۱۱ پاسخ

دووووووومممم
بعد مامانم ک مثلاااا زنگ زده بود ببینه رفتم آزمایشگاه و برگشتم یا نه؟ ک وقتی بهش گفتم آره ب سختی ازم خون گرفتن و حالم بد شد و اینا بازم برداشته میشه تقصیر شوهرته که بخاطر بیمه تکمیلی تو رو اجبار میکنه ک بیا برو آزمایش بده 😕
وااااقعا اینجا موندم جوابش رو چی بدم
دیگه دیدم با حرفاش فقط داره اعصابم رو خورد میکنه گفتم مامان کار نداری ک معصومه گریه میکنه خدافظ
اینم بگم ک همین مامانم با اینکه نوه داره، هنوز ک هنوزه بعضی وقتا میگه بابابزرگم از بابام بد میگفته قبلا ها و معمولا ازش گله داشته
خب مسلمون تو ک معتقدی کار بابابزرگ بد بوده چرا خودت همین کارو میکنی!؟ وااااقعا دلم از مامانم شکسته
اینم بگم ک اگه مامان مهربون و خوبی دارین قدرش رو بدونین
ما ک از همون مامان هم شانس نیاوردیم. 😐💔🥺

اوووووووللللل
وای وای وای مامانم فقط یاد داره اعصاب منو بهم بریزه، چند شب پیش اونجا بودیم شوهرم ی چیز گفت که بر خلاف عقیده ی مامان و بابام بود، کلا عقاید شوهرم تو بعضی از مسائل با مامان و بابام زمین تا آسمون فرق داره. که البته طبیعی هم هست
شوهرمم بر پایه عقایدش ی چیزی گف که بر خلاف عقاید مامان و بابام بود، حالا امروز مامانم زنگ زده ک آره این چ حرفاییه ک شوهرت میزنه شوهرت اِله بِله فلانِ و بهمانه( اینم بگم ک من همون شب از خونه بابام ک اومدیم بیرون ب شوهرم گفتم تو نمیدونی این حرفا رو نباید خونه ی بابای من بزنی و خلاصه ک بهش تذکر دادم)
حالا مامانم زنگ‌زده منت داره ک اینا چ عقایدیه ک شوهرت داره منم گفتم مامان من نه عقاید شما برام‌مهمه نه عقاید شوهرم، هر کدومتون ی جوری فک میکنین و این طبیعیه و من واقعا برام اینجور چیزا اهمیت نداره حالا شوهرم ی چیزی گف شما ول کنین فراموش کنین 😕
بعدم من چند روز پیش فشارم بالا بود و سردرد داشتم شوهرمم گف بیا بریم دکتر برات آزمایش بنویسه ببینیم چیکارته که هم ی چکاپ بشی هم بیمه ی تکمیلی داریم‌ اونم استفاده شع 😅😅
خلاصه ک من امروز صب رفتم آزمایشگاه و اونجا موقع خون گرفتن حالم بد شد و دنیا دور سرم چرخید و کلا داغون

کلن آدم وقتی میبینه تو جمع بقیه هم نظرش نیستن دیگه بهتره اون بحث و نکنه...
مامانت هم جیشتناشو به قول معروف به شوهرت انداخته هر کاری کنه چ خوب چ بد ،دبگه بدترین کاره جهانه

خوبه پسرخاهرشه

منم امروز با مامانم بحث کردم
واقعا دیگه تحملش برام سخت شده، مامان من همشششش داره سنگ خواهر و خواهرزاده هاشو به سینه میزنه 🤢 و بخاطر اونا با ما بچه هاش لجبازی میکنه 😐
واقعا از وقتی مادرشدم همیشه دعا میکنم مثل مامان خودم نباشم که بخوام انقدر با اعصاب و روان بچه هام بازی کنم 😔

عزیزم ناراحت نباش ول کن بابا عصابت بهم نریز مادره دیگه ی چی گفته.همه همینطورن مامان منم گاهی گیر میده فقط میگم آره باشه تو راست میگی تمام

منم چند روز دقیقا همین مشکل تو رو داشتم. بحث سیاسی بود و همسر و پدرم باهم اختلاف عقیده دارن.‌ از خونه پدرم برگشتنی من با همسرم یه دعوای بزرگ کردم که ببینم تکرار بشه من میدونم با تو. چون میدونم پدرم خودشو علامه دهر میدونه و قطعا بیرون رفتنی میشینه پشت همسرم حرف میزنه.
به همسرم گفتم من عقایدم با تو یکیه چه کاریه بشینی اعصابتو خراب کنی و طرف مقابلم قبول نکنه و خودتو کوچیک کنی و احترامی که بهت دارنو از بین ببری. هرچی گفتن بگو بله چشم ولی کار خودتو بکن.
متاسفانه والدین ما فک نمیکنن شاید خودشون اشتباه کنن فقط میدونن که نباید حرفی بالای حرفشون زده بشه

فقط سعی کن دهن به دهن نشی عزیزم باهاشون شوهرتم بگو باهاشون بحث‌نکنه سر هیچ عقیده ای درمورد زندگیتم‌چیزی‌نگو بهشون و سعی کن با عقل خودت بری جلو الان اگ‌یک درصد روت تاثیر داشتن دوبار دعوای بزرگ میوفتاد تو زندگیت عقل خودت باعث شده که حرفاشونو قبول نکنی بعضیا هستن انقد تحت تاثیر پدر مادرن با حرف و راه و روش اشتباه اونا زندگیشون خراب میشه و درآخر پدر مادرتن همون احترام بزار بهشون محبت کن اهمیت نده

حکایت مامان منه
۷ ماهه باهاش قهرم

نمیدونم بعدا میخوای چیکار کنی
و دوباره چیزی گفتن
بگو خب مادر دکتر نبره
نمیگی شوهرت بیخیاله
یه دکتر نمیبرتت

ی مدت سرسنگین باش من خودم الان دوبار رفتم خونه مامانم بی احترامی دیدم امروز خاستم برم یادم افتاد نرفتم

محلش نده

سوال های مرتبط

مامان ماهِ من🌙🩷 مامان ماهِ من🌙🩷 ۱ سالگی
مامان ماهِ من🌙🩷 مامان ماهِ من🌙🩷 ۱ سالگی
مامان امیر عباس مامان امیر عباس ۱ سالگی