من از جنگ میترسم، الانم خیلی ذهنم درگیره وضعیت اقتصادی هست دیشب از فکر زیاد خوابم نمیبرد.
اما من معتقدم روزی رو خدا میرسونه، همیشه از خودش خواستم و همیشه هم هوامو داشته.
من مشکل اضطراب شدید دارم و دارم درمان میکنم. وگرنه تا الان حتما باردار میشدم.
اتفاقا من هم بعضی وقت ها بهش فکر میکنم و دو دل میشم ولی وقتی به این فکر میکنم توی اون هشت سالی که جنگ بود و همه بچه دار شدن که چقدر هم بچه برای اون هشت سال هست دو دل بودنم برطرف میشه و مصمم میشم برای اقدام
به این هم فکر میکنم اوضاع هیچ وقت اینجور نمیمونه وقتی امیدمون به خدا باشه همه چی درست میشه و دلم گرم میشه
سلام
همیشه در طول تاریخ یه سختیی بوده و گذشته
چیزی که بیشتر از جامعه مهمه خود خانوادست
مگه خدای قبل این شرایط با این شرایط عوض شده؟وقتی خودش گفته روزیش با من ، من دیگ چیکاره ام که شک کنم
به هیچ عنوان
خوب همه حامله هسیم دیگه
من امروز بهداشت بودم برای چکاب۵ سالگی پسرم گفت نمیخوای بارداربشی گفتم نه گفت چرا گفتم همینم بتونم زنده نگه دارم خیلیه از گرسنگی واقتصاد وجنگ دومی بیارم کاسه چه کنم دستم بگیرم
من اصلا ب اقتصاد کار ندارم
میدونستم بچه اینقدر محدودم میکنه ب هیچ وجه بچه دار نمیشدم
من که ناخواسته دومی رو باردار شدم ترس دارم ولی همه چیزو سپردم به خدا
نه اصلا
من که باردارم امید با خدا
نه اصلا
سخت میشه ولی نمیشه بگین نمیارم چون شرایط سخت وبده،،،بابا یه دونه بچه واقعا کمه
اصلا بچه نداری؟؟
اگه شرایط مملکت خوب بود منم میزاشتم واقعا یدونه بچه خوب نیس باید چندتا داشته باشیم ولی هممون از بی ثباتی مملکت و جنگ ترس داریم
اره اگه بچه نداشته باشم یا سنم بالای۲۵ باشه
برا بچه اول شاید ولی برا بچه دوم هرگز
از شرایط اقتصادی زیاد نمیترسم
از بی ثباتی مملکت و احتمال جنگ میترسم
وگرنه بچه دوم اقدام میکردم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.