا ! الان این مراجع من چقدررر باید تو اتاق بازی درمانی بیاد و بره تا این مشکل رو رفع کنیم.
شما قبل شروع پروسه به کوچولوتون جا های خصوصیش رو نشون بدین و بگین اینجا رو نباید کسی ببینه و هر زمان دستشویی داشتی فقط به مامان بگو اگر من نبودم به بابا( اگر همسرتون همراهی لازم نداره یکیو بگید که تو مهمونی ها هست مثلا اگر من نبودم به مامان بزرگ بگو) اگر بگید فقط به من بگو ممکنه برید جایی و شما کتوجه نشید درگیر باشید و کوچولو بر اثر فشاری که داره جیش کنه پس یکی دیگه رو در کنار خودتون بذارید
اگر شلوارش رو قبل دستشویی کامل بیرون میارید توضیح بدید که تا زمانی که قراره دوباره شلوارش رو بپوشه با فاصله دستش رو جلوی جای خصوصیش بذاره

نکته ی مهم اینه که شما فقط بهش بگید جای خصوصیت رو نباید بااری افراد دیگه ببینن و شلوارت رو باید زود بپوشی بعد از دستشویی و اینو یک جوری وحشتناک و یا مفصل و طولانی نگید که کوچولو این مسئله براش معضل و بحران نشه 🫶☘️

ادامه دارد....