۸ پاسخ

من بچه دوم هست بهتر میتونم مدیریت کنم تاهمون تایمی که خوابه کارهامو میکنم ولی توان خودم کم میشه سعی کن غذاهایی درست کنی که سرخ کردنی نباشه تا زه خواهر من یه بار مهمون داری کردم پنج شنبه هم زنگ زدن مهمون دارم به خاطر بچه باید مهمونی بدم حالا فکرشوکن از یه طرفی میان دیدنش خودم پا میشم پذیرایی میکنم جمع میکنم یکم بزرگتر بشه میبندم به کولم دوستم اینکارو میکنه خیلی راحته

منم بچم همینطوره. تو بعل شیر میدم غدا درست میکنم با یک دست. تا کارم تموم میشه بار نشسته یا دراز کشیده میدم هم پا میشم باهاش تو بغل

من اشپزی رو میذارم عصر که شوهرم بچه رو مواظب باشه بعد خودم میرم اشپزی

منم همينطورم
اصلا به آشپزي نميرسم روزايي كه ميرم خونه مامانم يا مادرشوهرم ميگيره سه ساعت تخت ميخابه ولي وقتايي كه خونه هستيم همش بيداره🥴😂 ايشالا در اينده اشپزي هم ميكنيم غصه نخور
من بچم رفلاكسي هم هس نمتونم به حال خودش رهاش كنم ميترسم بالا بياره بپره گلوش😭

منم اوایل همینطور بودم نمی‌تونستم هیچ کاری رو انجام بدم تازه الان دیگه تایم خوابش اینا درست شده اگه خوابش بیاد میخوابونم اگه نه که میزارم تو کریرش تو آشپزخونه باهاش حرف میزنم و ناهار درست میکنم
ماه اول ی خورده سخته بعدش به مرور درست میشه

منکه اوایل خودمو اذیت میکردم صبح زود بیدار میشدم غذا می‌پختم بعد میخابیدم ولی الان باهم میخابیم بعد ک بیدار شد سیر سیرش میکنم،پوشکش عوض میکنم،میزارمش کریر میرم سراغ آشپزی..

من بچه م تو تاب میزارم تاب میخوره میخابه یا شیشه شیرش همونجا میزارم تو دهنش میخوره ساکته .منم ب کارام میرسم .پسر سه سال مم باخودش بازی میکنه

بغلیش نکن بزارش رو زمین ب کارت برس اون ک همش گریه نمیکنه بعدشم الان هنوز ۱ ماهه معمولا همش خوابن 😐

سوال های مرتبط