۳ پاسخ

من بعد از زایمان یه مشکلی برا بچم پیش امد به خاطر زردیش پایین بود دستگاه نمیخاست نیاز نداش اما دکتر خرفت گفت بزارید تو دستگاه وقتی گذاشتیم قلبش شروع کرد بالا پایین شدن قشنگ از رو پوست مشخص بود یهو بچم بالا اورد از بینی هاش نمیتونست نفس بکشه من فک کنم روز پنجمم بود با بخیه ها اینا بچم گذاشته بودم سر دستم میدووییدم طرف بیمارستان وقتی بچم گرفتن ازم من خوردم زمین همه میگفتن این دوباره باید بره اتاق عمل اینقدر ناجور میدوویدم دیگه خدارشکز بچم چیزیش نشد منم چیزیم نشد واسع این خاطره که تو ذهنمه کلا از دکتر بیمارستان متنفرم همش حواسم به بچمه یهو مریض نشه قرار باشع برم بیمارستان کلا روانی شدم 😑😑

من بدم میاد کسی بهم دستت بزنه نمیدونم چرا ازشون چندشم میشخ

نه من اینجوری نیستم

سوال های مرتبط