۲ پاسخ

همه مادرا اینطورین مادر شدن یعنی همین دیگ واس خودت انگار زندگی نمیکنی واس بچت واس روحی ک اون بیرون زندگی میکنی

به سرش نگاه کن ببین پیشونیش یا جایی ورم نکرده دختر من یه بار از رو جلومبلی با سر افتاد زمین پیشونیش کلی ورم کرد، بچه ها همینن تا دودیقه میخوای استراحت کنی بلایی سر خودشون میارن😂

سوال های مرتبط

مامان آناهیتا 💜 مامان آناهیتا 💜 ۱ سالگی
صبح زود ساعتای ۶/۳۰ با صدای گریه اناهیتا بیدار شدم
دونه دونه همه چیزو چک کردم و بعد از یه دیقه فهمیدم بله! دخترکم جیش داره و خودشو نگهداشته.. ولی نذاشت ببرمش تا توو سرویس دستشویی کنه.. برعکس همیشه که خودش میدوئه و میره جلوی در حموم و اینطوری بهم میفهمونه چی داره میشه🫠
میگفت منو بذار توو بغلت!
حس کردم خیلی فشار روشه که اینطوری عصبانیش کرده.. دلو زدم به دریا و مخالفت نکردم ..
وقتی با خیال راحت کارشو توو بغلم کرد، با زبون خودش از درکم تشکر و توجیهم کرد که واقعا شرایط دردناکی بوده🫠😅
حتی فرصت نداد یه پوشک ببندم براش ..
خلاصه که لباسام و لباساش و ملافه تشک و همه رو دراوردم و انداختم توو ماشین.. خودش و خودمم از گردن به پایین شستم و لباس پوشیدیم..
بعدش که راحت و تمیز شد با دست کوچولوش به دهنش اشاره کرد🫠
سریع براش عدسی درست کردم و اوردم
صبحونشو خورد و بعد از یساعت خوابید..
ساعت ۹ شده بود و مگه حالا من خوابم میبرد؟
ماشینو روشن کردم و لباس اناهیتا رو دوختم و اینجا تاپیک گذاشتم و ۳۰ صفحه کتاب خوندم و ..
ساعت ۱۱ بود که خانوم خانوما بیدار شدن
اینبار صبحونه خانوادگی و بعدش توپ بازی وناهار ماش پلو بذار و کنارش سالاد و خونه رو مرتب کردن و لباسارو جمع کردن و …
ساعتای ۳ خوابید و منم از فرصت استفاده کردم و تنهایی رفتم خرید..
به نیم ساعت نکشید که بنیامین زنگ زد و گفت بیدار شده و توو کل خونه دنبالت میگرده و با گریه صدات میکنه
سریع اسنپ گرفتم و برگشتم
بعد از بوس و بغل و توضیح فراواااان به زیبارو ، دوباره به کوزتی رسیدم
سبزی پاک کن و خریدا رو جا به جا کن و ظرفا رو بشور و اشپزخونه رو مرتب کن و میوه بیار برای اهل خانه و شام و…..
ا
ادامه پایین👇🏻