۱۶ پاسخ

من مادرشوهرم برام هیچ کاری نکرده حتی منو خریده عروسی نبرد هیچوقت مناسبتا بهم کادو نداد صفر تا صد خرج و مخارج عروسیمون شوهرم با قرض و بدبختی داد در صورتی که داشت و نکرد حتی شوهرم خونه نداشت یه قدم برنداشت کمکمون کنه که مجبور شدم خونه بابام بشینم‌ برای همین منم هیچ کاری براش نمیکنم حتی پاش شکسته بود یک ماه تو گچ بود فقط دخترش میرفت کمکش من فقط دو هفته یه بار میرم خونش اونم فقط ظرفای شامو کمک خواهرشوهرم میشورم و بعد دوباره میام سر جام میشینم

خوشبختانه به کار نرسید زود رو کردن خودشون رو☺️☝🏻

والا چه بگویم....هرکاری کنی باز طلبکارن....کلا میخوان کنترل کنن فقط...من نمیدونم پس چرا عروس میگیرن...خدا اون مادرشوهرای دعا گر رو لعنت کنه

کدومش رو بگم همه ش رو میگم کاش براشون انجام نمیدادم حیف از روزای جوونیم صد حیف همیشه میگم الهی سر دختر دخترش بیاد هر آنچه بامن کردن ۵ بار هم بیشتر

یک سال و نیمه باهاشون قطع رابطه کردم و تنها نفرینی که میکنم اینه میگم خدایا روزی برسه مادرشوهرم تو تاریکی شب در به‌ در به دنبال من بگرده به دنبال خونه‌ی من بگرده که ازم حلالیت بطلبه🙂

ب نام خدا
هیچکاری😁😁😁

وقتی خونه نبودن میرفتن خونه خواهر شوهرم راه دور رفتم خونشون سر زدم ب برادرشوهرام بعد گفتن من از خونشون نخود و مواد غذایی بردم خدا ازشون نگذره منکه باهاشون قهر کردم و بعداشتی کردیم اما ازتو دل نرفت و نمیره که این حرفو زدن ندید پدیدا

من الان مادر شوهرم رو نگه میدارم و تر و خشک میکنم ... من تهران بودم اون اصفهان ... تو این ۱۱ سال شاید سالی یه بار نهایتا دوبار میدیدمش .. اونم دو سه روزه بر میگشتیم .. چون شاغل بودم ... خیلی خاطره ایی ازش ندارم .. فقط مریض احوال بود ... الان دوماه نگهش داشتم ... از فردا میره خونه جاریم .. البته میبرنش .چون قدرت حرکت، بلع، تکلم نداره ... زخم بستر داره ... یه شیلنگ سر معده اش داره ووو ... فقط خواستم برامون دعا کنه ... از خدا هم خواستم برکتش تو زندگیم بیاد

اینکه اون موقع گفتم دفترچشونو تحت حمایت خودمون بگیریم بگو مثلا تا چی بشه برات

من با پدر شوهرم خوبم،چون بدی ندیدم ازش
ولی مادر شوهرم...خدا نسیب گرگ بیابون نکنه
پنج ماهه باهاش قطع رابطه کردیم،دارم تو آرامش زندگی میکنم
چندین بار به شوهرم زنگ زده جوابشو نداده

اینکه
نرفتم تو جمع خانواده شوهرم مخصوصا خانواده مادرشوهرم به همه بگم که آره اینا پول به اسم پسر من جمع میکنن ولی به من نمی‌دن اینا حتی پسرمنو ندیدن
توخانواده پدرشوهرم گفتم اونم به کسی توخانوادش به دهن لقی معروفه

چیز بزرگی نیس ولی شب یلدا شب بیدار موندم کلی ژله دسر درست کردم ما بعد شام رفتیم خونه مامانم همرو خوردن حتی برا بچم نگه نداشتن،خیلی سوختم

همشششششششششش

خیلی کارا 😂

خیلی زیاد

خیلی کارا😂.

سوال های مرتبط