من بارداری خیلی سخت و عذاب آوردی داشتم دوبار عمل شدم حین بارداری همش بیمارستان بستری بود افسردگی گرفتم....ولی دو روز بعد زایمان خودمو تو آینه نگا کردم دیدم بهتر از قبل بارداری شدم حتی یک سانت هم شکم نداشتم بعد اون یکم بهتر شدم ترک هم نداشتم رو شکمم تنها خوبیش ب غیر از عزیز دردونم این بود
من ضعیف تر شدم
انکاری یه تیکه از قلبم بیرونه
و همه اینو فهمیدن و باهاش منو تهدید میکنن
من جونمو میزارم براش
من دیگه قوی نیستم
راسته میگن بچه بیاری دنیا ازت گروگان داره
اطرافیان فهمیدن و همش با نیش و کنایه و عیب گذاشتن رو بچم اذیتم میکنن
و من همش حرص میخورم.
و این شده میگرن گرفتم🫠
والا من بجز وجود پسرم هیچ حسنی ازش ندیدم بجز افسردگی بعد زایمانو قرصی شدن و چاقی شکم و گشادی و پارگی در قسمت واژن بعدن تیاز ب عمل داره و فلان و فلان ....
تنها چیز اینکه من خیلی قبل بارداری از آمپول وسرم اینا میترسیدم ولی چون حالت تهوع شدید داشتم همش سرم میزدم و آمپول و آزمایش دیگ عادی شد واسم الان
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.