سوال های مرتبط

مامان 🌸🌸🌸 مامان 🌸🌸🌸 ۵ سالگی
سلام خانوما
ما دیشب مهمون داشتیم اولش خالم اینا خونمون بودن ی پسر ۲ سال ونیم دارن بشدتتتتت شلوغ از وقتی ک اومدن فقط ریخت و پاش کرد تا موقع رفتن ک زد رو اینه کنسولمون قاب عکسمونو شکست دخترمم پر حرف شده بود کلا داشت گزارش کار میکرد وای شکوند وای رفت اونجا وای داره کشوهارو خالی میکنه و... بیجاره خالمم اذیت میکرد بعدش رفتن
سه تا خانواده دیگه اومدن ک اونا هرکدومشون بچا کوچک داشتن از دختر من کوچکتر یکیشون دخترش یک و نیم سال داشت اونم شلوغ ک از پله بالا میرفت تو اشپزخونه میرفت مامان و باباشم دنبالش😂 خودشونم میگفتن رها نرو رها بشین رها خستمون کردی رها بریم خونه منم میگفتم بزارین راحت باشه
بعد اینورم دخترم با دوتا بچه دیگه بازی میکردن بدو بدو بپر یپر جیغ و داد و... همسرم یه لحظه کنترلش از دست داد با صدای یلند گف ماااااهکککک بچه‌ها ساکت شدن و اونیکه بچه یک ونیم سال داشت خودشونم داشتن بچشونو حاضر میکردن برن خونشون دیگه بعد داد زدن جمع کردن رفتن منم دو س بار بخاطر سروصدا عذرخواهی کردم اونم گف تو چرا عذرخواهی میکنی بچن دیگه در کل ۱۰ ۱۵ دیقه نشستن
دوتا مهمونای دیگم نشستن بازم بچه‌ها شلوغی کردن ماهام حرف زدیم بعد میوه شیرینی خوردن رفتن
حالا از دیشبم فکرم رو اینه ک ناراحت شدن رفتن چون همسرم داد زد سر دخترم نمیدونم اصلا از دیشب فکرم درگیرشه ماام اونارو سال ب سال تو عید رفت و امد داریم فقط
(و اینم بگم واقعاااا اونلحظه صدای بچها خیلی زیاد بود و صدا به صدا نمیرسید )