از چند ماه قبل تعدادشو کم کردم با بابازی و خوراکی سرگرمش میکردم . فقط واس خواب شب و ظهر میخورد و یکی دوبار نصف شب که اونم تلخک زدم گفتم تلخه دوسه بار لب زد دید بده نخورد
من چسب برق زدم دیگه نخورد هی گفتم اووف شده دو شب خیلی گریه کرد بعد بیخیالش شد
به نام خدا
یه روز سه بار اومد گاز بگیره بعد بخوره اجازه ندادم قهر کرد و ترک کرد😂
الان شیرخشک دلم میخواد از سرش بگیرم چون غذا نمیخوره جدیدا و فقط شیرخشک میخوره
به نام خدا...
یه روز که انقققد شیر خورده بود که من ضعف و تپش قلب گرفته بودم چسب سفیدا هس از اونا زدم روش، دید گف اوفه و دیگه سمتش نیومد.
فقط هرکیو میدید میگف شیر شیری اوف...
دو شب سخت داشتیم. رو پا و بغلم نمیومد فقط با قصه آرومش میکردم. شب سوم فقط یبار بهونه گرفت و کلا تموم شد.
یهویی گرفتم چون اصلا نمیشد تدریجی بگیریش خیلی وابسته بود هم خودم هم بچم خیلی اذیت میشدیم
قبلش خواب شبش رو بدون شیر کردم تعداد دفعات ک بیدار میشد کمتر شیر میدادم بعد ی دفعه گرفتم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.