۱۸ پاسخ

واقعا ای کاش دستمون میشکست اولین زنگ و پیامشونو جواب نمیدادیم

گلم الان تاپیکت دیدم.
مگ خودتووشوهرت فامیل هستید؟که میگی استوری گذاشتم دیده

من با خواهر شوهرم دوستای دبیرستان بودیم ،عقد دوستم بود منم دعوت کرد ،برادرش سرباز بود من و دید و عاشقم شد از همون جا هم افتاده بود دنبالم تا خونمون و یاد بگیره 😂

توی دانشگاه و سرکار😬

سوالت عالی بود یکم از بچه داری اومدیم بیرون 🥰🥰🥰🥰😘😘😘

منم یک استوری گذاشتم اومد جوابمو داد که ای کاش منم دستم میشکست استوری نمیذاشتم😂😂

من پسر داییم بود.. چن سالی هی منو دوس داشت ولی منتظر فرصت بوده ک بیاد خواستگاری آخه من یکی دیگه خواستگاریمو کرده بود اون زمان که حدودا ۲ سال همش سر زبونا بودیم و منم جواب قطعی نمیدادم آخه بچه بودم و درس میخوندم.. دیگه خلاصه یکم ک بزرگ تر شدم و فهمیدم ک اوضاع از چه قراره اون خواستگارو رد کردم و قشنگ بعد پنج ماه داییم اینا اومدن خواستگاری و منم فرتی قبول کردم😂😑

دم مدرسه دید منو شیش ماه دنبالم بود تا شمارش گرفتم😆😆😆🤣

پسر عممه از بچگی عاشقم بود منتها چون همیشه باهام دعوا میکردیم فک نمیکردم دوسم داشته باشه بعد اون رفت سرکار نظامیه ۳ سال رفت اصفهان منم تو این مدت ازدواج کردم با همسایمون خلاصه بعد طلاق گرفتم وقتی تو کارای طلاقم بودم عید بود همه عمه عمو اینا جمع میشیم خونه پدربزرگم اونجا وقتی متوجه شد میخام جدی طلاق بگیرم شمارم از گوشی داداشم برداشت بهم پیام داد که عاشقتم از بچگی بودم ولی تو سری ازدواج کردی الان میخامت خلاصههههههههههههههههه بعد طلاقم نامزدی عقد عروسی همشو یکی کرد الانم یه نی نی داریم😂😂😂

ما همسایه ایم ولی همدیگه رو اصلاااااا ندیده بودیم
همسرم چندسالی تهران دانشجو بود واسه همین نشده بود همدیگه رو ببینیم
مادرشوهرم منو زیر نظر داشته، برام خواستگار اومده بود تو کوچه رفتنی مادرشوهرم دید اومد خونمون به مامانم گفته توروخدا دخترتو ندیا 😅 بعدم رفته خونه رضایت شوهرمو گرفته
دو جلسه همدیگه رو دیدیم و عقد کردیم
همینقد سنتی😅

رفتم عروسی دوستش تیکه انداخت بهم غیرتی شده بود که چرا میگی به دختر عمو من نبینم دیگه ها دوستش گفته بود به توچه مگه میخوایش گفته بود آره اونم سریع رفته بود به مادرشوهرم گفته بود شبش اومدن خاستگاری 🤭🤭بهترین همسر دنیا را دارم به بودنش میبالم 🥰❤️

پدرشوهرم با بابام همکاربودن فهمیده بودن بابام دختر مجرد داره ک اومدن وتموم شد کاشکی نمی اومدن 😃😂 شوخی بود ولی چون اوضاع زندگی کردن سخت شده کاشکی مجرد می بودیم بهتر بود😅

من پسرخالم بود از بچگی منومیخواسته ومن نمیدونستم به مامانم گفته بودقبول نکرد اومد به خودم گفت میخوامت بقیه نمیزارن😂😭

چرااخه😂😂

من تو مغازشون مشغول به کار شدم اونجا آشنا شدیم

توتلگرام..البته همسایه هم بودیم😄

اومده بود شهر ماخونه دوستش بعد اوند بیمارستان عکاسی و شد انچه شد

😂😂😂😂😂من رفیق داداشم بود بعد دوس شدیم ک ای کاش دستم میشکست جواب پیامشو نمیدادم

سوال های مرتبط