من جایی که یک بچه کوچیک باشه چشم از دخترم بر نمیدارم.خودم همراهش میشم و اجازه میدم با همسن و سالاش ارتباط برقرار کنه ولی 4 چشمی مراقبم چون بچه ان و روی رفتار و احساساتشون کنترل ندارند
و اگر بچه اسیب ببینه خودم رو مقصر میدونم که مراقب نبودم
یبار پسر من با شوخی پسر هنسایمون رو که ۶ سالش هست زد و اونم برگشت با پاش زد رو پای پسرم که مادرش نذاشت محکم بخوره و میخواست باز پسرمو بزنه من قیافم یجوری شد اگه همسن خودش بود به دل نمیگرفتم ناراحت شدم .خیلی بچه لوسی بالخره ۵ سال از پسر من بزرگتره بی جنبه بود
دیشب پسر عموم اول پسر منو زد بعد پسرمم زد زنعموم گفت پسر منو نرنیا من که ندیدم مامانم به زنعموم گفت اول پسر خودت زد البته با شوخی بی منظور به هم گفتن.بچه من گاهی اوقات از خودش دفاع میکنه گاهی اوقات نه .ولی نه دوست دارم بچمو کتک بزنن نه دوست دارم بچم کسی رو بزنه که دیگه بچن نمیفهمه
من دقیقا تو این شرایط بودم و هستم تاجایی ک بتونم پا به پا مراقبشم
ناچارا چیزی نمیگم با اینکه خیییلی حرص مبخورما
باید یاد بگیره از خودش دفاع کنه
مگه این ک مهم باشه یا محکم زده باشه ک خب چون ریسه میره سریع ب دادش میرشم
هیچی سعی میکنم بچه ها رو قانع کنم حالا چ بچه خودم یا اون بچه دیگه رو...چون نمیتونم بگم کدوم مقصرن هر دو کوچیکن و نمیفهمن دیگه
همسن باشن اذیت نمیشم ب شرطی ک مامانشم ولش نکرده باشه ب امون خدا . ولی بزرگتر باشه و اذیت کنه چرا ناراحت میشم مخصوصا اگ والدینش هیچ کاریش نداشته باشن
من دخترم با دختر خاله هام هم سنه اونا دوتان دوقلوعن خیلی میگیرن ازش اما من فقط مراقبم که نزننش اگر اسباب بازی بگیرن ب دخترم میگم خودت برو بگیرش یا سرگرم یه چیز. دیگش میکنم
من دیگه نمیزارم بره پیشش یعنی چی بشینم نگاه کنم که بچس عب نداره بزار بزنه والا من اونجور بی تفاوت نیستم
هیچی حرف بزن با زبان خوش بعد سرشون با چیزی گرم کن مثلا به هر دوشون اسباب بازی یه مدل بده یا بنشونشون براشون میوه ای چیزی درست کن بگو بخورین تو به اون بده اون به تو همینجوری باید با زبون نرمشون کرد دیگه
جلوشو میگیرم. بچمو میارم پیش خودم
برام پیش اومده
کلا حواسم بهش هست تا بریم خونه
هیچی
بچه خودمو سرگرم میکنم میگم بیا با یه چیز دیگه بازی کنیم
حواسم هست که همو نزنن فقط
چون بچهان دیگع
حرص میخورم عصبی میشم....من جوری حرص میخورم ک قیافم تابلو میشه...میدونم ک بچن زود یادشون میره بازم بازی میکنن ولی دست خودم نیست...
من دوتا از دوستامو که دختر دارن دعوت کردم خونمون دو سالشونه بعد بچه هاشون داشتن دعوا میکردن یکی از دوستام بدون هیچ خجالتی برگشت به دخترش گفت آفرین مامان بزن من واقعا خودم موندم
میگم باهم دوست باشین باهم بازی کنین
اگه مامان بابای بچه بهش نگه که بزن و بکیر و .... اصلا خودمو قاطی نمیکنم بچن دیگه نمیفهمن
ولی اگه هی مامانش بگه برو بگیر وای بده برا بچم منم ناراحت میشم دیگه نمیزارم بزنه و....
من برادرزادم یکسال از بچم بزرگتره سری اخری ک پیش هم بودیم قسم خوردم دیگه هروقت هرجا باشه منو بچم نریم تا زمانی ک متوجه بشه و درک کنه
چون واقعا اذیت کنندس بچه من بی ازاره مثلا بهش اسباب بازی میده ولی اون یا سرش جیغ میکشه یا اسباب بازی اینو از دستش میگیره یا مثلا بچم میره داییشو بوس میکنه اون کلی جیغ و داد میکنه منم واقعا نمیتونم تحمل کنم
پسر من باز همه بچه هارو میزنه کسی جرعت نمیکنه بهش دست بزنه هرچی هم میگم مامان نباید بزنی موها دختر دوستمو میکشه
نمیذارم بزنش اسباب بازیشم نمیذارم بگیره ازش یچی ذیگه میدم بهش میگم نه همونزنید این کارخوبی نیست باهم دوست باشیذ افررررین بعد بچمومیارم کنارخودم😂😂😂
من از درون حرررس میخورم
هیچی بچن دیگه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.