۹ پاسخ

من یبار موقعه افطار بود ی هندونه بزرگ رو برداشتم از اشپزخونه بیارم بزارم داخل سفره سنگین بود گیج شدم از دستم افتاد ترکید هندونه😂😂😂 وسط پذیرایی

🤣🤣🤣🤣من زیاد سوتی نمیدم

من هنوز سوتی ندادم انشالله هیچ وقت ندم🤕🤕

من ی بار با خواهرشوهرم تو حیاطشون نشسته بودم همه جام ساکت داشتیم حرف میزدیم کفش پلاستیکی پام بود کفشه ی صدای بدی مس صدا گوز داد اینق خجالت کشیدم ک نگو میگم شاید اون فکر کرده من گوزیدم😐😂😂😂

چراهمه اول یااخرحرفاشون مینویسن بچه وپوشک‌واین چیزا؟😕

من سوتی ندادم یادم نمیاد هیچی😂

من من جلو برادر شوهرم گوزیدم 🤣🤣🤣🤣🤣 البته از دستم در رفت البته برادر شوهرم پسر داییمم هست 🤣🤣🤣

من منتظر بودم برادرشوهرم و خانواده ش بیان داشتم طبقه بالای خونه بابام و جاری میزدم یهو دیدم یه صدای سوت بلندی اومد ترسیدم فکر کردم داداشم از پایین داره اذیتم میکنه تو پنجره چند تا فحش آبدار دادم بهش یهو دیدم برادر شوهرم تو درگاه در ایستاده صدای سوت اون بود که با صدای جاروبرقی قاطی شده بود 😐😐😐😐مردم از خجالت

من رفتم خونه پدر شوهرم اولین بار بود همه خونشون بودن در دستشوییشون خراب بود رفتم گیر کردم کلی طول کشید تا باز کنن دراومدم زدم زیر گریه تا یه مدت روم نمیشد برم اونجا 🤣🤣

سوال های مرتبط

مامان لیانای خداجونم مامان لیانای خداجونم ۱ سالگی
مامان نسترن مامان نسترن ۱۵ ماهگی