شب عقد🫣
قبل ازدواج بود تو دوستی
یکساعت بعدازعقد😂😂😂
قبلش 😅😆
بخدا که همتون فردای عقد کارتون انجام دادین😂😂
شب عروسی
شب عروسی ♥️😍
از جلو
قبل عروسی از عقب
شب عروسی😐🤍
بعدش
قبل🙈 روز عروسی از شدت استرس تو ارایشگاه پریود شدم به هرکی گفتم نوار نداشت شوهرمم رفته بود روستا لباس دامادیشو برداره به مامانم گفتم گذاشت تو مشمبا مشکی داد به داییم گفت لباسه ببر براش😂 داییمم رفته بود مغازه ابمیوه و ادامس و کیک اینا برام گرفته بود فهمیده بود 🤣
بعد
البته ۱۸ساله میگذره از اون زمانا
قبل😄
قبل ازدواج تو عقد بود
یادش بخیر چه دروان شیرینی بود نامزدی 😂🥲 اولین بوسه و همچی رو اولین حسشو یادمه انگاری جرقه زده شد تو دلم😂❤️
بعد اصلا نزديكم نشد فقط بوس همين بغل
خاطره خوبی ندارم چون نمیخواستمش
من دوماه عقد بودم روز عروسیمون هم خیلی میترسیدم چهار روز بعد عروسیمون پردمو زد
قبلش: دوران دوستیمون😂
من بعداز دوماه عقد چون شوهرم قبلشم با هم دوست بودیم گفت من اگه نمیخاستمت که همونجا تو دوستی ولت میکردم کلا شهر ما تو عقد پیش همن تا عروسی بد نمیدونن
خیلی قبل تر از عقد 😐🤣عروسی که بماند !
منو همسرم ازدواجمون سنتی بود و ۶ماه ک نامزد بودیم ، ماه دوم کاروتموم کرد 😎😄
من اولی چند روز بعد محرمیت دومی رو انگار من ۱۵ سال نبود زن بودم اونقدر خجالت میکشیدم من ریزه بودم اون درشت همش فک میکردم الان من یچیزیم میشه
بزور و با اصرارش قبل عروسی تو نامزدی😭😂
تازه حالا دوست بودیم پر رو برگشت یبار گفت ما که آخرش مال همیم چرا نمیدی آخه ... شب عروسی برگشت بهم گفت منکه می گفتم ما آخرش مال همیم تو نمیدادی ناز میکردی🙂🤣
بعد ۳ سال عقد ک هرشبم پیشم بود ولی
گذاشتیم برا شب عروسی
ماهم دقیقا سنتی بود صیغه محرمیت خوندیم نامزد کردیم دیگه ۳-۴ روز بعدش همش میگفت دلم میخواد بوست کنم اینا من کلا نمیزاشتم😂شوهرمم اون موقع تهران بود ی هفته مرخصی گرفته بود برگشته بود دیگه اون هفته هر روزش میرفتیم بیرون باهم بار از گونه بوسم کرد ی ساعت باهاش دعوا کردم باهاش حرف نزدم اونم هی میگفت ببخشید منم نیاز دارم فلان منم دلم براش سوخت فرداش رفتیم برون گفتم چشاتو ببیند ی بوس گنده از گونش کردم اونم ی سااااغت گونه هامو بوس و پیشانی😂
من میدونستم پسرا خیلی سمن بهشون رو بدی ول نمیکننا دیگه از فرداش پرو تر شذ میگفت لب بده😂😂😂❤️منم باز اول قاطی مردم گفنم ن اصلا فلان دیگه باز فرداش ی ساعت باهام حرف زرم گفت این نامزدی برای من اصلا حکم شناخت اینا نداره من تصمیمم گرفتم من برای ازدواج قطعی میخوامد هیچی باعث نمیشه نامزدی رو ادامه ندیم از چی میترسی ما مال همیم فلان بعد گفت چشماتو ببند من یخ کرده بودم آخرش بوسم کرذ🥲🥲لبامو گرفت چند بار میک زد بعد پیشمونیم بوس کرذ گفت خیلی دوست دارم اینا🥲💜
من خیلی بچه مثبت بود اواین پسر زندگیم بود بعد همش میترسیدم نکنه این بازی ذربیازه باهام نامزدی رو بهم بزنه یهو ندیده و نشناخته بوسش نکنم😂😂
یه ماه به عرروسیمون مونده بود
قبل 😂
بعددش
سلام تاپیکم بخوانید لطفا
باهم دوست بودیم قبلش😅
قبل😂👋
قبل😂
بعد
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.