۵ پاسخ

بخدا منم همینم

دخترم از صبح تا وقتی بخواد بخوابه چسبه به من

نه میزاره تی وی ببینم نه میزاره گوشی دستم بگیرم

بقران عین زندااااااان شده زندگی برام
بازی میکنه میگه نگام کن
گوشی بهش میدم میگه تو هم بیا نگاه کن
بخدا دیوووووونه شدم

منم خیلی عصبی میشدم و گاهی داد میزدم و همش هم بعدش عذاب وجدان می‌گرفتم ولی بازم تکرار میکردم اصلا از خودم بدم اومده بود که چرا نمیتونم برای یه بچه کوچیک صبوری بیشتری کنم
که در نهایت از پارسال رفتم مشاوره و هنوزم دارم میرم و خیلی کمکم کرد و الان نهایتا شاید ماهی یکی دوبار عصبی بشم، خیلی بیشتر به خودت مسلط شدم و صبور تر شدم و.... عزیزم حتما مشاوره خوب پیدا کن برو با درد دل کردن با مامان ها درست نمیشه

هممون همینیم خواهر
خدا صبرو تحملمونو زیاد کنه و بچه هامونو عاقل😁

شما نعره بزنی من خودم رو میخورم
واقعا هم میخورم
دستم رو چند وقت پیش چنان با قدرت تمام گاز گرفتم و خداروشکر ک بچه رو گاز نزدم
اللن دستم کبود شده درد میکنه
بخدا دست ماها نیست این بچه ها همش خدارو قسم میدن ک پاشیم یه کاری بکنیم داد بزنیم جیغ بزنیم تنبیه کنیم
من هی میگم امروز مامان خوبی میشم دست روشون بلند نمیکنم صبوری زیاد میکنم کنار میام باهاشون مامان خوبی میشم ولی باز اون چیزی ک نباید بشه میشه یعنی بخدا خودمم خسته شدم
موقع خواب امشبشون هی دختر بزرگم و کوچیکم نق زدن اخر رفتم و اصن دیگ جوابشون رو ندادم ک اخر شبی گریه نکنن

منم اینجوریم
ولی چکاز کنم از اهن ک نیستم ولی چند روزه داد نمیزنم ولی کمو بیش دعواش میکنم

سوال های مرتبط