پارت آخر زایمان...
بعد سه روز خونه و حموم و دوباره زندگی🥲🫠🙃
با اینکه تا یک ماه چالش های سخت و شدیدی برای شیردهی داشتم ولی از بخیه هام خیلی راضی بودم اصلا اذیت نشدم کارامو می‌تونستم انجام بدم دردام زیاد بود ولی با شیاف قابل کنترل بود
از بیمارستان امام حسین رضایت ۵۰ درصدی داشتم فقط بخاطر رفتار بعضی از پرستارا و کادر مزخرفش
اگه برگردم عقب حتما بیمارستانی میرم که بشه ماما همراه رو خودم انتخاب کنم
اگه برگردم عقب این تفکر اشتباه که شیرخشک اه و پیفه رو کنار می‌ذارم و اون روزای اول که بدن خودم نیاز به استراحت و ریکاوری داره و بچه هم زیاد با شیر خودم سیر نمیشه حتما کمکی میدم بهش
اگه برگردم عقب حتما شیردهی رو آموزش میبینم چون مهم تر از نوع زایمان که واقعا به نظرم هر دوتاش یه سختی داره و مزیتی نسبت بهم نداره یاد داشتن شیردهیه اگه میخواید شیر خودتونو بدید

خلاصه که شما این دوتا اشتباه منو نکنید اینا منو خیلی اذیت کرد...🙃❤️‍🩹

تصویر
۱۳ پاسخ

دقیقا منم دیگه اشتباه قبل نمیکنم میرم بیمارستانی که ماما همراه شخصی از بیرون برای خودم میگیرم میارم 🫠😏

زینب جون چقدر ماجرا داشتی سر زایمانت
خداروشکر ک مشکل جدی تری پیش نیومد و خدا همراهت بوده

منم دوتای اولم امام حسین رایمان کردم
با خانم دکتر جنابی
سر اولیم ک از۴عصر درد کشیدم و سونو گفت باید سز شم چون بچه تو خشکیه ولی سز نکردن و بچم قلبش ایست کردن بردن سز
خدا بهم بخشیدش دوباره
و ان ای سیو۳روز بود برای زردی شدید
و بچه دومم رفتم امام حسین بخاطر دکتر اسماعیلی
ک متاسفانه بچمو مرخص کردن و بچم فوت شد
و من شکایت کردم
بچه ۸ماهه با لیز هموگلوبین و زردی شدید تداخل خون مرتص کردن بعد ۱روز و نیم
خدا لعنت شون کنه
سر پسرم خیلی عالی بود اولی
سال۹۹
ولی پارسال سر پسر دومم افتضاح.هیچ وقت نمیگذرم ازشون💔

منم از پرستارای بخش مامایی اصلا رضایت نداشتم کلی منو ترسوندم
انگار با دکترمم لج داشتن به حرفش گوش نمیدادن
بعد که زایمانم تموم شد رفته بود خانم دکتر باهاشون کلی دعوا کرده بود

خدا برات حفظش کنه منم بیمارستان امام حسین بودم دکترم بهناز افتخارزاده ماماهمراه رو موقع بستری کردن گفتن خودم میتونم انتخاب کنم از همون بیمارستان خانوم اقبالی بود فکرکنم عالی بود ماماهمراهم اگه نبود منم سز میشدم..
از دکترم ک خیلی راضی ام از بیمارستان ۸۰ درصد راضی ام ۲۰ درصد برای پرستارای بدجنسشون😐😪😪

عزیزم خداروشکر که بسلامتی همه جی تموم شد خداحفظ کنه دخترتو برات😍🥰
روزی که من بستری بودم انفاقا خواهرزاده دکتر فهمیده هم اومده بود برا زایمان و زایمان کرد

خداروشکر به خیر گذشت

گلم وزن پسرم تغییری نکرده دیروز هم بردمش دکتر چی بهش بدم از استپ وزنی در بیاد تغییر کنه

اول‌ که الحمدالله کوچولوت الان صحیح و سالم کنارته🌱
بعدم بنظر من اصلی ترین شرط زایمان طبیعی وجود ماماهمراهه حرفه ایه
منم طبیعی بودم ۵ صبح کیسه ابم پاره شد ساعت ۱۱ رفتم بستری شدم ماما همراهم و همسرم توی اتاق بودن پیشم
ماماهمراهم کلی ورزش بهم گفت برد منو توی وان اب گرم اونجام کلی ماساژ داد ورزش گفت اصلا نذاشت اذیت بشم ۱۷:۲۰ بعدازظهرم زایمان کردم
تازه من لگنم خیلی کوچیک بود و خروجی واژنم خیلی تنگ
دکترمم خودش ماما بود ده دقیقه اخر زایمان اومد
خیلی سخته هم درد طبیعیو بکشی هم سزارین بشی

چ جالب
دستمال دهن و قابلمه و ظرف غذاش کپه مال سهاعه

عزیزدلم❤
من بارداری و زایمانم خوب بود
فقط چون دمر خوابیدم بعد زایمان شیرم برگشت و سفت شد سینم
منم برگردم عقب از بیمارستان مستقیم میرفتم خونه خودمون که چشمم ب قوم ظالم همسرم نمیوفتاد و زایمان و بچه داریمو زهرمارم نمیکردن حالم از تک تکشون بهم میخوره

بسلامتی عزیزم ❤️

غذای کمکی نورا جان رو شروع کردی عزیزم ؟

الان شیرخودتو میدی

سوال های مرتبط

مامان جوجه طلایی🐣🩵 مامان جوجه طلایی🐣🩵 ۱۰ ماهگی
مامانا واقعا دلم گرفته و ناراحتم
تیام تا ۳ ماهگی قشنگ شیرمو میخورد با لذت ولی بعدش با شروع دندون درآوردن دیگ تو بیداری نخورد و منم سعی می‌کردم تمام طول روز بخابونمش تا تو خواب شیر بدم ولی از ۴ ماهگی دیگ گول نخورد و در طول روز اگه سینه میزاشتم دهنش بیدار میشد گاز میگرفت و نمی‌خورد
منم چون دیدم بچه گناه داره و شیر نمیخوره و وزن نمیگیره تو بیداری کلا شیر خشک دادم و فقط موقع شب شیر خودمو دادم و میخورد
الان که تقریبا یکماه و نیم گذشته از این روند شیر خودم داره خشک میشه در حدی که دیشب فقط یکبار تونستم شیر بدم
واقعا غصه م گرفته
خیلی دوست داشتم شیر بدم
الان دقیقا حس شب قبل زایمانم که اورژانسی باید زایمان میکردم و بچه ازم جدا میشد رو دارم و حس میکنم یکبار دیگ تیام داره ازم جدا میشه
اگه خودم میخاستم از شیر بگیرمش شاید از لحاظ روحی آماده تر بودم ولی الان....

😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
ناراحتیمم بخاطر شیر خشکی شدنش نیست اشتباه برداشت نشه ،چون اون حس قشنگ شیر دادن رو دوست داشتم ناراحتم
مامان نازی مامان نازی ۱۲ ماهگی
من تمااااام وسایل رو اینترنتی خريدم
قیمت هارو توی سایت های مختلف و ترب بررسی میکردم که قیمت پایین تر پیدا کنم
کالسکه و کریر هم نخریدم و همه میگفتن پشیمون میشی ولی هنوز که نشدم
تخت کنار مادر هم نگرفتم
قنداق سوئیسی فقط گرفتم و چون بچم خیلی ریز بود تا سه ماهگی ازش استفاده کردم حتی زیر دستگاه هم با اون میزاشتمش
اگه برگردم عقب یه شیشه شیر پیرکس همون اول میخرم و یه شیشه دیگه طرح اونت یا اصلش حتی که نخوام صدتا شیشه شیر بخرم و یه مایع ظرفشویی +0
پستونک هم من سیلیکونی بیبی لند رو گرفتم به نظره خودم عالیه
هم ارزونه و در دسترس
هم برجستگی هایی که داره ميتونه بعنوان دندون گیر هم استفاده بشه
اسباب بازی ای که چندکاره و جمع و جور باشه خیلی خوبه مخصوصا برای بیرون رفتن
لباسای جلو دکمه و بادی و رامپر خیلی راحتو کاربردیه محصوصا برای اینکه پهلوی بچه سرمانخوره
از شلوارا که با جورابه یا سرهمی هایی که جوراب داره به درد نمیخوره چون زود کوچیک میشه
لباس هم از هر سایز یکی فقط خریدم چون شاید بعدا خوشگلشو میدیدم میخواستم و یا با توجه به فصل سایزش نبود و من که کلا اصلا بیرون نرفتم اتفاقا همون یدونه هم کافی بود
پوشک هم یسریا رسم دارن تا چند شماره بخرن جلو جلو گاهی بده ولی گاهیم خوبه مثلا من پوشک سایز ۱ خریدم ۷۰ قبل از زایمان بعد از زایمان همون شده بود ۲۰۰ الانم که حتما ۳۰۰ به بالاست