یهو نخواه تغییرش بدی
کلاس مادر وکودک برید عالیه
ی تایمی مثلا ۳تایی برید با پدرس یاهرشخص دیگ ای ک یکم رابطش باش خوبه اون مثلا دستشو بگیره
اون بیشترکنارش باشه
دختر من مهد میره. پیش باباش و مامانم و مادرشوهرم و عمه شم اینام میمونه. اما خونه کس دیگه مثل دوستش نمیمونه.
حرفم دیگه زیادی میزنه. همه اسرار زندگیمونو لو میده🤣. بنظرم با مشاور کودک صحبت کن بهت قدم به قدم بگه چیکار کنی
پسرمو تابستون بردم مهد گفت خوشم نمیاد دیگه نبر.
بهش عزت نفس بده کارای کوچیک شو بزرگ نشون بده بگو مثلا چقدر شجاع بودی خودت تنها رفتی دستشویی خودت بدون کمک فلان کار رو کردی هر شب از شجاعت خودش براش بگو حتی اگه از نظر تو خیلی بی ارزش باشه کم کم به این باور میرسه ک منم میتونم منم شجاعم به مرور مسائلش حل میشه
هرچقدرم بزرگتر بشه بیشتر میفهمه فقط باید بهش شجاعت بدی
بگو میدونم خجالت میکشی منم اندازه تو بودم این کارو یا اون کارو میکردم ک کمتر خجالت بکشم
من میذارمش البته خونه ی کسی نه اصلا. خانه بازی با دوتا مربی خوب هست چندبار خودم موندم دبدم رسیدگیشون خوبه الان دیگه تنها میذارمش میمونه. و خونه مامانم فقط. صحبت هم میکنه با مربی ها و کسایی ک باهاش خوب رفتار میکنن. بچه شمام یکم بهش احساس امنیت بده اصلا بهش اصرار نکن با دیگران حرف بزنه. خوب میشه کم کم نگرانش نباش
دختر من نشستم همش,بهم میچسبه همش از سر و کولم بالا میره یا رو پام دراز میکشه یا تو بغلمه ولی روابط اجتماعیش خوبه زیاد از حد با همه زود راحت میشه که این منو میترسونه
دختر من مهد میره با کسایی که دیده باشه شون صحبت میکنه بدون منم میمونه جایی
من از اول مثلا شیش ماه اینا دکی بازی قایم موشک بازی میکردم میگفتم برم ظرفا رو بشورم بیام مثلا ده دقیقه تنها بود باز میومدم میگفتم دیدی اومدم باز دوباره همینجوری ادامه میدادم تو طب روز بزرگترم سد گفتم من برم میام باز باشه اونم میکفت باشه نه که گریه نکنه گریه میکرد ولی من جلو چشمش میرفتم چه شوهرم چه مامانم یا هر کس دیگه یکم گریه میکرد ساکت میشد
شماهم بزار برو یکم گریه کنه چیزی نمیشه بهتر از اینه مثلا یواشکی بری
نه میمونه ارتباطشم با بقیه عالی من از اول فقط به خودم وابسطش نکردم پیش مامانم میذاشتم از بچگی تابستونا هر روز وقت میکردم میبردمش پارک با بچه ها بازی میکرد ارتباط برقرار میکرد الان راحت جای دیگه میبرم پارک برای خودش دوست پیدا میکنه
عزیزم برو یه مهد که بزارت خودت هم پیشش بمونی کم کم با بازی سرگرم میشه تو میری تو حیاط دیگه به مرور عادت میکنه ولی ممکنه یه ماه زمان ببره. من پسرم اینجوری جداش کردم از خودم
پسر منم هیچ جا نمیمونه . تو خونه هم همش دنبالم میاد و چسبیده بهم
جایی بریم هم با بچه ها ارتباط میگیره اما با بزرگ تر ها اصلا
میگه هیچکس بهم نگاه نکنه
هیچکس باهام حرف نزنه
مادرشوهرم حسرت به دلش موند یبار پسرمو ببوسه
همیشه بزور بغلش میکنه اونم خیلی کم میگه دوست ندارم اذیت بشه
فقط از دور هی راجبش حرف میزنن ک مغروره نمیاد پیشمون
بعد میدونی پسر من رفتاررش ورژن پسرونه س
دختر شما گریه میکنه کسی باهاش حرف بزنه
پسر من تف میکنه به طرف
انقد خجالت میکشم 🥲🥴🫣 اما دوساله هرکار کردم از سرش بیوفته فایده نداشت
الان دیگه همه میدونن اخلاقشو
میگن نزدیکش نرید باهاش حرف بزنید تف میکنه
😄
کاش پسر منم گریه میکرد این وقتا
بچه اولتونه؟
بچه ی اول من اونطوری بود منم خیلی اذیت میشدم خیلی وابسته بود ولی پیش دبستانی که رفت درست شد.
اما بچه ی دومم نه میمونه هم توی مهد هم پیش فامیل هم باباش،فقط وسطش باید یه زنگ بزنه باهام حرف بزنه
پسر من پیش چند نفر میمونه
پدرش، پدر و مادر من ، پرستارش که تا ۲ سالگی باهاش بود
شب هم تنها خونه مامانم اینا میمونه
همه ی بچه ها اینجورین .شما نباید به گریه هاش توجه کنی .بزار مثلا پیش خاله یا مادر بزرگ و برو .بزار گریه کنه یکی دو جلسه بمونه پیششون عادت میکنه.
دختر منم اینجوری بود پیش پدرش میزاشتمش میرفتم ارایشگاه کاشت ناخن مژه هر ماه که میرفتم دیگه کم کم عادت کرد میرفتم بیرون میگفتم چی دوست داری بخرم برات دیگه منتظر میموند تا اون خوراکی رو بخرم بعدم حتما خدافظی کن با بچه بدون خدافظی نرو چون اینجوری ترسش بیشتر میشه همش فکر میکنه میخوای بری بیرون بهت میچسبه
دختر من از دختر شما بزرگتره حتی پیش مامانم نمیمونه
اره پیش کسایی که خودم بگمو،بشناسه میمونه
مهدم یه مدت رفت ولی بخاطر ویروس دیگه نبردمش
خیلی راحت میموند خودش میگفت مامان برو خونه کاراتو بکن بعد بیا دنبالم
خانوما راهنمایی میکنید بهم هر کاری،میکنم سوالم اینجا نمیاد فقط تو سوالات دیگران میتونم پاسخ بدم چرا
دقیقا مشکل من با پسرم همینه
مهد کودک اون اوایل خودم میرفتم می نشستم،،، تا کم کم عادت کرد
خونه ی اقوام اینقدر به من میچسبه و غریبی میکنه و جواب هیچکسو نمیده
من براش جایزه تعیین کردم نمیدونم کار درستیه یا نه
مثلا میگم یک هفته اگه سلام کنی هر جا رفتی برات فلان چیزو میخرم
بعد که سلام میکرد میگفتم دیدی چقدر خوب بود؟ با همه حرف زدی سلام کردی
یواش یواش به راه بیارش
ولی زیادم مجبورش نکن
پسر منم اینجوریه
من هم مثل تو هستم حتی الان تو این سن است میاد جلوی دستشویی تا من بیام بیرون
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.