۲۰ پاسخ

وای نه
من برعکس شما بارداری اولم بود بشدت هم ترسو بودم تا دم اتاق عمل اشک ریختم ولی سزارینم همه چیش برام عالی و راحت بود خداروشکر اصلا چیزی که شنیده بودم نبود اصلا
فقط موقع راه رفتن برام سخت بود همین
ولی بچه داری برام سخته یکم
و حرفای خانواده شوهرم و حمایت نکردن شوهرم بعد مرخص شدن اندازه ۱۰ بار سزارین کردن برام سخت تر شد
افسردم کرد مادرشوهرم قشنگ و منم حلالش نمیکنم چون با حرفاش و چوقولی کردناش پیش شوهرم و دخالتاش کوفتم کرد زایمان خوبی که داشتمو نذاشت از نوزادی بچم لذت ببرم هر روز اومد نشست جلو چشمم سوزوند منو از اونورم تلفنی به شوهرم حرف میزد

بارداریم از چهار ماهگی به بعد کلا سخت گذشت بعدشم سزارین که وحشتناک ترین و دردناک ترین بخش زایمانم بود الانم بچه داریم شبا بی خوابیش پدرمو درآورده

۴ماه اول بارداری ویک ماه اخربارداری خیلی برام سخت گذشت وبچه داری هم تادوماهگی خیلی سخت گذشت نه تجربه داشتم ونه کسی درست راهنماییم کرد نه ازاین گهواره وپیام ها سردرمیاوردم که راهنمایی بگیرم.
تااینکه دختر بعد سه ماه دیگه سینه مو نگرفت تا دوسه هفته عذاب وجدان داعونم کردازاین جهت که کوتاهی کردم بچه م عادت کرد به شیشه شیر.

وای نه طبیعی تصورشم وحشتناکه

عمل سزارین بی نهایت راحت تر از تصوراتم بود، بعدش خیلی درد کم و قابل تحملی داشتم. حتی اولین راه رفتن بعد عمل هم راحت بود برام ولی همه مراحل بچه داری برام سخت تر از تصورم بوده تا الان

زایمان طبیعی خیلی اسونتر از چیزی بود که تصور میکردم و بچه داری چیزی فراتر از تصور بود از لحاظ سختی

زایمان طبیعی بود و خیلییییی برام سخت بود
اما بچه داری از اون چیزی ک فکر میکردم راحتره برم
ن زردی گرفت ن کولیک و یبوست خداروشکر
ختنش هم عالی گذشت بدون دغدغه
واکسن دوماهگی هم راحت بود

اتفاقا برای من خوب بود سزارین جوری که از امپول بیحسی بد میگفت درد داره ایما درد نداشت دقیقا مثل یه امپول عادی بود یا سوند کابوسم بود ولی معاینه که کردن از همه چیز برام دردناکتر بود

بارداری:
سختر از تصورم: تهوع های اول بارداری و زایمان طبیعی که مرگ رو دیدم و اخر بچه وکیوم شد...
آسونتر از تصورم:هیچی

بچه داری:
سختر از تصورم: نبودن باباش و زردی روز سومش و شیر کم داشتنم اون اوایل
آسونتر از تصورم: واکسنش و خواب شبش

بارداری سختتر از چیزی بود که تصور دانم بعدش عمل سزارین راحت‌تر از چیزی بود که فکر میکردم بچه داری فوق العاده سختتر از چیزی که فکر میکردم

من سزبودم باشیاف هیچی نفهمیدم سختیاشوهمشون دارن امامن چون بشدت بچه دوستم سختیاشوباجونودل میپذیرم هیچوقتم گلایه نمیکنم فقط حاملگیم اذیت شدم استراحت بودم همش احتمال سقطم بودخیلی بدبودسختم بودخیلی

وای دقیقا 😫😫هی میگفتن سزارین درد نداره هیچی حالیت نمیشه ولی واقعا درد داشت تا ۷روز واقعا عذاب کشیدم وقتی بخیمو کشیدم یکم راحت شدم

واسه من بارداری اولم خیلی خوب و راحت بود اما بارداری دومم خیلی سخت گذشت مخصوص بعد زایمانم پسرم هم زردی داشت هم عفونت تو خونش بود دو هفته بستری بود خیلی سخت گذشت اما خدارو شکر گذشت 🙏🥲💙

سزارین ک خیلی میترسیدم خیلی راحت بود برام اصلا دردی نداشت
ازبچه داری درد کولیکش خیلی سخت داره میگذره کاش زودتر خوب بشه

من بدترین تب و لرز شدید که بعد سزارین اومدم تو ریکاوری

ختنه راحت تر از چیزی بود که فکر میکردم. اتاق عمل راحت بود ولی دردای بعد عمل فراتر از آنچه گفته بودن بود آدم میمیره و زنده میشه

همه چیش سخت تر از چیزی ک فکر میکردم بود جز حمام کردن و پوشک کردن

ختنه برای من هم آسون گذشت. واکسن دو ماهگی هم آسون گذشت . ولی چهار ماهگی نه. از سردرد بعد از سزارین هم خیلی بد شنیده بودم ولی من اصلا اذیت نشدم

درد زایمان طبیعی از چیزی ک فکرمیکردم خیلیییی سخت تر بود🥲

همچی وحشتناکتر بود برام

سوال های مرتبط

مامان محمد صالح مامان محمد صالح ۴ ماهگی
مامان آریان مهر مامان آریان مهر ۶ ماهگی