خانما بچه های شما اینجورین؟؟
من هر کار میخوام بکنم یا هر چی میارم بخوره میشه بلای جونم
جارو برقی میخوام بکنم میاد گریه میکنه که بدع به من در یخچال و باز میکنم هر چی میبینه میخواد شیشه رب .....
طی میخوام بکشم میاد دسته رو میگیره دیگه ول نمیکنه
خدانکنه یه چیزیو تو خونه ببینه دیگه تمامه تب سنج چند روز پیش تو خونه بود هی ازش گرفتم هی گریه کرد حواسش با هیچی هم پرت نمیشد آخر خرابش کرد راحت شد
کشو ها که هیچ کدوم نمیتونم چیزی بزارم پماد کرم همه رو برمیداره با دندون سوراخ میکنه زندگی برام نذاشته همه چیز جمع شده ولی بازم یه چیزی برای گیر دادن پیدا میکنه لطفا نگید حواسشو پرت کن که اصلا حواسش پرت نمیشه فقط گریه میکنه چند روزی هست که دیگه تصمیم گرفتم به گریه هاش اهمیت ندم
امروز میرفت رو تخت از رو تخت رو دراور گوشت تنم آب میشد دفعه آخر آوردمش پایین بعدم هر چی گریه کرد اهمیت ندادم
شما با اینجور بچه ها چیکار میکنید؟؟

۷ پاسخ

بازی رده سنش بگیر باهاش بازی کن
بچه فقط میخواد با تو باشه بخاطر همین هرکار کنی میاد تقلید می‌کنه دوست داره بازی کنه تنهاییش می‌کنه داره با کاراش توجهتون جلب می‌کنه شاید

پسر منم اینطوریه مخصوصا جارو برقی میاد میگیره دو ساعت طول میکشه خونه جارو کنم

پسر منم همینجوریه لجبازی باهاش فایده نداره دیگه عادت کردم با هم کارهارو انجام بدیم بعضی وقتها هم که واقعا ببینم گریه هاش الکی هست دیگه خیلی اهمیتی نمیدم اما گم و زیاد قلقش اومده دستم‌

عزیزم بچه ها الان میخوان‌کشف کنن،میدونم سخته اما باید کنار اومد،بزور چیزی و ازش نگیر چون لج باز میشه.با همون چیزی که میخواد با نظارت خودت کمی باهاش بازی کن،بعد بهش بگو وای ببین کی صدات می‌کنه یکی از اسباب بازیهای محبوبشو بیار بده دستش،سریع اون وسیله رو بردار.با اسباب بازیش باهاش بازی کن.بچه ها الان هیجانات رو دوست دارن،یکم‌تو کارات و لحن صدات هیجان بکارببر.

پسر منم همینجوری بخدا الانم داشتم غدا درس میکردم بطری آبلیمو برداشتم گریه کرد انقد تا دادم دستش

تصویر

دقیقا پسر منه دیشب داشتم ترشی درست میکردم بلای سرم آورد که از کار خودم پشیمون شدم آخرش ترشی هم خیلی نرم شد نمیدونم الان چکار کنم

محل نمیدم خودش بیخیال میشه 🙂

سوال های مرتبط

مامان امیر علی وآسنا مامان امیر علی وآسنا ۱ سالگی
مامانا واقعا درمونده شدم من یه پسر دارم۵سالشه با خواست من یه بچه دیگه آوردیم که شد دخترم که یکسالو ۴ماهشه از روزی که باردار شدم تابه امروز هر بار مشکلی پیش اومد هر بار بچه گریه وبیقراری کرد شوهرم بامن دعوا کرد که من نمیخواستم تو خواستی حالا هم بکش بچمم بیش از حد بهانه گیر هست دائم دلش میخواد بغلم باشه وپیش هیچ کس نمیره خیلی حالم خرابه شبا نمیخوابه درحد ۳ساعت می‌خوابه بغیش همش گریه میکنه و باید ساکتش کنم اصلا خواب ندارم الانم که داره دندون در میاره بدتر شده به نظرتون یه ماه از این قطره هایی که برای خواب هست بخرم بدمش بخدا همشون اذیتم میکنن بخدا منم آدمم خسته میشم کم میارم نگید صبوری کن که به ولله کم آوردم

یکی نیست حتی شبا که خوابه فقط هی باید شیشه درست کنی نگهش داره تا من استراحت کنم
شوهرم امشب آنقدر غر زد که من خواب راحت ندارم سرم از صدای گریه هاش درد اومده میگه هم گریه میکنه سریع ساکتش کن ولی بخدا دیگه مخم هنگ کرده نمیدونم چیکار کمم