ببین من بعد ازدواج خیلی بیشتر عاشق مادرم شدم بعد بچه دار شدن خیلی خیلی بیشتر از قبل قطعا بی نهایت دوستش دارم بچم رو هم که قابل وصف نیس اما شرایطی پیش بیاد اولویت بچمه نه بخاطر اینکه مادرم رو کمتر دوس دارم نه، بخاطر اینکه در قبال بچم مسولیت بیشتری دارم پناه بچم منم و هم مسولیتم هم اقتضای احساساتم بچم رو تو اولویت قرار میده فردا روز هم قطعا بچه خودم اولویتش بچه ی خودش خواهد بود و کاملا برام قابل درکه
من از وجود فرشته یی ب اسم مادر محرومم.. چند ساله ک ندارمش..
تا بود از عمق وجودم براش کار انجام میدادم.. برام مهم نبود کدوم بجه هاش و بیشتر میخاد. همینکه دعاش همراه زندگیم بود و هست کافی بود برام
روح همه ی مادران شاد... تا هستند قدرشون رو بدونید
اخ ک جقدر دلتنگ صداشم.. وقتی صدام میزد.... وقتی ب حرفهاش میخندیدم و اونم از ته دل ب من میخندید..
کجایی مادر...
هرکدومشون جای خود دارن نمیشه گفت کدوم بیشتر و کمتر ولی خودمو بگم اولویتم بچمه
نوع دوست داشتنشون متفاوته
عزیزم ببین هردوتاشون عزیزترینن برا ادم
نمیشه گفت اینو بیشتر یا اونیکی بیشتر
من خودم مادرم فوت شده ولییی با این وجود حتی خاطره هاشو با هیچی عوض نمیکنم
بچمم که دیگه از وجود خودمه صددرصد یه تار موشم با دنیا عوض نمیکنم
من به شخصه پدر مادرم و بچم رو نمیتونم بگم کدومو بیشتر دوست دارم
نقطه ضعف های زندگیمن
یک هرکس جای خودش دوم بستگی ب خانواده داره ولی بازم بهترین مادر هم باشه خودش درک داره نوه عزیزتره
چرا من هرچی فکر میکنممیبینمخودم بیشتر دوست دارم
بچمو بیشتر دوست دارم.
بله بچم از هرکسی برام عزیزتره اگه هم ازاینی که هست بهتربود باز میگفتم بچه
بچه از جون و گوشت و خون خودمه خودم بزرگش کردم بزرگ شدنش رو دیدم عشق خالص دیدم بعد که بزرگ میشه اونم انتخابش بچشه چون بازم میگم بچه ازهرکسی عزیزتره
من هیچ منتی سرش نمیذارم که زحمتش روکشیدم چوندرعوض مادرشدم
من همیشه میگفتم پدر و مادرم رو از بچه هام بیشتر دوس دارم الان نزدیک چهار ماه پدرم پر کشیده و من با رفتنش پشتم شکسته
معلومه بچه
مامان من همه چیزای گرون خوبش برای غریبه وفامیل خودش بوده چه رفتار قشنگش چه خوردنی گرونش همیشه فامیلش و غریبه هارو به ماها ترجیح داده
پس انتخابم بچمه
یه روز همین سوال رو از مادرم پرسیدم گفت بچم رو بیشتر دوست دارم گفتم مگه میشه گفت هروقت بچه دار شدی این احساس رو درک میکنی من عاشق مادرم بودم و هستم ولی از وقتی بچه دار شدم قلبم برای بچم یه جور دیگه میزنه
هردو به یه اندازه عزیز هستن فقط شاید یکیشون شیطون تر باشه که باعث شیرینیش بشه یا حالا هرچی دیگه
من تو زندگیم واسه ناراحتی و مشکلات همه مخصوصا نزدیکانم ناراحت میشم
ولی پدر و مادر و داداشم و شوهرم و بچه هام یه مشکل داشته باشن یا دور ازجون مریض بشن کلا بی قرار میشم،قلبم انگار درد میگیره،کلا از زندگی میفتم،به خاطر همین اینا نقطه ضعف های زندگیمن،امتحان کردم
واسه هر کدوم همون اندازه ضعیفم کلا دست خودم نیست
تا بوده همین بوده
مادر ی قسمت زیادیش مال غریزه ی مادریه حاظری براش جونتم بدی
ولی فرزند نسبت ب مادر اگه فداکاری کنه همه میگن به به چ فرزند صالحی آفرین ب تربیت این پدر و مادر
هردو عزیزن اما منم میگم بچه تکه ای از وجودته ، شاید روزی بحث اولویت باشه هرکس بچشو انتخاب کنه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.