۱۰ پاسخ

من طبق افسردگی خودم میگم
امید به زندگی نداری
خدانکنه اون روز بیا همش منتظر خبر مرگ عزیزانت هسی
استزس داری
درد تو قفسه سینه
انگیزه نداری کارای خونه انجام بدی
تنهایی بیشتر دوست داری تا جمع از خونه ادم دوست نداره بره بیرون ترجیحش تو خونه موندنه

هیچی دیگ‌خوشحالت نمیکنه
با کوجیک ترین چیزی ساعت ها اشک میریزی
احساس بیخود بودن داری همش حس میکنی ب هیچ دردی نمیخوری
حوصله جمع و تفریح نداری
روز تولدت از روز مرگت ام‌غمگين تری
حوصله حرف زدن با هیجکس نداری
ورزش نمیتونی‌کنی
نمیتونی پیشرفت کنی
دست دلت ب هیچ‌کاری نمیره
افکار خودکشی همش تو سرت رژه میره
چاق و یا لاغر میشی
از خودت عکس نمیگیری دیگ سال تا سال
آرایش نمیتونی‌کنی اصلا ب خودت نمیتونی برسی
وووو خیلی چیزا دیگ
طبق افسردگی خودم‌گفتم

هیچ چیزی خوشحالت نمیگنه،هیچ چیزی

......

میل به خوابت زیاد میشه...کارای روزمرتو انجام نمیدی...به خودت نمیرسی ..از هیچ اتفاقی خوشحال نمیشی

خلاصه بگم جایی که باید شاد باشی ناراحتی - مثلا وسط جمع شاد تو دلت غم داری

احساس پوچی
بی انگیزگی
بی حس شدن نسبت ب اتفاقات
و غمباد

من طبق افسردگی خودم میگم
امید به زندگی نداری
خدانکنه اون روز بیا همش منتظر خبر مرگ عزیزانت هسی
استزس داری
درد تو قفسه سینه
انگیزه نداری کارای خونه انجام بدی
تنهایی بیشتر دوست داری تا جمع از خونه ادم دوست نداره بره بیرون ترجیحش تو خونه موندنه

خلاصه بگم جایی که باید شاد باشی ناراحتی - مثلا وسط جمع شاد تو دلت غم داری

خلاصه بگم جایی که باید شاد باشی ناراحتی - مثلا وسط جمع شاد تو دلت غم داری

سوال های مرتبط