۱۳ پاسخ

محبت نمیکنه دیگه
دختر من یکسره چسب باباشه چون محبت می‌کنه

شاید حالا دختر من برعکس دختر توست وقتی پیش باباشه پیش من نمیاد اصلا

سلام عزیزم شما دخترت راه میره

منو باباش دعوا کنیم به من میگه بد دخترم😐

من شوهرم راننده ماشین سنگینه بیشتر سرکاره ولی وقتی خونس پسرم اصلا ازش جدا نمیشه حتی برا شیر خوردن به زور میاد پیش من شوهرم خیلی بهش محبت میکنه مدام قربون صدقه اش میره باهم میرن مغازه براش خوراکی میخره پارک میبره حتی اگه شوهرم بعد ۱۵روزبیاد خونه میره پیشش

دختر من شوهرم از سرکار میاد می‌چسبه به شوهرم از صبح هم که بیدار میشه هرچی رو نگاه میکنه میگه بابا خوابیدنی میره از کلش بوس میکنه نازش میکنه

پسر من یه دقیقه هم نمیخاد پیش باباش باشه
گاهی که خیلی خستم بزور یساعت نگش میداره تا بخابم یه ریز میاد پشت در میگه مامان
دلیلشم اینکه باباش همش سر کاره و خیلی بچم نمیبینتش که بهش اخت کنه و باهاش صمیمی بشه برا همین چسب منه

شوهرت اذیت میکنه خودتو

بنظر من رابطه بچه با پدر و خانواده پدری اینه ارتباط مادره هرچقدر صمیمی باشین بچه هم همو حس رو میگیره

می‌ترسه ازش بچه ها از داد زدن بشدت میترسن حکم همون کتک رو داره

دختر منم عاشق باباشه

عزیزم چون شوهرت داد زده ترسیده و استرس گرفته به شوهرت بگو پیش بچه داد نمیزنن

ممکنه.

سوال های مرتبط

مامان ♥️♥️🌝🌚 مامان ♥️♥️🌝🌚 ۱ سالگی
سلام مامانها شبتون بخیر باشه ♥️
من خیلی حالم بده
دیشب که خوابم برد خواب دیدم با دخترم خونه ی پدر بزرگم بودیم خونشون یک پنجره ی بزرگ داره من داشتم با مادرم حرف میزدم برگشتم ببینم دخترم چیکار می‌کنه دیدم پنجره رو باز کرد و پرت شد پایین پایین و نگاه کردم همون لحظه به زمین افتاد و خون همه جا پاشید بیدار شدم داشتم میمردم کلی گریه کردم کلی بوسش کردم بوش کردم ولی آروم نشدم خوابم یک جوری بود همه چی واضح و عادی بود خلاصه تا دم صبح نتونستم بخوابم فقط دخترم و نگاه کردم بعدش یک لحظه چشمهام گرم خواب شد باز خواب دیدم دخترم از یک جای بلند افتاد و دور از جونش تموم کرد بیدار شدم حالم بدتر ایندفعه دیگه واقعا قلبم درد میکرد از ترس دخترم و نگاه کردم خوابیده بود خدارو هزار مرتبه شکر کردم که یک خواب بود دیگه از ترس نخوابیدم تا همین یکساعت پیش دخترم با باباش بازی میکرد چون سرم درد میکرد اومدم تو اتاق یکم دراز کشیدم خوابم برد باز خواب دیدم با دخترم رفته بودم بازار داشتیم راه می‌رفتیم که دخترم گم شد فقط خدا می‌دونه چقدر تو خواب خودمو کشتم و جیغ و داد کردم یهو با صدای شوهرم بیدار شدم گفت چی شده چرا داد میزدی تو خواب گفتم خواب دیدم .خانمها همه ی تن و بدنم میلرزه دیگه جرعت نمیکنم بخوابم این خواب ها چیه میبینم نکنه خدایی نکرده زبونم لال دخترم چیزیش بشه ؟