مهد کودک که میریم یه فضای خانه بازی داره که من اونجا هستم و اکثر بچه ها رو می بینم
یه پسر بچه هست که پیش دبستانی ِ

نه فرم لباسش مثل بقیه س نه رفتارش
از صحبت ها متوجه شدم که بچه طلاق هست و پدرش هم به شدت خشونت داره
امروز مادرش اومده بود به دیدنش
نگم این بچه شلوغ و حرف گوش نکن چقدر تو آغوش مادرش آروم گرفته بود و به همه میگفت ببینید مامانم اومده 🥹🥹

اینا رو گفتم
وقتی کسی میاد اینجا از زندگیش میگه از شوهرش میگه درد و دلی میکنه خواهشا براش نسخه طلاق نپیچید نیاد بگید من جای تو بودم ادبش میکردم میرفتم خونه بابام ولش میکردم مردک رو؟
قبل گفتن هر جمله ای اول نگاه کن ببین بچه داره
متوجه باشید هر تنش و ناراحتی و دوری بچه تو این سن از پدر و مادر خیلی بار روانی برای بچه داره
خواهشا کسی رو هوایی نکنید
اینو گفتم چون خیلی تو تاپیک ها دیدم ، خودمون هم می دونیم هر کدوم ما یه ایرادی داریم
گاهی بخاطر بچه هامون باید تو زندگی کوتاه بیایم  چون مسئول روان بچه هامون هستیم

تصویر
۱۹ پاسخ

باید اول شوهر رو کامل شناخت بعد بچه آورد اونی ک می بینه شوهرش آدم نیست یا بچه نیاره یا میاره باید ب پاش بمونه

با حرفت موافقم سحر جان
ولی اگه پدری معتاد باشه یا اهل خیانت باشه همه جوره مادرو اذیت کنه
همیشه تو خونه دعوا باش چی ؟ واقعا دیگه اون آدم نمیشه بهش گفت طلاق نگیر من به پیر عمه داشتم همه جور این زن بیچاره رو عذاب میداد خانواده دختر میگفتن حق طلاق نداری باید زندگی کنی بخدا انقدر دعوا میکردن انقدر کتکش میزد می‌گفت هر شب نصف شیشه دیفن هیدرامین میدادم تا بچم بخوابه نفهمه مشکل مارو
اینجور زندگی به چه قیمتی من هر جوری حساب میکنم به اون بچه فشار روانی وارد میشه به نظرم این وسط هرچقدر که بچه بی گناه مادر هم بی پناه و بی گناه بخدا

سحر😭همیشه قلبم درد میکنه واسه بچه های طلاق و بدتر از اون بچه های طلاقی که پیش پدرن یا پیش مادر بزرگ...و مادر بالا سرشون نیست

حرف حق زدی عزیزم.طلاق آخرین آخرین آخرین راه حل.اینجا همه نسخه طلاق میپیچن

سحر من یه پسرعمو‌دارم ۴۵ سالشه زنش هم ۴۳ ساله. ی بچه حدودا ۸ ساله دارن.
پسرعموم دامپزشکه و زنش هم وکیل.
پسرعموی من هرچقد فکرشو بکنی مظلوم. ی چی میگم ی چی میشنویا.هرچی فکرشو بکنی ساده و خوب.یه کمی ساده طور و بی دست و پاطوره اما خانواده دوست. ولی زنشم خپب بود من چیز بدی ازش ندیده بودم.
۵ سال بود بچه نداشتن بعد ک بچه شون دو سالش شد بی دلیل جداشدن. زن عموم میگفت زنش میگه تو‌مرد ایده آل من نیستی. همه ش میگفتم خوب چرا تو اون ۵ سال ک بچه نداشتین نفهمیدی؟
بقول شهریار؛ سنگدل این زودتر میخواستی حالا چرا؟
پسرعموم چقد بچه شو دوس داشت و در مقابل همه پیشنهادهای ازدواج ایستاد.
نصف خونه به اسم اون بود همونو برای مهریه ش برداشته بود قسم میخورد با ی چمدون لباس فرستاده بوده زنش شوهرشو خونه پدرش. ینی هیچی برنداشته بود. ماشینم ب اسم زنش بود.
اجاره دفتر زنشم میداد موقع زناشویی ذر این حد خپب بوده.
هیچوقت علت واقعی رو نفهمیدیم فقط میدونستیم پسر عموم زندگیشو دوست داشت. دل من همیشه برای بچه کبتب بود

خبر خوب اینکه بعد ۵ سال حدودا برگشتن بهم و ۱ماهه تو یک خونه زندگی میکنن و من با شنیدن خبرش اشکام سرازیر شد از خوشحالی

سحر حرفات خیلی احساسی بود.
اما بیشتر بچه هایی ک‌زیر خشونت یکی از والدها بزرگ‌شد بچه ی ذره بیشتر بفهمت مثلا ۱۰ یا ۱۲ سااش باشه یا بیشتر میپرسه مثلا مامان چرا طلاق نمیگیری مارو هم ببری و ماهم راحت بشیم؟
و مادری که ۲۰ سال بخاطر فرزنش سکوت کرده و تحمل کرده از جانب فرزندش ترسو خونده شده.
من اینارو‌خیلی دیدم.
من مشکلا این بچه و خانواده ای ک‌گفتی رو‌نمیدونم.
اما بچه زیر ۷ سال حضانتش با مادره چطور حضانت اون بچه پیش دبستانی نبوده؟
ممکنه این بچه حداقل ی روز ریا چندروز ک تعیین میشه پیش مادرش آروم باشه مادری که ممکنه چندین سااه زیر کتکهای پدر اون بچه بوده و اگه میموند اون بچه همون چندروز در هفته رو هم‌نمیتپنست جایی آروم بگیره. تروماهای بچگی گاها جبران ناپذیرند

خیلی از بچه هایی ک پدرمادرشون طلاق میگیرن گوشه گیر و عصبانی میشن من یه مدت باهمسرم مشکل داشتیم و خونه پدرم بودم دیدم ک دخترم خیلی ناراحته و همش عصبانیه ازاونروز تصمیم گرفتم هیچ وقت تنهاش نزارم اومدم پیش همسرم و قدر دخترمو دونستم

بمیرم برا اون بچه
ولی بازم نمیشه قضاوت کرد،بعضی وقتا دیگه نمیشه تحمل کرد
نمیشه موند
نمی‌دونم واقا
خدا برای هیچکس نیاره اون روزو😭

من خودم شوهرم به شدت آدم تندو بداخلاق وزودجوش وبددهنه وخیلی تودعوابمن توهین میکنه همیشه ام گفتم تاکارن بچه اس حتی اگه جدابشم بایدکارن بامن بمونه

احسنت
من میگم همیشه دنبال این باشیم ک تغییر کنیم تغییر تو زندگی ایجاد کنیم به هرروش و درمان ک شده مرحله اخر طلاق گاه ممکنه این تغییر چندسال طول بکشه صبور باشیم بخاطر بچه

حق گفتی👍🏻

عزیزم....
کاملا درسته سحر

آره دقیقا من الان قبل بچه هیچ مشگلی نداشتم الان تو بحث هابی خیلی شوخی یه چیزای می‌شنوم توهین فوش اگه بچه ها نبودن یا میکشتم خودمو یا میرفتم جایی پیش کسی که باهاش آروم باشم بهش خیانت میکردم ولی بخاطر بچه هام فقط میتونم گریه کنم خودمو آروم کنم زندگی آولم بچه نبود راحت گذاشتم ولی الان آیسان جونش بهم وصله موندم اون یه شب بیمارستان هستم میخوام چیکار کنم اون بدونه من چیکار میکنه

الهی بگردم چقدر دلم گرفت😞😞

از تاپیکت عکس گرفتم ک پیش خودم نگه دارم اگر خدای نکرده روزی از زندگی زناشویی خسته شدم بخاطر پسرم هم ک شده واسه درست کردن زندگیم بجنگم

خدا به دل بچه آرامش بده چقدر ناراحتش شدم اتفاقا یه ماه پیش یه خانم اونجور درد و دل کرد و همه نسخه پیچوندن که برو ادب کن و بذار برو...من نوشتم برو مشاور خانواده و نذار زندگیت بپاشه.همه ماها یه جور عیب داریم و کسی بی عیب نیست گل بی عیب خداست

الهی جونم واقعا حق گفتی

خدا اون بچه باید چقد زجربکشه تابزرگ بشه 🥺

آخی عزیزم،چقدر دلم گرفت اون طفل معصوم

دقیقا همینطوره سحر جان،ما در قبال بچه مون مسئولیم

سوال های مرتبط

مامان نیکان مامان نیکان ۲ سالگی
پسر من عاشق ماشین های فلزی هست و اکثر ماشین هاش رو داره و به شدت روشون حساسه، امشب براش این ماشین رو خریدم و با هم رفتیم پارک، یه گوشه از پارک نشسته بود با ماشینش بازی می‌کرد، یه بچه که فکر کنم هنوز یکسالش نشده بوداما به سختی میتونست راه بره از یه مسافت دور اومد سمت پسرم، پسرم رابطه خوبی با بچه ها داره و یکم باهاش صحبت کرد، بعد از چند دقیقه مادر اون بچه اومد سمت ما و یکدفعه به پسرش گفت عه ببین نی نی توی دستش ماشین داره و خود مادره ماشین رو از دست بچم کشید بیرون و داد دست بچه اش، بچه هم ماشین رو با شدت بدی زد زمین و پسرم عصبی شد و ماشین رو برداشت، بچه زد زیر گریه و همش میخواست ماشین رو از دست بچه ام بکشه بیرون، مادره گفت خب بده یکم بچه ی منم بازی کنه و همش اصرار داشت از دست پسرم بکشه بیرون ، من فقط نظاره گر بودم که ببینم پسرم چه واکنشی داره که همونجا قاطع چندبار گفت نه، مادره هم دید پسرم نمیده بیخیال شد رفت، بچه اش تا چند دقیقه یک ریز گریه میکرد، پسر من خیلی مهربونه وقتی دید اون بچه گریه میکنه فکر کرد کار اشتباهی انجام داده برای همین گفت مامان ماشینم رو به نی نی ندادم، گفتم تو صاحب وسایل خودتی همونجوری که اجازه نداری وسایل کسی رو به زور بگیری و قبلش باید اجازه بگیری کسی هم اجازه نداره به زور ازت چیزی بگیره اگر دوست نداشتی بدی اشکالی نداره. من اولش میخواستم مداخله کنم و بگم یکم بده نی نی بازی کنه اما وقتی وقاحت و پررویی اون مادر رو دیدم واقعا عصبی شدم که به زور وسیله ی یکی رو از دستش میگیره که بده بچه اش بازی کنه، بعد جالبه میدید که بچه اش داره به وسیله بقیه آسیب میزنه و پافشاری می‌کرد! کاش حریم ها رو از بچگی به بچه هاشون یاد بدن!
مامان پارسا مامان پارسا ۲ سالگی
❌❌❌❌❌❌مامانهای بار دار و کسایی که ناراحتی دارن نخون
.
‌ اینجا دیروز پریروز ی اتفاقی افتاده یعنی از وقتی شنیدم ب معنی واقعا قلب و جیگرم باهم سوختههههههه بدترین چیزی بود ک تمام عمرم شنیدم انگاری که ی یارویی طلاق گرفته بعد خیلیم از ازدواجشون نگذشته بوده و اولین بچشون دو سالش بوده
بچه پیش مرده میمونده فک کنم مادر نگه نداشته بوده
مرده ی روز از سر کار میاد خونه ی قرصی چیزی میندازه خوابش میگیره بچم طفلی انگار گشنش بوده هی میومده از سر و کله این مرده می‌زده ک بیدارش کنه مثلا بهش غذا بده ،مرده ام عصبی میشه پامیشه بچه رو میندازه تو کمد درشو قفل می‌کنه تا سه روز می‌خوابه بچه هرچقدر جیغ میزنه گریه می‌کنه نگاه نمیکنه بعده س روز که به خودش میاد میبینه خونه بوی متعفن گرفته کمد و باز می‌کنه میبینه بچه مرده 😖😖😖😖 بخدا از وقتی شنیدم انگار من مردم .تو گهواره گاها میبینم که بعضی مامانا دل خوشی از شوهراشون ندارن و به فکر جدایین یا میگن بچه رو میندازیم رو خودشون ،توروخدا همچین کاری نکنید شاید اگه مادر بچه نمی‌رفت و ولش نمی‌کرد یا به هر نحوی بخاطر بچشم که شده تحمل می‌کرد تا بزرگتر شه یکم ، این اتفاق نمی‌افتاد
بخدا بچه ها گناه دارن اونا ب خواست خودشون نیومدن که به خواست خودشونم برن
بچه موجود خیلی حساسیه هر لحظه باید مراقب جسم و ذهن و عاطفه و هزار تا چیزش باهم باشی چه برسه به اینا
سنگ بود تاالان آب میشد از غصه ی این اتفاق ... 💔
هرچقدرم اختلاف و عذاب تو زندگیتون دارید بچه هاتونو اونم تو این سن و سال ول نکنید به قرآن ک گناهه یا بچه نیارید با اووردید و خدای نکرده اتفاقاتی تو زندگیتون افتاد بازم ولش نکنید قاطعانه میگم هیچی تو دنیا محبت و مراقبت مادر نمیشه
از هزار تا پدر یه مادرم در نمیاد 😔😔😔