۶ پاسخ

منم از شمبه هفته پیش گرفتم پستونکو فقط مونده پوشک که حالا حالاها نمیگیرم

چه طوری بچه هاتون زیر ۲سال از پوشک میگیرید؟

من از پوشک گرفتم فقط مونده از شیر بگیرم اونم چند روز دیگ انشاالله میگیرم

من با افتخار یه هفته ست تو ترکن.پوشاکم اصلا عجله ندارم فقط مونده دیگه روپام نخوابن

نه خداروشکر پسر من اذیت نکرد زیاد
خیلی ام وابسته بود
رفیتیم خونه مانانم بهش کفت پستونکت و بده بدم پیشی گناه داره پسر منم داد دیکه قاین جردیم از همون شب هرچی سراغش و گرفت گفتسم خودت دادی به پیشی قانع میشه هنوزم میگه میگیم دادیم به پیشی
دیگه کنار اومده و داره یادش نیزه

عزیزم سخت بود ؟
من هنوز از پستونک نگرفتم اگه شبا نباشه تپ دهنش خاب نمیره ساعت سه شب بیدار میشه دنبالش میگردع تا صبح باید دهنش باشع

سوال های مرتبط

مامان نلین مامان نلین ۲ سالگی
خب اومدم تجربه ی خودمو در مورد ترک پستونک بگم نمیگم راحت بودش ولی اونجوری که برای خودم غول ساخته بودم نبودش من ۱۲ روز پیش خیلی یهویی نلین از خواب بیدار شد تصمیم گرفتم پستونک بهش ندم البته نلین تا قبل ۱۸ ماهگی فقط برای خواب و هنگامی که از خواب بیدار میشد بهش میدادم که دوباره به خوابش ادامه می‌داد تا اینکه از اردبیهشت ماه که تب ۴۰ درجه کرد وابسته پستونک شد که فقط می گفت پستونک که کلا در طی هم زیاد می خورد یه مدت گفتم ایرادی نداره چون دندونش هم در می آورد از اونورم خواب در طی شبش خیلی بدجوری شده بود پشت هم توی خواب بیدار میشد و پستونک می خواست دیگه دیدم خیلی وابسته شده صبح بیدار شدم گفت پستونک گفتم مامان نمیدونم کجا گذاشتی برو بگرد پیداش کن تا ساعت یازده موقع خواب نیم روزش یه پنج دقیقه گریه کرد و خوابش برد بیدار شد گفت پستونک نلین به پرنده ها علاقه داره گفتم مامان پرنده ها بردند گفتند نلین بزرگ شد گفتند چیزی دیگه ی برای نلین میاریم گفت نه نه منم پشت هم تکرار میکردم پرنده ها بردند تو که پرنده ها رو دوست داریی تا غروب حسابی سرشو گرم کردم حسابی خستش کردم شبش رفتیم با هم عروسک به همراه وسیله های تمیز کاری خریدیم نلین خیلی جارو دسته بلند دوست داره گفتم نلین کدام‌ها رو دوست داریی پرنده ها گفتند هر کدوم دوست داریی بردار که انتخاب کرد اومدیم خونه خیلی خسته بودش زود خوابش گرفت در طی شب هم بیدار شد یکبارش روی پام گذاشتم چند بار دیگه پشتشو ماساژ دادم خوابش برد نمیگم راحت خوابش برد حتی چند دقیقه گریه هم کرد ولی خب اونجوری نبودش زود خوابش می کرد فرداش چند باری اومد گفت پستونک بازم همون جمله ها رو گفتم و عروسکشو نشون گفت باشه روز سوم تب کرد بقیه رو پایین میذارم