۸ پاسخ

من دلم واسه روزای بارداریم تنگ شده

خوش بحالت دخترمن کولیک داشت یکسره گریه میکردفاصله بین شیرخوردنش جیغ میزدنمیدونم کی میخوابیداصلاشیفتی نگهش میداشتیم بارهاباهاش گریه میکردم دردبخیه وعمل وافسردگی اون روزابه یطرف گریه هابی قراری هاریسه رفتناش ازگریه یطرف انگارکه دنیا برام تیره وتاربود از زندگی سیربودم لحظه ای ارامش نداشت ازاون دوسه ماه چیزی جزگریه وبی قراری وبخودپیچیدن واشکای خودم یادم نیست چه روزای تلخی خوب شدکه گذشت. ولی میتونست خیلی بهترباشه که نشد

منم دلتنگ جسه کوچیکش میشم ولی انقد روز های تلخی داشتم که حاضر نیستم یه بار دیگه حتی یه ثانیه برگردم به اون روز ها
انقد عذاب از سمت خانواده ها کشیدم که باعث شد چندین بار خود زنی کنم
حتی حس مادرانمو از دست داده بودم و فقط بخاطر رضای خدا به بچم می‌رسیدم .

من اصلا دلم تنگ نشده برا اونروزا،،خیلی برام سخت گذشت،،سزارینی بودم،،بچمو بستری کردن،بااون بخیها ودرد میبایست برم کنار بچم،بسک درد داشتم گریه کردم ک من نمیتونم،گفتن همراه تو بفرست بیاد مامانم هرچی گفتم گفت ،گفتن مادرش بایدباشه،،میرفتم اونجامیگفتن توبرو مامانت کافیه،،مامانم می‌گفت نه
اومدم خونه،،کسی کنارم نموند چقداون روزا بد بود

منم دلم تنگ شده

هرچی بزرگترمیشه دلت بیشترتنگ میشه برای اون روزا🥺

منم دقیقا این حسو دارم واقعا تکرار نشدنیه اون بو او جسه کوچک🥺🥺🥺🥺

ویییییی منم خیلی تنگ شده

سوال های مرتبط

مامان کدو قلقلی♥️ مامان کدو قلقلی♥️ ۱۰ ماهگی
مامان شهراد👑❤️ مامان شهراد👑❤️ ۵ ماهگی
مامان دختر کوچولو🩷 مامان دختر کوچولو🩷 ۸ ماهگی