۱۴ پاسخ

تاپیکاتو خوندم به نظرم یه زن نباید به این راحتی خونه و زندگی و شوهرش و ول کنه بره شوهرای ما هم موقع خواستگاری خیلی حرفا رو زدن مگه عملی کردن مگه باید ول کنیم بریم
اگه من باشم زنگ نمیزنم پامیشم میرم خونه خودم خونمه اختیارش و دارم کی برم کی بیام حرفم زد چرا اومدی میگی فقط به خاطر بچم اومدم چون زیاد بیتابی میکرد از این به بعد هم زندگی تو ول نکن بازم هر طور که صلاح میدونی

عزیزم میتونم بپرسم چرا قهر کردی رفتی???

بنظرم اصلازنگ نزن بهش ک بیاددنبالتون خودت بهانه جورکن پاشوبروخونت اگرم دیدی حرفی زد فقط وفقط سکوت کن دم اومدنش برید حموم سرتونوگرم کنین انگار ن انگاراتفاقی افتاده

اگر خواهر شوهر یا مادر شوهر داری که را بطت باهاشون خوبه زنگ بزن بگو پا درمیونی کنن

خب عزیزم توکه میخوای برگردی و دلت با زندگیته و شوهرتم میشناسی چرا هی از خونه میری که رفتنت از خونه براش عادی بشه؟؟؟

سوره مزمل رو ۳بار بخون
واقعا شوهرت خیلی بی مهره
زنی گفتن مردی گفتن...وظیفه مرده ناز زنش رو بکشه

خب تا کی میخواین اینطوری بمونید نه تو زنگ بزنی نه اون
پاشو برو سر خونه زندگیت حالا شوهرت میگی الاغه اون بچه چه گناهی کرده از محبت پدرش بی نصیب بمونه
گوشی رو بده به بچت بگو به باباش بگه من میخوام بیام خونه بیا دنبالمون

برو خدارو شکر کن بچه رو ازت نگرفته ، همچنین شوهری که دسته بزن داره همون نیاد دنبالت بهتره پس فردا دست رو بچه هم بلند میکنه

ذکر یا ودود زیاد بگو

بابابردارزنگ بزن دیگ دختر معطل چی هستی من بخاطربچم خیلی کوتاه میام خیلی

این دفعه آخری باشه که از خونه زدی بیرون

هرجور شده پاتو به خونه زندگیت باز کن دفعه ی بعدم هیچ جوره خونه ت ترک نکن وقتی شوهرت انقدر مغروره البته خودم لنگه ش دارم

عزیزم چرا نمیزاری بچه ت با باباش حرف بزنه؟؟؟نزار مهرش از دلش بره

مگه کجایی؟

سوال های مرتبط