این بیماری واژینیسپوس هست و معمولا ریشه در بچگی داره و از نظر روحی بدن آماده نیست وگرنه از حیث جسمی این مدل زنها هیچ مشکلی ندارن
ما ۷ تو عقد بودیم یه بهانه عقد اجازه ندادم کاری کنه و بعد ازدواج هم چون دو شهر مختلف زندگی میکردیم به اون بهانه هم ۶ ماه گفتم نه
ولی وقتی اومدیم باهم زندگی کردیم دیگه متوجه مشکل خودم شدم و بعد ۸ ماه که از زندگی زیر سقف گذشت این مشکل رفع شد
کلا برای ما ۲۱ ماه طول کشید
آره فامیل ماهم همین طوری بود که دیگه مامان عمه ش رفته بودن پاهاشو گرفته بودن که شوهرش بکنه خیلی بد بود
واقعا زد در گوشت؟
منم دقیقا اینطوری بودم شوهرم اول مراعات میکرد بعدش دعوامون شد دیگ بجای رسید ک دستمو میبست دکتر میرفتم میگفتن مشکلی نداری ینی چی میترسی
پماد میدادن بهم
دقیقا منم همین حس و داشتم .یک ماه و نیم طول کشید .از اون در گوشی ها منم خوردم ولی اروم بود .
اره عزیزم منم تقریبا ۱سال و نیم بعد عروسیم بلاخره با بدبختی تونستم
دقیقا برا منم این اتفاق افتاد ولی واقعا همسرم خیلی مردونگی کرد یسال من از ترس نمیتونستم رابطه داشته باشم فک کن ۵ ماه بود ازدواج کرده بودم رفتم پیش دکتر معاینه کرد گفت بکارتت هنوز سالمه گفتم آخه رابطه در حد کم چند بار داشتم گفت دخول کامل نبوده بکارتت سالمه😂بعد دکتره با خاک یکسانم کرد بعد بازم نتونستم😂یسال بعد ترسمو گذاشتم کنار شل کردم دیگه
یعنی این تاپیک هی میام میخونم حالم خوب میشه دهننتون سرویس🤣🤣🤣🤣🤣
وای من تو دوران نامزدی با همسرم بیرون بودم کاندوم تاحالا اصلا ندیده بودم داشتیم تو پیاده رو قدم میزدیم به همسرم گفتم عه از این بادکنک درازا یهو دیدم دست من گرفته میکشه که بیا بریم آبرومون بردی گفتم چرا گفت اون کاندوم نه بادکنک یکی استفاده کرده بود انداخته بود بیرون 🤣🤣🤣🤣
فکر کن یارو راست جلو اونا واستاده 🤣🤣
آره منم مث تو بدجور میترسیدم چن بارم دکتر رفتم آخرشم ی ماه بعد عروسیم دکتر تو اتاق عمل برداش
حالا منو بگوشب اول خسته بودیم ساعت ۱ اومدیم خونه من گفتم باید کارو بکنیم زیرم دستمال انداخته بودم دکتر گف در حد لک بینی میبینی بیچاره شوهرم 😅😅😅یه بار کرد من گفتم نه نشده خون کمه با انگشتت بکن ببین باز شده🤣🤣🤣🤣چه عقلی داشتم گف والا بازه گفتم دوباره بکن اخه چه کاریه بگو دیوانه یه بار کرد مردم از درد دیدم در حد پریود شدن خون اومد البته دستشویی شوهرم انقده ترسیده بود فک کرده بود خونریزی کرد حالا رفتیم مشهد ماه عسل شومبول شوهرم بلند نمیشد🤣🤣🤣خندم میگیره چون تزسیده بود
واقعا مشکله من یکی بود میشناختم اصلا نمیزاشتوعروسیشون بشه بیچاره تا مرز طلاق رف دستاشم بسته بودن خواهرشوهر کارشو بکنه برادرش بازم نشده بود انقده جادو جنبل رمال خلاصه شد الان ۲ تا بچه داره خیلی ناراحت بودم
حالا چرا زد تو گوشت قهر نکردی باهاش
تازه من بدبخت تو عقد میترسیدم نمیزاشتم ولی بیشتر میگفتم بزار عروسی کنم بعد پرده بکارتم پاره بشه
ولی شوهرم از بس سیریش بود اخرای عقد کارو تموم کرد هی میگفت تو یه چیزیت هست ک نمیزاری تو عقد انجام بدم منم گفتم بزار تا حرف برام در نیاورده بزارم کارشو کنه
منم مثل تو بودم۲,۳ماه طول کشید تا انجام شد
منم دقیقا مثل تو بودم وای تا یک ماه بعد عروسی هروقت میومد میگفتم الان میشه ولی هم شروع میکرد هلش میدادم کنار میترسیدم آخر ازم ناراحت شد منم دکتر زنان رفتم از این ژل ب منم داد منم اومدم به هر سختی بود انجام دادم😆
تازه 3سالم نامزد بودیم نذاشتم نزدیکم بشه
عزیزم من یه چیزی بگم من یک سال و نیم بعد عروسی نذاشتم بهم دست بزنه میترسیدم سنمم دو برابر تو بود ولی نمیتونستم
واژینسموس هس و من خودمم درگیر بودم
خواهر من 6ماه نتونستن
زندگی خودتو تعریف میکنی یا رمان نوشتی 😂😂
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.